۲۷ ارديبهشت ۱۴۰۵
۲۷ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۱

چرا نباید تنگه هرمز به قبل از جنگ تحمیلی رمضان باز گردد؟

چرا نباید تنگه هرمز به قبل از جنگ تحمیلی رمضان باز گردد؟
بازگشت تنگه هرمز به وضعیت پیش از جنگ تحمیلی، به معنای چشم‌پوشی ایران از حاکمیت قانونی و اهرم ژئوپلیتیکی خود در این آبراه حیاتی است؛ در حالی که بر اساس حقوق بین‌الملل، هیچ بخشی از تنگه در آب‌های آزاد قرار ندارد و ایران می‌تواند با مدیریت هوشمندانه، این شاهراه را از تهدید به فرصت تبدیل کند.
کد خبر : ۷۳۷۶۹۲
به گزارش صراط به نقل از فارس، تنگه هرمز به عنوان شاهراهی که ایران امنیت آن را تأمین می‌کند و از نظر قانونی جزو آب‌های سرزمینی ایران و عمان محسوب می‌شود و هیچ بخشی از آن، از جمله آبراه اصلی، در «آب‌های آزاد» بین‌المللی قرار ندارد باید به گونه‌ای اداره و مدیریت شود که منافع ایران را تأمین کند نه آنکه علیه کشورمان مورد استفاده قرار گیرد.تنگه هرمز با عرض حدود ۳۹ کیلومتر در باریک‌ترین نقطه، دو کرانه شمالی (متعلق به ایران) و جنوبی (متعلق به عمان) دارد و به عنوان تنها راه ارتباطی خلیج فارس با آب‌های آزاد جهان شناخته می‌شود.بر اساس قوانین بین‌المللی، هر کشور ساحلی حق دارد تا ۱۲ مایل دریایی (حدود ۲۲ کیلومتر) از سواحل خود را به عنوان آب‌های سرزمینی خود اعلام کند.با احتساب این قانون، و با توجه به عرض باریک تنگه (۳۹ کیلومتر)، محدوده آب‌های سرزمینی ایران (۲۲ کیلومتر از ساحل شمالی) و عمان (۲۲ کیلومتر از ساحل جنوبی) در بخش قابل‌توجهی در میانه تنگه روی هم افتاده یا به هم می‌چسبند.نتیجه این محاسبه ساده این است که هیچ بخشی از تنگه هرمز به عنوان دریای آزاد و بین‌المللی شناخته نمی‌شود و تمام مسیر آن در محدوده آب‌های سرزمینی است.ایران پیش از این از چنین موقعیتی استفاده نمی‌کرد اما جنگ تحمیلی رمضان سبب شد تا کشورمان به سمت مدیریت این شاهراه مهم ارتباطی اقدام کند.
 
«محمدرضا عارف» معاون اول رییس‌جمهور درباره مدیریت ایران بر اساس منافع ملی درباره این آبراهه استراتژیک می‌گوید: «ما از حق حاکمیت خود در تنگه هرمز گذشته بودیم و اجازه دادیم از تنگه‌ای که متعلق به ایران است تجهیزات نظامی که قرار بود علیه ما استفاده کنند، عبور دهند.»موضوعی که بر اساس منافع ملی باید اصلاح می‌شد که در این جنگ انجام شد. تنگه هرمز علاوه بر منافعی که برای کشورمان دارد، نسبت به خنثی سازی بسیاری از دسیسه‌ها نیز به عنوان اهرم قدرت خوب و کارآمدی می‌تواند عمل کند.
 
علاوه بر بحث درآمدی که قابل تحقق است می‌توان در حوزه تضمین امنیتی و خنثی‌سازی دسیسه‌های سیاسی از اهرم قدرتمند تنگه هرمز بهره گرفت. درواقع تنگه هرمز یک قدرت بزرگ قابل اعمال به ایران می‌بخشد که می‌تواند معادلات را در حوزه‌های مختلف خصوصا اقتصادی پیچیده و به هم وابسته به نفع خود تغییر دهد. کشورهای اروپایی که ایران را تحریم کرده‌اند از یک طرف می‌توانند طعم این ابزار عملکردی را بچشند یا کشورمایی چون امارات در این عرصه با خفگی ژئوپلیتیکی قطعا در برابر ایران بسیاری از موارد همکاری با رژیم صهیونی و آمریکا را می‌تواند تعلیق کند.
 
رژیم صهیونی که همواره علیه ایران عمل کرده می‌تواند مورد تحریم جدی ایران قرار گرفته و با هزینه‌های هنگفت اقتصادی و حمل و نقلی روبرو شود. جو اینکه در تتگه باب المندب نیز یمنی‌ها همین مار را لا این رژیم جنایتکار انجام دادند و قبل از ایران اقدام به استفاده آب‌راهه و جغرافیای سیاسی خود کردند. این موارد اهرم فشار قوی و کارآمدی را به ایران می‌دهد که روابط خود با کشورهای مختلف را تعدیل و تنظیم کند. علاوه بر موارد نظامی و هسته‌ای حالا تنگه هرمز به عنوان یک اهرم ژئوپلیتیکی در اختیار ایران قرار گرفته است.امروز، هرگونه عقب‌نشینی به وضعیت سابق، نه تنها خلاف حقوق مسلم ایران است، بلکه امنیت ملی را با خطر مواجه و دستاوردهای جنگ تحمیلی را خنثی می‌کند. تنگه هرمز دیگر صرفاً یک گذرگاه دریایی نیست؛ یک اهرم ژئوپلیتیکی تمام‌عیار است که می‌تواند: معادلات اقتصادی را به نفع ایران تغییر دهد (از جمله اعمال فشار بر کشورهای تحریم‌کننده)
 
رفتار کشورهای همسایه، به ویژه امارات، را در قبال همکاری با دشمنان ایران از جمله رژیم صهیونیستی و آمریکا تعدیل کند. به عنوان یک ابزار بازدارنده در برابر تهدیدات نظامی و سیاسی عمل کند. در شرایط کنونی که ایران با موج جدیدی از تحریم‌ها و تهدیدات مواجه است، مدیریت فعال تنگه هرمز، نه یک انتخاب، که یک ضرورت انکارناپذیر برای اعتلای حاکمیت و عزت ملی است. بازگشت تنگه هرمز به پیش از جنگ اشتباهی راهبردی خواهد بود که دستاورد جنگ تحمیلی را بی‌اثر و بی‌ثمر خواهد کرد.