تهدید دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، به حمله دوباره به ایران، متحدان آمریکا در خلیج فارس را با چشماندازی تلخی روبرو کرده است.به گزارش خبرگزاری رویترز، آنها از یک سو با جنگی دیگر مواجهاند که نمیتوانند در کموکیف آن تأثیری بگذارند و از سوی دیگر، پایگاههای آمریکایی که مثلاً برای حفاظت از آنها ساخته شده بود، به جای بازدارندگی، احتمالاً کشورهای حاشیه خلیج فارس را به هدفی برای پاسخ شدید ایران تبدیل میکند.
به گزارش صراط به نقل از فارس، رسانه آمریکایی افزود که موشکهای ایرانی در جنگ اخیر، ضعف و آسیبپذیری در قلب معماری امنیتی چند دهساله واشنگتن را آشکار کردند و حضور گسترده آمریکا در منطقه، به جای بازداشتن تهران، به ایران اهداف ثابت داده است.این مسائل، این هفته گفتوگوهای وزیران، سیاستگذاران و مقامات امنیتی در کنفرانس سالانه امنیتی «منامه دیالوگ» در بحرین را تحتالشعاع قرار داد، در حالی که دولتها درباره پیامدهای دور دیگری از جنگ برای نیروهای آمریکایی و کشورهای میزبان آنها گفتوگو میکردند.یک مقام اروپایی که ارتباط نزدیکی با رهبران خلیج فارس دارد، گفت: «جنگ در راه است. هیچکس طرفدار این جنگ نیست.»بدر عبدالعاطی، وزیر امور خارجه مصر، در کنفرانس منامه بیان کرد که در صورت ازسرگیری جنگ، دور جدید درگیریها خطرناکتر و ویرانگرتر از دور قبل خواهد بود و «به هیچجا نمیرسد.»
پایگاههای آمریکا، ناتوان در دفاع
دو نفر از مقامات اروپایی به رویترز گفتند که حمله احتمالی آمریکا ممکن است تأسیسات هستهای ایران، از جمله مراکز تحقیق و توسعه را هدف قرار دهد. یکی از مکانهای احتمالی کوه کلنگ اعلام شده است. اما مقامات اروپایی تأکید کردند که اقدام نظامی احتمالی، شاید بتواند تواناییهای تهران را تضعیف کند، اما برنامه هستهای ایران را از بین نخواهد برد.از سوی دیگر، مقامات ایرانی به رویترز گفتند که تهران فهرست اهداف دقیقی را برای تلافیجویی در برابر حمله احتمالی آمریکا و اسرائیل تهیه کرده است، بانک اهدافی که شامل کابلهای ارتباطی زیردریایی را نیز شامل میشود. این استراتژی میتواند هزینه جنگ را فراتر از میدان نبرد گسترش دهد.به گفته سه نماینده حاضر در کنفرانس منامه، ایران نیازی ندارد که قدرت نظامی همسطح آمریکا و اسرائیل داشته باشد، بلکه استراتژی آن مبتنی بر فرسایش است: پرهزینه کردن دفاع و حفظ نیروهای آمریکایی در منطقه، تبدیل کشورهای میزبان از پایگاهها به ابزار اعمال فشار و استفاده از هرگونه عقبنشینی آمریکا به عنوان مدرکی مبنیبر اینکه واشنگتن نمیتواند از شرکای خود محافظت کند.امیل هوکایم، مدیر امنیت منطقهای در مؤسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک که برگزارکننده کنفرانس منامه است، گفت: «آنچه ایرانیها واقعاً به آن اهمیت میدهند، خروج نیروهای آمریکایی از منطقه است.»او به رویترز گفت که پیام تهران به کشورهای حاشیه خلیج فارس عمدتاً این است: «شما چهار دهه روی آمریکا سرمایهگذاری کردید و پس از ۴۰ سال، آن پایگاهها از شما محافظت نکردند، بلکه شما را در معرض خطر قرار دادند.»
این استدلال بهویژه درباره بحرین مطرح است، کشوری که مقر ناوگان پنجم آمریکا است و برای دههها لنگرگاه قدرت نظامی آمریکا در منطقه بوده است. آثار حملات هنوز نزدیک پایگاه آمریکا در جفیر قابل مشاهده است، جایی که موشکهای ایرانی یک رادار را منهدم کردند.به نوشته رویترز، این خسارتها واشنگتن را مجبور کرده که با سؤالی جدی روبرو شود: آیا باید حضور نظامیای که برای نمایش قدرت آمریکا ساخته شده، نه مقاومت در برابر حملات مستمر موشکی و پهپادی، را بازسازی و مستحکم کند یا این که نیروهای خود را از منطقه خارج نماید؟یکی از مقامات کشورهای حاشیه خلیج فارس به رویترز گفت: «ما اساساً با بدترین سناریو روبرو هستیم»، و ابراز نگرانی کرد که حمله احتمالی آمریکا، به تلافیجویی ایران علیه زیرساختهای غیرنظامی در سراسر خلیج فارس منجر شود.مقام دیگری از خلیج فارس با اشاره به قدرت محدود این کشورها در تأثیرگذاری بر این جنگ، بیان کرد که «در نهایت، فقط یک نفر تصمیم میگیرد» که آیا درگیری دوباره شروع خواهد شد و چقدر شدید خواهد بود، در حالی که کشورهای حاشیه خلیج فارس پیامدهایش را تحمل خواهند کرد.این نگرانی، کشورهای خلیج فارس را به سمت دیپلماسی سوق میدهد. مقامات ارشد عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان ماه گذشته در تهران با مقامات ایرانی گفتوگو کردند. عربستان درباره این جلسات گفت که این تلاشها با هدف «جلوگیری از بازگشت تشدید نظامی» انجام شده است. مقامات قطری نیز در چند روز اخیر در تهران و دوحه جلساتی برای جلوگیری از جنگ دوباره برگزار کردند.
انور قرقاش، مقام ارشد امارات متحده عربی، در کنفرانس منامه گفت: «ما امیدواریم که پیشرفت دیپلماتیک حاصل شود. ما واقعاً نمیخواهیم دور دیگری از رویارویی در منطقه را ببینیم.»به نوشته رویترز، موضوع دیگر این نیست که آیا واشنگتن به خلیج فارس متعهد باقی میماند یا خیر، بلکه این است که تضمین امنیتی آمریکا چه معنایی دارد، در حالی که زیرساختی که قرار است این تضمینها را ایجاد کند، خودش یک هدف است.