رئیسجمهور آمریکا درحالی با اعتراض و اختلاف در اردوگاه جمهوریخواهان مواجه شده که گزارشها از بررسی حمله مجدد به ایران، آمادهسازی نظامی سنتکام و تلاش مشاوران برای استفاده از فرصت باقیمانده پیش از آغاز به کار کنگره جدید حکایت دارد.
به گزارش صراط به نقل از نوبنیاد، شکست سنگین جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای مجلس نمایندگان و سنا، به نقطه آغاز بحرانی سیاسی در دولت آمریکا تبدیل شد که دامنه آن حتی به حلقه نزدیکان رئیسجمهور و حامیان جنگطلب او نیز رسیده است. نکته قابلتوجه آن است که در روزهای پس از انتخابات، اغلب تحلیلگران و حتی شخص ترامپ، جنگ آمریکا علیه ایران را یکی از عوامل اصلی شکست جمهوریخواهان معرفی کردند. با این حال، به نظر میرسد رئیسجمهور آمریکا هنوز حاضر نیست پیامدهای واقعی این ماجراجویی را بپذیرد و اکنون در شرایطی قرار گرفته که باید همزمان با شکست در عرصه انتخابات، پاسخگوی اختلافات داخلی و ناکامی راهبرد نظامی خود نیز باشد.
در این میان، به نظر میرسد ونس تلاش دارد با برجستهکردن هزینههای جنگ ایران و فاصلهگذاری نسبی با تصمیمات ترامپ، مسیر سیاسی مستقلتری برای خود ترسیم کند. این رویکرد را میتوان نوعی بازبرندسازی سیاسی برای آینده دانست. اما در طرف مقابل، شخصیت سیاسی ترامپ و سابقه تصمیمگیریهای او نشان میدهد که رئیسجمهور آمریکا ممکن است برای فرار از شکست قبلی، به قمار بزرگتری روی بیاورد؛ قماری که اینبار میتواند با آغاز دور جدید جنگ علیه ایران همراه شود.
سابقه تاریخی یک قمار
روزنامه «نیویورکتایمز» در گزارشی درباره پیامدهای شکست انتخاباتی ترامپ، احتمال حمله مجدد به ایران و قرارگرفتن او در وضعیت اردک لنگ«Lame Duck» را بررسی کرده است. منظور از این وضعیت، محدودشدن قدرت سیاسی رئیسجمهور در دوره انتقالی تا آغاز به کار کنگره جدید در سوم ژانویه ۲۰۲۷ است. این روزنامه با اشاره به تجربه رؤسایجمهور گذشته مینویسد: «روسای جمهور گذشته که در وضعیت اردک لنگ قرار گرفتند، برای نشان دادن اینکه نقش آنها بهعنوان فرمانده کل قوا بیتغییر است، اغلب به گزینههای نظامی خود روی آوردهاند.» نمونه تاریخی این وضعیت، جورج بوش پسر است که پس از شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای سال ۲۰۰۶ و برکناری دونالد رامسفلد، وزیر دفاع وقت، راهبرد نظامی آمریکا در عراق را تغییر داد و با اجرای راهبرد «The Surge» شمار نیروهای آمریکایی در عراق را افزایش داد. اکنون نیز ترامپ ممکن است برای نمایش قدرت و اثبات اینکه همچنان فرمانده کل قواست، الگوی مشابهی را در قبال ایران دنبال کند؛ هرچند جنگ مجدد در شرایط فعلی هزینههای سنگینی برای واشنگتن خواهد داشت.
نگرانی از چنین سناریویی صرفاً یک گمانهزنی سیاسی نیست. شبکه انبیسی به نقل از مقامات آمریکایی گزارش داده است که مشاوران ترامپ به او گفتهاند فرصت برای ازسرگیری عملیات نظامی گسترده علیه ایران رو به پایان است و اگر قصد اقدام دارد، باید پیش از آغاز به کار کنگره جدید و طی هشت هفته آینده تصمیم بگیرد.
از سوی دیگر، شبکه فاکسنیوز گزارش داده است که مقامات ارشد آمریکایی تأیید کردهاند ترامپ روز پنجشنبه با تیم امنیت ملی خود دیدار کرده تا درباره ازسرگیری عملیات نظامی علیه ایران گفتوگو کند. به گفته این مقامات، جلساتی نیز در روزهای چهارشنبه و پنجشنبه در کاخ سفید برگزار شده است. فاکسنیوز همچنین به شرایط جوی منطقه در نهم نوامبر و شبهای بدون ماه اشاره کرده و آن را از نظر عملیاتی برای حملات نظامی مساعد دانسته است. همزمان، فاکس نیوز مدعی شد گزارشها به نقل از یک مقام آمریکایی حاکی است که سنتکام درحال نهاییکردن مقدمات ازسرگیری احتمالی عملیات گسترده در ایران است، هرچند هنوز دستورالعمل جدیدی از واشنگتن دریافت نکرده است.
آماده باش تروریستهای آمریکایی
ابعاد تحرکات نظامی آمریکا نیز قابلتوجه است. براساس اطلاعات منتشرشده، شمار سوخترسانهای نیروی هوایی آمریکا در محدوده غرب آسیا تا اروپا به دستکم ۲۰۸ فروند رسیده است که ۱۰۶ فروند از آنها در محدوده پایگاه دیهگو گارسیا، الظفره، العدید، شاهزاده سلطان، اوودا و فرودگاههای بینالمللی بنگوریون و رامون ایلات مستقر هستند. همچنین حدود ۹۱ فروند سوخترسان در اروپا حضور دارند که عمدتاً برای جایگزینی سوخترسانهای خاورمیانه و پشتیبانی از جنگندههای درحال انتقال به منطقه استفاده میشوند.
اهمیت این آرایش از آن جهت است که ناوگان سوخترسان میتواند در صورت صدور فرمان حمله، امکان اجرای سریع عملیات هوایی را فراهم کند. ضمن آنکه سوخترسانهای مستقر در الظفره، العدید و شاهزاده سلطان مدتهاست در پشتیبانی از جنگندههای اسکورتکننده در تنگه هرمز ایفای نقش میکنند تا در کنار سایر هواگردهای سرنشیندار و بدون سرنشین، ترددها در کریدور جنوبی امکانپذیر باشد.
مجموع این شواهد، در کنار شخصیتشناسی ترامپ و سابقه تاریخی رفتار رؤسایجمهور آمریکا در مواجهه با بحرانهای داخلی، نشان میدهد احتمال ماجراجویی نظامی مجدد واشنگتن علیه ایران را نمیتوان نادیده گرفت.
اما در این میان، یک مسئله اهمیت راهبردی دارد و آن ضرورت درسگرفتن از تجربههای گذشته است. مذاکره در چنین شرایطی، میتواند بهجای جلوگیری از جنگ، ترامپ را در محاسبه برای حمله مصممتر کند. تجربه روزها و هفتههای منتهی به جنگ ۳۹روزه و پیشتر جنگ ۱۲روزه، مؤید همین واقعیت است.
در روزهای منتهی به جنگ 39 روزه حتی عقبنشینیهای بزرگ پیشنهاد شده توسط دولت، نیز نتوانست مانع تصمیم واشنگتن برای تجاوز شود. چنانکه بنا بر اظهارات بوسعیدی، وزیر خارجه عمان، در گفتوگو با سیانان، در روزهای منتهی به جنگ، غنیسازی صفر و ذخیرهسازی صفر پذیرفته شده بود. همچنین ولادیمیر پوتین در نهم مه اعلام کرد ایران با انتقال و رقیقسازی اورانیوم ۶۰ درصد موافقت کرده است. با وجود این امتیازات، ترامپ که دیدی آخرالزمانی و ضد تمدنی به ایران داشته و بارها ایران را به نابودی تمدن چندهزار ساله خود تهدید کرده از این تصمیم خود عقب نشینی نکرد که این خود دید اشتباه مسئولان ارشد مذاکرات نسبت به شخصیت شناسی ترامپ را نشان می دهد. برای سومین بار نباید از یک سوراخ گزیده شویم.
ترامپ در سودای انتقام از ایران!
شکست انتخاباتی ترامپ، اختلاف با سوزی وایلز و تلاش جیدی ونس برای فاصلهگذاری سیاسی با رئیسجمهور، نشانههای آشکار بحران در کاخ سفید است؛ بحرانی که ممکن است ترامپ را به تکرار قمار نظامی علیه ایران سوق دهد. همزمان، استقرار گسترده سوخترسانهای آمریکایی و برگزاری جلسات امنیت ملی، احتمال ماجراجویی تازه واشنگتن را افزایش داده و ضرورت پرهیز از تکرار خطاهای دیپلماتیک گذشته را دوچندان کرده است.