به گزارش صراط به نقل از کیهان، خلیجفارس بار دیگر به گورستان آرزوهای دور و دراز کدخدای دهکده جهانی تبدیل شد. دونالد ترامپ، قمارباز کاخ سفید که تصور میکرد با چند ناو جنگی و هیاهوی رسانهای میتواند نظم نوین مدنظر خود را بر استراتژیکترین آبراه جهان تحمیل کند، در کمتر از ۴۸ ساعت چنان سیلی سختی از نیروهای مسلح دریافت کرد که چارهای جز عقبنشینی ذلتبار و پناه گرفتن پشت پیامهای متناقض نیافت. واقعیت صحنه نبرد نشان داد که در قاموس جمهوری اسلامی، تهدید تنها یک پاسخ دارد و آن هم «زبان زور» است. محاصره دریایی که دشمن با کبر و غرور از آن دم میزد، نه در پشت میزهای مذاکره، بلکه با غرش موشکهای نقطه زن و پهپادهای تهاجمی درهم شکسته میشود تا دنیا بداند خلیجفارس صاحب دارد.
«پروژه آزادی»
یا نمایش مضحک؟
همه چیز از دوشنبه (۱۴ اردیبهشت) آغاز شد. ترامپ با اعلام طرحی تحت عنوان «پروژه آزادی»، مدعی شد که قصد دارد با اسکورت نظامی کشتیهای تجاری، کنترل ایران بر تنگه هرمز را به چالش بکشد. او با زبان تهدید اعلام کرد که دیگر اجازه نخواهد داد ایران قواعد عبور و مرور در این تنگه را تعیین کند. رسانههای زنجیرهای غرب نیز با آب و تاب فراوان از این اقدام به عنوان «پایان اقتدار دریایی ایران» یاد کردند. اما این نمایش مضحک، پیش از آنکه پرده اولش به پایان برسد، با صخره مستحکم نیروهای مسلح ایران برخورد کرد.
نیروهای جانبرکف دریایی ایران با رصد دقیق و شلیکهای هشدار بموقع، به تمامی شناورهایی که قصد داشتند تحت لوای شیطان بزرگ از قوانین عبور و مرور عدول کنند، فهماندند که اینجا «حیاط خلوت واشنگتن» نیست. به گزارش منابع میدانی، تمامی کشتیهایی که با وعدههای ترامپ دل به دریا زده بودند، با مشاهده اقتدار یگانهای شناوری ایران، سراسیمه تغییر مسیر داده و به لنگرگاههای امنگریختند.
شکست عملیات میدانی
و آغاز «عملیات روانی»
وقتی ترامپ دریافت که در عرصه نظامی حرفی برای گفتن ندارد و ناوهای آمریکایی تنها نظارهگر تسلط ایران بر تنگه هستند، طبق روال همیشگی به فضای مجازی پناه برد. او در جدیدترین پیام خود در شبکه اجتماعی «تروث سوشال»، در حالی که سعی داشت شکست خود را زیر پوشش «تفاهم» پنهان کند، نوشت:
«با فرض اینکه ایران به دادن آنچه که با آن موافقت کرده است، توافق کند که البته یک فرض بزرگ است، (عملیات) افسانهای خشم حماسی به پایان خواهد رسید و محاصره بسیار کارآمد (دریایی ایران) اجازه خواهد داد که تنگه هرمز برای همه از جمله ایران باز شود.»
این جملات اوج استیصال یک رئیسجمهور را نشان میدهد که از یکسو تهدید به «بمباران سنگین» میکند و از سوی دیگر از «توقف عملیات» سخن میگوید.
قمارباز قبل از آن هم در پیامی نوشت: «بر اساس درخواست پاکستان و دیگر کشورها و با توجه به موفقیت نظامی چشمگیری که طی عملیات علیه کشور ایران به دست آوردیم و همچنین پیشرفت بسیار خوبی که بهسمت یک توافق کامل و نهائی با نمایندگان ایران حاصل شده است، ما به توافق متقابل رسیدیم که؛ محاصره در زمان حاضر با تمام قدرت و اثر خود باقی بماند، اما پروژه آزادی (حرکت کشتیها از طریق تنگه هرمز) برای مدت کوتاهی متوقف شود تا ببینیم آیا توافق میتواند نهائی و امضا شود یا خیر.»
او مدعی شد که این عقبنشینی به درخواست پاکستان و برای دادن فرصت به مذاکره بوده است؛ ادعایی کذب که تنها برای مصرف داخلی و جلوگیری از سقوط بیشتر اعتبار نظامی آمریکا در چشم متحدان منطقهایاش مطرح شد.
تحلیل «وال استریت ژورنال»: واشنگتن در بن بست راهبردی
روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال در گزارشی قابل تأمل نوشت:
«طرح دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در تنگه هرمز که به پروژه آزادی معروف بود، محدودیتهای آشکار توانایی واشنگتن برای تحمیل یک واقعیت جدید را در تنگه هرمز، یکی از مهمترین گذرگاههای دریایی جهان، آشکار میکند.
جارد مالسین، نویسنده این رسانه آمریکایی، آغاز عملیات آمریکا در چارچوب طرح مذکور را، پیش از آنکه ترامپ از آن عقبنشینی کند، یک ماجراجویی پرخطر توصیف کرد که هدف آن شکستن کنترل واقعی ایران بر تنگه هرمز و بازگرداندن آزادی ناوبری است.
مالسین تأکید کرد که این طرح با محدودیتهای زیادی در تغییر واقعیت استراتژیک گستردهتر مواجه بود، زیرا ترامپ بهدنبال مجبور کردن تهران به دادن امتیازات است، در حالی که رهبری ایران بر محروم کردن ترامپ از دستیابی به هرگونه پیروزی آشکار اصرار دارد. نویسنده این گزارش اشاره میکند که ایران قبلاً با شلیک موشکهای کروز به کشتیهای جنگی آمریکایی و استفاده از پهپادها و قایقهای تندرو، پاسخ آمریکا را داده بود.
در ادامه این گزارش آمده است که این واقعیت نهتنها برای نیروهای نظامی، بلکه برای حرکت کشتیهای تجاری نیز تهدیدی دائمی ایجاد میکند، که هنوز در بازگشت به تنگه هرمز بدون تضمینهای امنیتی واضح تردید دارند. یکی از برجستهترین نتیجهگیریهای گزارش وال استریت ژورنال، این است که موفقیت عملیات آمریکا، حتی اگر محقق شود، حرکت ناوبری را به سطوح قبل از جنگ باز نخواهد گرداند. قبل از شروع جنگ، حدود ۱۳۰ کشتی روزانه از تنگه هرمز عبور میکردند، در حالی که اکنون تعداد کشتیهایی که تلاش میکنند عبور کنند، تنها چند کشتی است.
از نظر نویسنده، کاهش شدید تردد کشتیها در تنگه هرمز، نهتنها خطرات مادی، بلکه فضای کلی عدمقطعیت را نیز منعکس میکند، زیرا بسته شدن تنگه هرمز به بدترین شوک در عرضه نفت در تاریخ منجر شد که بر بازارهای انرژی و اقتصادهای سراسر جهان تأثیر منفی گذاشت.
مالسین همچنین تأکید میکند که واشنگتن بهسمت یک درگیری طولانیمدت در دریا برای کنترل تنگه هرمز پیش میرود؛ جایی که قبلاً از حداکثر ابزارهای فشار نظامی بدون دستیابی به نتایج قاطع استفاده کرده است، این امر گزینههای محدودی را باقی میگذارد، که برجستهترین آنها تلاش برای تأمین خطوط ناوبری است.
بر اساس این گزارش، در سطح عملی، نیروی دریایی آمریکا به مجموعهای از اقدامات متکی است، مانند تغییر مسیر کشتیها از طریق مسیرهای امنتر در نزدیکی سواحل عمان، و استفاده از فناوریهای پیشرفته مانند پهپادهای دریایی برای کشف مینها، اما این تلاشها، با چالشهای بزرگی مواجه است، بهویژه با اصرار ایران بر تحمیل شرایط خود، از جمله درخواست از کشتیها برای دریافت مجوز قبلی برای عبور.
در نهایت، نویسنده این گزارش تأکید میکند که کنترل تنگه هرمز تنها با قدرت نظامی ممکن نمیشود، و عامل تعیینکننده اعتماد بازارها، شرکتهای بیمه و بخش حملونقل است. بدون این اعتماد، حتی قویترین نیروی دریایی جهان نیز نمیتواند اوضاع را به حالت عادی بازگرداند، بنابراین، «پروژه آزادی» یک حقیقت اساسی را آشکار میکند: هرچند قدرت ایالات متحده هنوز زیاد است، اما مطلق نیست.»
این اعتراف رسانه دشمن نشان میدهد که برخلاف ادعاهای ترامپ مبنی بر «موفقیت نظامی عظیم»، واقعیت بر روی آب چیز دیگری است؛ ناوهای آمریکایی نه تنها نتوانستند امنیت را تامین کنند، بلکه خود به بخشی از بحران تبدیل شدهاند.
رسانههای غربی در شوک
از «نیویورکتایمز» تا «تلگراف»
نیویورک تایمز در تحلیل خود به روانشناسی غلط ترامپ اشاره کرد و نوشت که او ایران را به خوبی نفهمیده است. این روزنامه تأکید کرد که فشار نظامی سنگینتر نه تنها ایران را به تسلیم وادار نکرده، بلکه ظرفیتهای انطباقی و تدافعی این کشور را به رخ جهانیان کشیده است.
روزنامه تلگراف نیز در گزارشی نوشت: «کشتیرانی دنیا برای عبور از تنگه هرمز به طرح ترامپ اعتماد نکرده است.» مالکان کشتیها به خوبی میدانند که تضمینهای ترامپ «چک بیمحل» است و امنیت واقعی تنها با هماهنگی با نیروی دریایی ایران حاصل میشود.
کنایه رابرت مالی
و تمسخر دیپلماسی ترامپ
شکست ترامپ در داخل آمریکا نیز موجی از تمسخر را برانگیخت. رابرت مالی، از چهرههای شاخص دموکرات، با کنایهای نیشدار به عقبنشینی ترامپ واکنش نشان داد. او نوشت که ادعای ترامپ مبنی بر «عقبنشینی به دلیل پیروزی زیاد»، مضحکترین توجیهی است که میتوان برای یک شکست نظامی آورد. مالی تأکید کرد که ترامپ در محاصره دریایی ایران ناکام مانده و اکنون به دنبال راهی برای خروج آبرومندانه از این بحران خودساخته است.
سلاح نفتی در تراز جدید.
ایران فراتر از اعراب دهه ۷۰
همچنین مجله آمریکایی فارن افرز در تحلیلی عمیق، به نکتهای اشاره کرد که لرزه بر اندام استراتژیستهای کاخ سفید میاندازد. این نشریه نوشت که ایران اکنون از «سلاح نفتی» به شکلی پیشرفتهتر از اعراب در دهه ۷۰ میلادی استفاده میکند. تفاوت در اینجاست که ایران نه با بستن شیرهای نفت، بلکه با تسلط بر گلوگاه عبور انرژی، اهرم فشاری ساخته که هیچ گزینه نظامی توان مقابله با آن را ندارد. این یعنی «امنیت برای همه، یا برای هیچکس.»
رسانه عبری: آمریکا عملاً توان حفاظت از نفتکشها در تنگه هرمز را ندارد
شبکه ۱۲ تلویزیون اسرائیل نیز به نقل از مسئولان بلندپایه ارتش این رژیم اعلام کرد که «عملاً آمریکاییها توانایی حفاظت از کشتیهایی که از تنگه هرمز عبور میکنند، ندارند.»
به گفته همین منابع، مسئولان بلندپایه ارتش اسرائیل در گفتوگو با کانال ۱۲ این رژیم تصمیم «دونالد ترامپ»، رئیسجمهور آمریکا برای تعلیق عملیات «پروژه آزادی» را «تصمیمی دراماتیک در سایه وضعیت متزلزل و رو به وخامت امنیتی» توصیف کردهاند.
به گزارش کانال ۱۲، این مسئولان ارشد در ارتش اسرائیل تأکید کردهاند که «مسیر جایگزینی که واشنگتن در امتداد ساحل عمان پیشنهاد داده، بسیار خطرناک و بسیار تنگ و محدود است».
بلومبرگ: تعلیق طرح ترامپ یعنی آمریکا نتوانسته کاری از پیش ببرد
بلومبرگ هم به شکست طرح ترامپ اشاره کرد و نوشت: «تردد در تنگه هرمز تقریبا به صفر رسیدهاست؛ زیرا عملا ایران به آن تسلط دارد و ترامپ با تعلیق طرحش نشان داد که نتوانسته کاری از پیش ببرد.
آمریکا اعلام کرده که دو فروند کشتی با پرچم آمریکا از هرمز خارج شدند؛ درحالیکه شرکت مرسک در بیانیهای اعلام کرده یکی از آن کشتیها متعلق به این شرکت است و ارتش آمریکا با آنها تماس گرفته و به آنها پیشنهاد داده که از خلیجفارس خارج شوند.»
روایت «آکسیوس»
پیرامون توافق ۱۴بندی
در حالی که در میدان نبرد، موازنه قدرت به نفع ایران سنگینی میکند، رسانههای امنیتی دشمن مانند آکسیوس و رویترز ماموریت یافتهاند تا با انتشار اخبار جعلی، در صفوف ملت ایران تردید ایجاد
کنند.
وبگاه خبری آکسیوس به نقل از مقامات آمریکایی و منابع آگاه گزارش داد که کاخ سفید به توافق با ایران بر سر یک تفاهمنامه یک صفحهای برای پایان دادن به جنگ و ایجاد چارچوبی برای مذاکرات هستهای نزدیک میشود. طبق این گزارش، آمریکا انتظار دارد ایران درباره چند نکته کلیدی پاسخ دهد. منابع گفتند که هنوز هیچ توافقی حاصل نشده، اما این نزدیکترین فاصله طرفین به توافق از آغاز جنگ است.
به ادعای آکسیوس، این توافق شامل تعهد ایران به تعلیق غنیسازی هستهای، موافقت آمریکا با رفع تحریمها و آزادسازی میلیاردها دلار از داراییهای مسدودشده و رفع محدودیتهای ترانزیت در تنگه هرمز خواهد بود. با این حال، بسیاری از شرایط منوط به حصول توافق نهائی است و احتمال بازگشت به وضعیت جنگی یا بلاتکلیفی وجود دارد.
دو مقام آمریکایی مدعی شدند که عقبنشینی از عملیات در تنگه هرمز بر اساس پیشرفت در مذاکرات بوده است.
این تفاهمنامه ۱۴ مادهای بین نمایندگان ترامپ و مقامات ایرانی در حال مذاکره است و پایان جنگ و آغاز دوره ۳۰ روزه مذاکرات برای دستیابی به توافقی مفصل را اعلام میکند. به گفته مقامات، محدودیتهای کشتیرانی در تنگه هرمز و محاصره دریایی آمریکا طی این ۳۰ روز به تدریج برداشته میشود، اما در صورت شکست مذاکرات، اقدامات نظامی میتواند از سر گرفته شود.
طبق گزارش آکسیوس، مدت تعلیق غنیسازی بین ۱۲ تا ۱۵ سال تخمین زده میشود؛ در حالی که ایران ۵ سال و آمریکا ۲۰ سال را پیشنهاد دادهاند. همچنین بندهایی درباره عدم اداره تأسیسات زیرزمینی، بازرسیهای سرزده آژانس اتمی و خروج اورانیوم با غنای بالا از ایران مطرح شده است. طبق این گزارش، پس از انقضای مدت تعلیق، ایران میتواند غنیسازی تا سطح ۳.۶۷ درصد انجام دهد. واشنگتن نیز متعهد به رفع تدریجی تحریمها و آزادسازی داراییهای ایران در سراسر جهان شده است.
مرندی: آکسیوس ابزار کاخ سفید برای دستکاری بازار است
این خبرسازیها که به گفته سید محمد مرندی، تنها ابزاری برای «دستکاری بازار» و نجات ترامپ از باتلاق است، با پاسخ قاطع مقامات دیپلماتیک ما مواجه شد. اطلاعات دقیق حاکی از آن است که «خروج اورانیوم از ایران» خط قرمز قطعی و بازگشتناپذیر است و ادعای رسانههای غربی در این باره کذب محض است.
یک منبع مطلع به خبرگزاری تسنیم اعلام کرد که اگرچه پیشنهاداتی از طریق واسطهها (پاکستان) مطرح شده، اما ایران هنوز هیچ پاسخ رسمی به متن آخر آمریکا نداده است. شیطنت آمریکاییها و بازگشت آنها به روشهای نابخردانه (مانند شروع پروژه آزادی) موجب وقفه در بررسیها شده بود. حالا که ترامپ مجبور به عقبنشینی شده، ایران با در نظر گرفتن مصالح ملی و بدون توجه به هیاهوهای رسانهای، موضوع را بررسی میکند.
در این رابطه، رضایی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس در پیامی نوشت:
«آمریکاییها چیزی که در مذاکرات را بهدست نیاوردهاند در یک جنگ شکست خورده به دست نخواهند آورد.
ایران دست به ماشه و آماده است، اگر تسلیم نشوند و امتیازات لازم را ندهند یا بخواهند خودشان یا سگهای پادویشان شیطنتی کنند پاسخ سخت و پشیمانکننده خواهیم داد.»
سخن آخر
شکست خفتبار سگ زرد در «پروژه آزادی» و عقبنشینی سراسیمه از محاصره دریایی در کمتر از ۴۸ ساعت، بار دیگر ثابت کرد که در هندسه قدرت جهانی، دوران «بزن و در رو» به پایان رسیده است.
قمارباز کاخ سفید که با آرایش جنگی و تهدید به انسداد تنگه هرمز بهدنبال باجخواهی بود، با غرش موشکهای نقطهزن و اقتدار دریایی نیروهای مسلح، چنان زمینگیر شد که چارهای جز پناه گرفتن پشت پیامهای متناقض و ادعاهای مضحک «تفاهم»
نیافت.
واقعیت صحنه نبرد نشان داد که امنیت خلیجفارس تنها با اراده ایران تأمین میشود و چکهای بیمحل واشنگتن حتی برای شرکتهای بیمه غربی هم ارزش اعتبار ندارد. اعتراف رسانههای دشمن همچون «وال استریت ژورنال» و «بلومبرگ» به بنبست راهبردی آمریکا، مُهری بر ابطال محاسبات غلط ترامپ بود. اکنون که دشمن در میدان نبرد شکست خورده، با ابزار رسانهای «آکسیوس» به دنبال القای توافقات خیالی و عبور از خطوط قرمز هستهای همچون «خروج اورانیوم» است. اما پیام روشن تهران از زبان «مشتهای گرهکرده» بر روی ماشه صادر شده است: هیچ امتیازی در پشت میز مذاکره به دشمنِ بازنده داده نخواهد شد و هرگونه حماقت جدید، با پاسخی پشیمانکننده، شعلههای جنگ را به اعماق منافع کاخ سفید خواهد برد. غرش موشکها نشان داد که محاصره نه با دیپلماسی التماسی، بلکه با «زبان زور» شکسته میشود.