به گزارش صراط به نقل از فارس، خاطرات و روایتهای منتشرشده از برخی نزدیکان دربار پهلوی، حاکی از آن است که موضوع خریدوفروش، خروج غیرقانونی و انتقال آثار عتیقه و میراث فرهنگی ایران در دوره محمدرضا پهلوی، بهویژه در ارتباط با برخی اعضای خاندان سلطنتی، مطرح بوده است؛ روایتهایی که از نقش اشرف و شمس پهلوی در معاملات عتیقه، خروج اشیاء تاریخی از کشور و تلاش برای فروش این آثار در خارج از ایران حکایت دارند.
فریده دیبا، مادر فرح پهلوی، در کتاب «دخترم فرح» به فعالیتهای اقتصادی برخی اعضای خاندان سلطنتی اشاره کرده و نوشته است: «یکی از کارهای خواهران و برادران محمدرضا و در رأس آنها اشرف و شمس، این بود که بعضی از اشیاء عتیقه را که به لطایفالحیل به دست میآوردند، به کلانپولدارهای مملکت میفروختند». (دخترم فرح، فریده دیبا، صفحه ۲۸۷.)
دیبا همچنین در بخش دیگری از این کتاب، از خروج آثار تاریخی با استفاده از نفوذ دربار سخن گفته و درباره شمس و اشرف پهلوی مینویسد: «این دو خواهر شمس و اشرف در برابر دریافت پولهای کلان اجازه میدهند صادرکنندگان حتی اشیاء عتیقه و ارزشناگذاردنی و میراث فرهنگی و ملی کشور را در بستهبندیهای منقوش به مهر دربار شاهنشاهی، بدون هیچگونه وارسی به خارج بفرستند!». (دخترم فرح، فریده دیبا، صفحه ۲۶۸.)
ماجرای کشف گنجینه در کاخ چالوس
فریده دیبا در ادامه خاطرات خود، به ماجرای کشف مجموعهای از اشیاء نفیس در کاخ چالوس اشاره کرده است. به نوشته او، شمس پهلوی دستور حفر چاهی جدید را صادر کرده بود که در جریان عملیات حفاری، مجموعهای از جواهرات و شمشیرهای مرصع کشف شد.
براساس گفتههای فریده دیبا، گویا فرح قصد داشته محمدرضا را راضی کند تا این نفایس تاریخی به گنجخانه ایران باستان سپرده شود؛ اما محمدرضا در مقابل گفتفه بود: «گنجخانه ایران باستان آن قدر از این خرت و پرتها پُر شده که دیگر جا برای اشیاء جدید ندارد». (دخترم فرح، فریده دیبا، صفحه ۲۸۵.)
این روایت، علاوهبر اشاره به کشف یک مجموعه ارزشمند تاریخی، از اختلاف بر سر نحوه نگهداری و تعیین سرنوشت آن نیز حکایت دارد؛ مجموعهای که بنا بر خاطرات دیبا، به جای انتقال به گنجخانه ایران باستان، با مخالفت محمدرضا پهلوی مواجه شد و معلوم از کدام موزه خارجی سردرآورده است.
اشرف پهلوی و قاچاق آثار عتیقه
احمدعلی مسعودانصاری، از نزدیکان سابق خاندان پهلوی، نیز در کتاب «من و خاندان پهلوی» به موضوع فعالیتهای اشرف پهلوی اشاره کرده و نوشته است: «ماجرای فعالیتهای وی [اشرف پهلوی]در قاچاق و غیره، زبانزد خاص و عام است». (من و خاندان پهلوی، احمدعلی مسعودانصاری، صفحه ۲۷۵.)
در همین زمینه، احسان نراقی، مشاور وقت فرح پهلوی، در کتاب «از کاخ شاه تا زندان اوین» به ماجرای خروج مجموعهای از آثار عتیقه توسط شهرام پهلوینیا، فرزند اشرف پهلوی، پرداخته است.
نراقی با اشاره به تلاش برای بازگرداندن این مجموعه به ایران مینویسد: «شهرام، پسر اشرف بهطور غیر قانونی عتیقههایی را از کشور خارج ساخته و میخواست در حراجی آنها را به فروش برساند. هویدا بنا به پیشنهاد محرمانه شهبانو تصمیم گرفته بود، تمام مجموعه [گنجینه عتیقه دزدی]را بخرد و به ایران بازگرداند».
او در ادامه به نقل از یکی از افراد مطلع، از سابقه طولانی شهرام پهلوینیا در این زمینه سخن گفته و میافزاید: «ضمن آنکه به من گفت مدت بیست سال، شهرام همواره در قاچاق آثار عتیقه ایرانی نقش مؤثری داشته است». (از کاخ شاه تا زندان اوین، احسان نراقی، صص ۱۲۷ ـ ۱۲۸.)
روایت انتقال آثار ایران به موزههای خارجی
فریده دیبا در بخش دیگری از کتاب «دخترم فرح»، به حضور گسترده آثار تاریخی ایران در موزههای خارج از کشور اشاره کرده: «وقتی از غرفههای مربوط به آثار ایران در بریتیش میوزیم بریتانیا بازدید کردم، به نظرم رسید هرچه در ایران بوده بار کرده و به این موزه در لندن آوردهاند».
دیبا در ادامه، با اشاره به بازدید از موزه لوور در پاریس و موزه آرمیتاژ در سنپترزبورگ، میافزاید: «متوجه شدم انگلیسیها در این غارت آثار فرهنگی ایران تنها نبودهاند. همچنین در موزه آرمیتاژ در سنپترزبورگ کوهی از اشیاء عتیقه ایرانی وجود دارد». (دخترم فرح، فریده دیبا، صفحه ۱۸۳.)
مجموع این روایتها، تصویری از چگونگی برخورد اعضای خانواده به اصطلاح سلطنتی پهلوی با میراث تاریخی ایران را نشان میدهد؛ میراثی که بهجای آنکه بهعنوان سرمایهای ملی حفظ شود، بنا بر خاطرات نزدیکان دربار، در مواردی به عرصه معاملات شخصی و خروج از کشور تبدیل شده بود.