به گزارش صراط به نقل از فارس، غلامحسین کرباسچی، دبیرکل پیشین حزب کارگزاران سازندگی، چهارشنبه ۲۲ مهرماه در برنامه زنده «به وقت ایران» با زیر سؤال بردن توان ایران برای مقابله با آمریکا گفت: «اینکه هر روز یک کارشناس در تلویزیون بیاورید و بگویید ما پدر آمریکا را درآوردیم، دردی از مردم ما دوا نمیکند. به شما میگویم، ما نمیتوانیم پدر آمریکا را دربیاوریم.»
در انتخابات میاندورهای سوم نوامبر ۲۰۲۶، جمهوریخواهان با شکست سنگینی مواجه شدند و کنترل کنگره را از دست دادند. نکته قابلتوجه، اعتراف مقامهای آمریکایی به نقش جنگ با ایران در این شکست بود.
جیدی ونس، معاون ترامپ، جنگ با ایران را یکی از دلایل شکست جمهوریخواهان دانست. دونالد ترامپ نیز افزایش قیمت بنزین و تبعات اقتصادی جنگ را از عوامل مؤثر بر وضعیت انتخاباتی حزب خود معرفی کرد.این اعترافها از آن جهت اهمیت دارد که نشان میدهد آثار قدرت ایران صرفاً به میدان نظامی محدود نمانده و به اقتصاد و سیاست داخلی آمریکا نیز رسیده است.

تنگه هرمز؛ اهرمی فراتر از میدان نظامی
یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت راهبردی ایران، موقعیت ژئوپلیتیکی و تسلط بر معادلات امنیتی خلیج فارس است. تنگه هرمز بهعنوان یکی از مهمترین گذرگاههای انتقال انرژی جهان، ظرفیتی دارد که میتواند محاسبات اقتصادی قدرتهای بزرگ را تحت تأثیر قرار دهد.افزایش قیمت انرژی، رشد هزینه حملونقل و فشار بر اقتصاد خانوارهای آمریکایی، موضوعاتی نیستند که سیاستمداران این کشور بتوانند در آستانه انتخابات نادیده بگیرند.

به همین دلیل، وقتی جنگ با ایران به افزایش قیمت سوخت و نارضایتی رأیدهندگان آمریکایی منجر میشود، عملاً یک قدرت منطقهای توانسته است آثار تصمیمهای دولت واشنگتن را به داخل جامعه آمریکا منتقل کند.
این همان واقعیتی است که برخی فعالان رسانهای غربی نیز به آن اشاره کردهاند. کاتلین جوهانسون، فعال رسانهای غربی، در تحلیلی درباره شکست جمهوریخواهان تأکید کرده است که آنها نه به دلیل ناتوانی ایران، بلکه به این دلیل شکست خوردند که ایران توانایی پاسخگویی و تحمیل هزینه اقتصادی به آمریکا را حفظ کرده بود. او قدرت ایران را یکی از عوامل اصلی شکست جمهوریخواهان توصیف کرده است.

مسئله مهمتر، تأثیر چنین تحلیلهایی از سوی اصلاحطلبان بر افکار عمومی ایران است. وقتی برخی چهرههای سیاسی مدام از ناتوانی ایران در برابر آمریکا سخن میگویند، نتیجه طبیعی آن تضعیف باور عمومی به ظرفیتهای ملی و القای این تصور است که مقاومت هیچ دستاوردی ندارد و تمام هزینهها یکطرفه پرداخت میشود.
البته شکست جمهوریخواهان را نمیتوان صرفاً به ایران نسبت داد و عوامل دیگری مانند تورم و نارضایتی اقتصادی نیز در آن نقش داشتهاند؛ اما اعتراف مقامهای آمریکایی به تأثیر جنگ ایران، نشان میدهد که این مؤلفه را نمیتوان نادیده گرفت.

در نهایت، مشکل تحلیل بخشی از اصلاحطلبان آن است که پیش از بررسی واقعیتهای میدان، نتیجه را مشخص کردهاند؛ آمریکا شکستناپذیر است و ایران نمیتواند هزینهای به آن تحمیل کند. اما تحولات اخیر نشان داده است که حتی تصمیمهای جنگی واشنگتن نیز میتواند برای حزب حاکم در آمریکا هزینه انتخاباتی داشته باشد.اگر ایران آنقدر که برخی ادعا میکنند فاقد قدرت اثرگذاری است، چرا هزینه جنگ با ایران به یکی از عوامل شکست انتخاباتی جمهوریخواهان تبدیل شد؟ این پرسشی است که بهتر است پیش از تکرار گزاره «نمیتوانیم پدر آمریکا را دربیاوریم»، به آن پاسخ داده شود.