دونالد ترامپ در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا، بیش از گذشته از خطر دستیابی ایران به سلاح هستهای سخن میگوید. او تقریبا هرجا که میرود در گردهماییهای انتخاباتی جمهوریخواهان، ادعا میکند که اگر دستور حمله به ایران را صادر نمیکرد، تهران به بمب هستهای دست پیدا میکرد و جان میلیونها آمریکایی را به خطر میانداخت.ترامپ حتی تجاوز نظامی به ایران را اقدامی در دفاع از مردم آمریکا معرفی میکند و انتظار دارد آمریکاییها بهجای اعتراض به هزینههای جنگ، بابت این اقدام از او تشکر کنند.
به گزارش صراط به نقل از فارس، او میخواهد همیشه قهرمان باشد و به جای پاسخ به آبروریزی پیش آمده در جنگ علیه ایران، چیزی را پیش بکشد که از اساس وجود نداشت. ترامپ روز ۱۴ اکتبر در یکی از سخنرانیهای خود گفت: «در واقع دلیل حمله ما به ایران دفاع از خود بود؛ چون نمیخواهیم آنها سلاحی داشته باشند که بتواند با یک ضربه، جان میلیونها انسان را بگیرد.»اصرار ترامپ بر تکرار این ادعا در شرایطی است که جنگ علیه ایران برای آمریکا دستاوردی متناسب با اهداف اعلامشده واشنگتن به همراه نداشته و پیامدهای آن به یکی از موضوعات مهم در فضای سیاسی و اقتصادی آمریکا تبدیل شده است. از تداوم بحران تنگه هرمز و ناکامی در تحقق اهداف اولیه جنگ گرفته تا افزایش قیمت سوخت و نارضایتی عمومی، مجموعهای از مسائل وجود دارد که دولت آمریکا نمیتواند بهسادگی از کنار آنها عبور کند.
ترامپ دوست داشت جنگ دیوانهوار او را همگی تحسین کنند، اما اکنون این تهاجم میرود تا به عامل شکست جمهوریخواهان تبدیل شود، در این شرایط او به خوبی از تبعات این اتفاق آگاه است و با آگاهی تمام داستان موهوم حمله اتمی ایران به شهرهای آمریکا را تقریبا هر روز تکرار میکند تا راه فراری برای خود دست و پا کرده باشد. در چنین شرایطی، ترامپ تلاش میکند با برجسته کردن موضوع بمب هستهای، فضای بحث را تغییر دهد. او بهجای آنکه درباره نتایج جنگ و هزینههایی که به مردم آمریکا تحمیل شده توضیح دهد، از فاجعهای سخن میگوید که مدعی است با حمله به ایران مانع وقوع آن شده است.
جنگی که قرار بود به پیروزی سریع آمریکا ختم شود
یکی از موضوعاتی که ترامپ در سخنرانیهای انتخاباتی خود کمتر به آن میپردازد، فاصله میان اهداف اعلامشده آمریکا و شرایط کنونی است. واشنگتن در آغاز جنگ انتظار داشت تهاجم نظامی در مدت کوتاهی، حدود چهار تا شش هفته، به نتیجه برسد و آمریکا بتواند اهداف موردنظر خود را محقق کند. اما گذشت ماهها از آغاز درگیری، نهتنها به پایان بحران منجر نشد، بلکه مسائل تازهای را پیش روی دولت آمریکا قرار داد.خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارشی که ۲۷ اوت ۲۰۲۶ منتشر کرد، نوشت برخی از اهداف اولیه آمریکا همچنان محقق نشدهاند و اولویتهای واشنگتن نیز در طول جنگ تغییر کرده است. بازگشایی تنگه هرمز به یکی از مسائل اصلی آمریکا تبدیل شده و موضوعاتی مانند توان موشکی ایران و سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده نیز همچنان در شمار پروندههای مورد توجه واشنگتن قرار دارند.
از سوی دیگر، وارد کردن خسارت به تأسیسات و زیرساختهای یک کشور، بهمعنای تحقق اهداف سیاسی و راهبردی در جنگ نیست. آنچه در نهایت میزان موفقیت یا شکست یک عملیات نظامی را مشخص میکند، نتایجی است که طرف مهاجم در میدان و عرصه سیاسی به دست میآورد؛ نه صرفاً میزان تخریبهایی که به بار آورده است.به همین دلیل، ترامپ برای ارائه تصویری از پیروزی به افکار عمومی آمریکا با دشواری روبهروست. در چنین وضعیتی، برجسته کردن ادعای جلوگیری از دستیابی ایران به بمب هستهای میتواند راهی برای تغییر صورت مسئله باشد؛ بهگونهای که بهجای پرسش درباره دستاوردهای جنگ، ضرورت آغاز آن در مرکز توجه قرار گیرد.
افزایش قیمت بنزین؛ هزینه جنگ بر دوش مردم آمریکا
پیامدهای اقتصادی جنگ نیز به یکی دیگر از مشکلات دولت ترامپ تبدیل شده است. افزایش هزینههای زندگی و بهویژه قیمت سوخت، در شرایطی به دغدغه بخش بزرگی از جامعه آمریکا تبدیل شده که جمهوریخواهان برای حفظ اکثریت خود در کنگره به آرای همین مردم نیاز دارند.خبرگزاری رویترز ۹ اکتبر در گزارشی درباره نتایج نظرسنجی مشترک این خبرگزاری و مؤسسه ایپسوس نوشت ۷۸ درصد آمریکاییها سیاستهای ترامپ را عامل افزایش هزینههای زندگی میدانند. این خبرگزاری همچنین ۱۴ اکتبر از افزایش ۷.۱ درصدی قیمت بنزین در ماه سپتامبر خبر داد.برای خانوادههای آمریکایی که هر روز با افزایش هزینه سوخت و مایحتاج زندگی روبهرو هستند، سخنان ترامپ درباره جلوگیری از دستیابی ایران به بمب هستهای نمیتواند پاسخگوی مشکلات اقتصادی باشد. آنها میخواهند بدانند چرا چنین جنگی صرفا بنا به خواسته نتانیاهو آغاز شده و اکنون تبعات اقتصادیاش متوجه آنها شده است.
نکته قابل توجه آن است که ترامپ بهجای پاسخگویی درباره این پیامدها، از مردم میخواهد بابت جلوگیری از یک خطر هستهای از او تشکر کنند. به بیان دیگر، رئیسجمهور آمریکا میخواهد هزینههای جنگ و پیامدهای آن در حاشیه قرار گیرد و افکار عمومی بهجای مطالبه پاسخ از دولت، خود را مدیون تصمیم رئیسجمهور بدانند. این در حالی است که بخش مهمی از مشکلات اقتصادی ناشی از جنگ و ناامنی در منطقه، نتیجه مستقیم ماجراجویی نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی است. اکنون دولت ترامپ در شرایطی که باید درباره تبعات این اقدام پاسخگو باشد، تلاش میکند با تکرار ادعاهای هستهای، مسئولیت سیاسی و اقتصادی جنگ را از دوش خود بردارد.
ادعای بمب هستهای؛ ابزاری برای توجیه تجاوز
روایت ترامپ درباره برنامه هستهای ایران در حالی مطرح میشود که ارزیابیهای رسمی نهادهای اطلاعاتی آمریکا و اظهارات مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز با ادعاهای او همخوانی ندارد.در ارزیابی اطلاعاتی آمریکا در سال ۲۰۲۵ اعلام شد که ایران در حال ساخت سلاح هستهای نیست و رهبر شهید انقلاب (ره) نیز تصمیمی برای ساخت چنبن سلاحی ندارد. این ارزیابی در گزارش خدمات پژوهشی کنگره آمریکا نیز بازتاب یافت.رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز چهارم مارس ۲۰۲۶ اعلام کرد آژانس اطلاعاتی در اختیار ندارد که نشان دهد ایران دارای یک برنامه ساختاریافته و نظاممند برای ساخت سلاح هستهای است.
این مواضع در شرایطی مطرح شدهاند که جمهوری اسلامی ایران بارها بر صلحآمیز بودن برنامه هستهای خود و حق قانونی کشور برای بهرهمندی از انرژی هستهای تأکید کرده است. با این حال، دولت آمریکا و رژیم صهیونیستی سالهاست با طرح ادعاهای تکراری درباره برنامه هستهای ایران، تلاش میکنند فعالیتهای قانونی و صلحآمیز کشور را بهعنوان تهدیدی علیه امنیت بینالمللی معرفی کنند.دونالد ترامپ نیز در ادامه همین سیاست، بدون ارائه شواهدی که ادعای او درباره قریبالوقوع بودن دستیابی ایران به سلاح هستهای را اثبات کند، از بمبی سخن میگوید که گویا میلیونها آمریکایی را تهدید میکرده است.
خبرگزاری رویترز در ژوئن ۲۰۲۵ گزارش داد ترامپ با ارزیابی تولسی گبرد، مدیر اطلاعات ملی وقت آمریکا، درباره نبود شواهد دال بر ساخت سلاح هستهای از سوی ایران مخالفت کرده بود.این اختلاف بهخوبی نشان میدهد که موضوع هستهای ایران تا چه اندازه در محاسبات سیاسی و تبلیغاتی کاخ سفید جایگاه پیدا کرده است. در واقع، دولت آمریکا بهجای آنکه به ارزیابیهای نهادهای اطلاعاتی خود توجه کند، تلاش دارد تصویری از یک تهدید فوری و قریبالوقوع بسازد تا تجاوز نظامی به ایران را در افکار عمومی توجیه کند.
میاندورهای و نیاز ترامپ به یک پیروزی تبلیغاتی
اصرار ترامپ بر طرح ادعای بمب هستهای ایران را نمیتوان جدا از شرایط سیاسی آمریکا و انتخابات میاندورهای این کشور بررسی کرد. جمهوریخواهان برای حفظ اکثریت خود در کنگره با رقابتی دشوار روبهرو هستند و نارضایتی عمومی از وضعیت اقتصادی میتواند موقعیت آنها را تضعیف کند.
مرکز پژوهشی پیو نیز در نظرسنجی منتشرشده در ۸ اکتبر، میزان رضایت از عملکرد ترامپ را ۳۰ درصد اعلام کرد؛ رقمی که تا آن زمان پایینترین میزان رضایت از عملکرد او در دوره دوم ریاستجمهوری به شمار میرفت.در چنین فضایی، رئیسجمهور آمریکا به روایتی نیاز دارد که بتواند افکار عمومی را از مسائل داخلی و پیامدهای جنگ دور کند. ترامپ میخواهد به رأیدهندگان بگوید حمله به ایران نه یک تصمیم پرهزینه و ماجراجویانه، بلکه اقدامی ضروری برای جلوگیری از یک فاجعه بوده است. اگر این روایت در افکار عمومی پذیرفته شود، او میتواند بخشی از فشار سیاسی ناشی از جنگ را کاهش دهد.
با این حال، مسئله اینجاست که مردم آمریکا با شنیدن سخنان ترامپ از پیامدهای واقعی جنگ و هزینههایی که به کشورشان تحمیل شده غافل نمیشوند. افزایش قیمت بنزین، بحران تنگه هرمز و محقق نشدن اهداف اولیه جنگ، موضوعاتی نیستند که با چند سخنرانی انتخاباتی از میان بروند.ترامپ همواره تلاش کرده است خود را رئیسجمهوری معرفی کند که تصمیمهایش به پیروزیهای بزرگ منجر میشود. اکنون نیز میخواهد حمله به ایران را در همین چارچوب روایت کند؛ اما تفاوت اینجاست که اعلام پیروزی از پشت تریبون، نمیتواند جای دستاوردهای واقعی در میدان را بگیرد.