به گزارش صراط، میلاد دخانچی در صفحه شخصی خود خطاب به وحید اشتری نوشت:
سلام وحید؛
این چند روز شاهد تلهی رسانهای که برایت پهن کرده بودند، بودم و هستم. تله ناجوانمردی ای بود ولی خود را ملامت نکن؛ که ملامتِ تو، یا بهتر بگوییم ملامتِ ما، ملامتِ دیگری است. مارکس در آثار خود شرححالِ کارگری را میدهد که نسبت به، مثلاً، پیچی که در کارخانه تولید میکند، و فرایندِ تولید و محصولِ نهایی، کاملاً بیگانه است؛ او این موقعیت را، که کارگر حتی هیچ مالکیت و ادراکی نسبت به محصول نهایی ندارد، ازخودبیگانگی یا الیناسیون مینامد!
چند صباحی است که ذهنم درگیرِ این خوانشِ مارکسی از الیناسیون، برای فهمِ آرایشِ اجتماعی و سیاسیِ مملکت است. جمعبندیِ من این است که نسبتِ میانِ اجزای نظامِ حکمرانیِ رسمی و غیررسمی در ایران همین الیناسیون است.
امروز، در جلسهی تمدیدِ اجارهبهای دفترِ جیوگی، در حالی جلوی صاحبملک سر خم کردم و افزایشِ دوبرابریِ اجارهی دفتر را امضا کردم که دولت، مثلاً بهخاطرِ جنگ، حداکثرِ افزایش اجاره را ۲۵ درصد و قراردادها را یکسال تمدیدشده اعلام کرده بود! این کسی که این قانون را مصوب کرده، همان نسبتی را با قانونِ خود دارد که کارگرِ مورد توصیفِ مارکس با پیچِ خود؛ میانِ آنچه او امضا میکند و محصولِ کلانِ حکمرانیِ ما هیچ نسبتی برقرار نیست؛ او نسبت به کارِ خود الینه است! همه جا همین است.
مثلا نظام آموزشوپرورش اصلاً نمیداند در نسبت با چه چیزی باید دانشآموز پرورش دهد، برای همین هیچ چیز پرورش نمیدهد! آقای امنیتی که مثلاً نوید کلهرودی را جلوی دادگاه خفت میکند و ده روز او را روانهی انفرادی میکند، معلوم نیست در نسبت با کدام کل این کار را میکند! آقای نمایندهی مجلس هم که قانونِ مقابله با نفوذ را پیگیری میکند، همینطور است! او هم نمیداند. فعالِ سیاسیِ مخالف نیز چنین است. او هم برای خودش کنش میکند! من هم که خیرِ سرم در جستوجوی کنشِ فرهنگی هستم، چنین حسی دارم. من نیز با پیچِ خود بیگانهام!
آیا تو با پیچِ عدالتخواهیِ خود احساسِ بیگانگی نداری؟ در کدام سپهرِ کلانِ تاریخِ مملکت، در کدام الهیاتِ سیاسی و اجتماعیِ تشیع، و در نسبت با چه نوع حمایت از حقوقِ ضعفا، این کنشهای افشاگرانه تو معنی دار میشود؟ به نظرم هیچجا. اینجا باید تو را ملامت کرد! که اگر غیر از این است، چگونه است که کلِ تقلای چندینسالهی تو را میتوانند با یک تلهی رسانهای خنثی کنند، و انگار نه انگار!
من معتقدم مادامی که ما نتوانیم میانِ کنشهای پراکندهی خودمان و یک کلِ مطلوبِ مورد توافقِ جمعی نسبت برقرار کنیم، فاصلهی میانِ تراستخواهی و تراستیها چیزی نیست.
یا علی.
میلاد