به گزارش صراط به نقل از مشرق، اخیراً گزارشهایی مبنی بر ایجاد یک صندوق مشترک خرید و توسعه و همچنین تشکیل ساختار همکاری دفاعی میان امارات متحده عربی و رژیم صهیونیستی منتشر شده است.
بر پایه این گزارشها، دو طرف در حال طراحی شبکهای از همکاریهای امنیتی و نظامی هستند که در آن، دلارهای نفتی امارات با فناوری پیشرفته نظامی رژیم صهیونیستی پیوند میخورد تا یک «شبکه دفاع منطقهای» با محوریت مقابله با جمهوری اسلامی ایران شکل بگیرد.
اگرچه این خبر از سوی رسانههای غربی و عبری با ادبیاتی فریبنده و ظاهراً «تجاری-امنیتی» منتشر میشود، اما در باطن، آشکارکننده تشدید چشمگیر خیانت راهبردی ابوظبی علیه ایران و جهان اسلام و نشانهای از ورود امارات به مرحله علنی همپیمانی نظامی با رژیم غاصب صهیونیستی است.
بر اساس جزئیات فاششده، صندوق مشترکی که از آن سخن به میان آمده، قرار است منابع مالی گسترده اماراتی را به پروژههای تحقیق و توسعه، خرید تسلیحات و سامانههای اطلاعاتی-امنیتی رژیم صهیونیستی تزریق کند. این همکاری که در لفافه «دفاع مشترک» بستهبندی شده، عملاً مسیر را برای نفوذ بیسابقه سرویسهای اطلاعاتی و نظامی تلآویو در کرانه جنوبی خلیج فارس و نزدیک شدن تهدیدات امنیتی به مرزهای آبی و خاکی ایران هموار میسازد.

این مسئله تنها یک معامله تسلیحاتی ساده نیست؛ بلکه حلقهای از یک زنجیره خطرناک است که ابوظبی با آگاهی کامل از تبعات آن علیه همسایه دیرینه خود – ایران – وارد آن شده است. واقعیت است که امارات در جریان جنگ اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد، عملاً از یک همپیمان پنهان به یک "شریک فعال" در تجاوزگری تبدیل شد.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، در نشست وزرای خارجه بریکس در دهلی نو، به صراحت امارات را "شریک فعال در این تجاوز" نامید و تأکید کرد: "شکی در این باره وجود ندارد."
عراقچی با اشاره به نقش مستقیم ابوظبی تصریح کرد: "همچنین مشخص شد که آنها در این حملات مشارکت داشته و حتی ممکن است مستقیماً علیه ما اقدام کرده باشند."

این اظهارات تنها یک موضع دیپلماتیک نبود، بلکه بازتاب دهنده واقعیتی میدانی بود: امارات با ارائه پایگاههای نظامی، حریم هوایی و زمین خود به نیروهای آمریکایی و رژیم صهیونیستی، نقش تسهیلگر کلیدی در حملات به خاک ایران را ایفا کرد. تهران مدعی است که جتهای آمریکایی که در نخستین روز جنگ یک مدرسه ابتدایی در میناب را بمباران کرده و بیش از ۱۶۰ دانشآموز را به شهادت رساندند، از پایگاه هوایی الظفره در ابوظبی به پرواز درآمدند.
پایگاههای آمریکا در امارات: از ادعای بازدارندگی تا سکوی تجاوزگری
برای دههها، امارات میزبان پایگاههای نظامی آمریکا بود و همواره ادعا میکرد این حضور صرفاً جنبه بازدارندگی دارد. اما جنگ ۲۰۲۶ نشان داد که این پایگاهها نه ابزار بازدارندگی، بلکه به سکوهای پرتاب تجاوز علیه ایران تبدیل شدهاند. بر اساس گزارشها، آمریکا در جریان این جنگ از پایگاههای نظامی خود در قطر، بحرین، عربستان سعودی و امارات برای حمله به ایران استفاده کرد و تهران نیز متقابلاً این پایگاهها را هدف قرار داد.
امارات در این جنگ بیش از هر کشور دیگری در منطقه هدف حملات تلافیجویانه ایران قرار گرفت و بیش از ۲۸۰۰ موشک و پهپاد به سمت خاک آن شلیک شد — رقمی فراتر از حملات به خود رژیم صهیونیستی. وزارت دفاع امارات در یک مورد ادعا کرد که تنها در یک مقطع ۱۲ ساعته، هشت موشک بالستیک و ۲۶ پهپاد بر فراز این کشور رهگیری و منهدم شد. پالایشگاه الرویس، بزرگترین پالایشگاه امارات، در پی حمله پهپادی از مدار خارج شد.

راز کثیفتر: حمله مخفیانه امارات به جزیره لاوان و همکاری متجاوزان
اما آنچه بیش از همه چهره خائنانه ابوظبی را برملا ساخت، گزارشهای مستند درباره حملات مخفیانه امارات به خاک ایران بود.
به گزارش والاستریت ژورنال، نیروهای اماراتی در اوایل آوریل ۲۰۲۶ مخفیانه یک پالایشگاه در جزیره لاوان ایران در خلیج فارس را هدف قرار دادند که باعث آتشسوزی عظیمی شد و ظرفیت این تأسیسات را برای ماهها از کار انداخت. امارات این عملیات را به طور علنی تأیید نکرد، اما منابع آگاه این اقدام را نشاندهنده همسویی عمیقتر امارات با رژیم صهیونیستی و آمریکا در جنگ علیه ایران دانستند.
این نخستین بار در تاریخ معاصر بود که یک کشور عربی حوزه خلیج فارس رسماً دست به اقدام تهاجمی علیه خاک ایران زد.
بلال صعب، مشاور سابق پنتاگون، این اقدام امارات را "عملیاتیسازی" همکاری با آمریکا و اسرائیل توصیف کرد. امارات با عبور از خط قرمز تاریخی و تبدیل شدن از یک بازیگر منفعل به یک مهاجم فعال، فصل جدیدی از خباثت را در پرونده سیاه خود رقم زد.

لازم به ذکر است که پس از آتشبس میان دو طرف، رسانههای غربی و صهیوینستی جزئیات بیشتری از هماهنگیهای منظم میان ابوظبی با تلآویو و واشنگتن در تجاوزات نظامی به ایران را منتشر کردند که امارات متحده عربی با سکوت خود، تائیدی بر صحت گزارشهای مذکور زد.
اسناد محرمانه: از تلآویو تا ابوظبی، اتاق فرمان مشترک علیه ایران
افشای سفر محرمانه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، به امارات در اوج جنگ و همچنین سفر سایر مقامات این رژیم از جمله رئیس شاباک و همچنین رئیس ستاد کل ارتش رژیم صهیونیستی، پرده از عمق هماهنگیهای پشت پرده برداشت.
دفتر نتانیاهو این سفر را تأیید و آن را "پیشرفتی تاریخی در روابط" توصیف کرد. در همین حال، مایک هاکبی، سفیر آمریکا در اسرائیل، تأیید کرد که رژیم صهیونیستی "سامانههای گنبد آهنین و نیروهای عملیاتی" به امارات اعزام کرده است.
همچنین فاش شد که دیدارهای متعدد دیوید بارنیا، رئیس موساد و هیئت وزارت جنگ رژیم صهیونیستی به ریاست امیر برعم از امارات، زمینهساز هماهنگی حملات مشترک علیه ایران بوده است. این تحولات نشان داد که محور شوم "آمریکا-اسرائیل-امارات" دیگر یک ائتلاف پنهان نیست، بلکه به یک جبهه علنی علیه جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است.
نفاق علنی: تلاش برای تشکیل ائتلاف عربی علیه ایران
شاید زشتترین چهره خیانت امارات، اقدام شرمآور آن برای تشکیل یک ائتلاف نظامی عربی علیه ایران بود. بر اساس گزارش بلومبرگ، محمد بن زاید، رئیس امارات، با رهبران کشورهای منطقه از جمله محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی، تماس گرفت و خواستار یک کارزار نظامی هماهنگ علیه تهران شد. اما شرکای عربی او صراحتاً پاسخ دادند: "این جنگ آنها نیست."
این رسوایی اخلاقی و سیاسی زمانی کاملتر شد که امارات در پی این ناکامی، از سازمان اوپک خارج شد — اقدامی که تحلیلگران آن را پیامد مستقیم خشم ابوظبی از عدم همراهی همسایگان عرباش در ماجراجویی ضد ایرانیاش تفسیر کردند.
ادامه مسیر خیانت: سوابق سیاه پیشین
این نخستین باری نیست که امارات با رفتار خصمانه خود علیه منافع ملی ایران و آرمانهای جهان اسلام، پرونده سیاه خود را قطورتر میکند. سوابق ابوظبی در دشمنی با جمهوری اسلامی ایران و همراستایی با رژیم صهیونیستی، از مدتها پیش ابعاد نگرانکنندهای پیدا کرده بود. عادیسازی روابط تحت عنوان پیمان خائنانه « صلح ابراهیمی» در سال ۲۰۲۰ میلادی، نخستین گام آشکار و رسمی حاکمان امارات در جهت شناسایی رژیم اشغالگر قدس و خنجر زدن از پشت به آرمان فلسطین و محور مقاومت بود.
امارات در سالهای اخیر، با پنهانکاری و ریاکاری دیپلماتیک، به سکوی جاسوسی و تهدید علیه ایران تبدیل شده بود. میزبانی از پایگاههای نظامی بیگانه، ارائه تسهیلات به هواپیماهای بدون سرنشین و سامانههای تجسسی، اشتراکگذاری اطلاعات حساس منطقهای با تلآویو، و سرمایهگذاریهای کلان اقتصادی برای عادیسازی چهره رژیم اشغالگر، گوشههایی از سابقه ننگین ابوظبی در پرونده خباثت و خیانت علیه ایران است.
اما جنگ ۲۰۲۶ یک نقطه عطف بود. امارات دیگر فقط یک همپیمان سیاسی یا اقتصادی رژیم صهیونیستی نیست، بلکه یک شریک جنگی تمامعیار است. ابوظبی با این اقدامات، نه تنها پیمان ابراهیمی را از یک توافق عادیسازی سیاسی به یک پیمان نظامی علیه ایران ارتقا داد، بلکه نشان داد که حاضر است برای پیشبرد اهداف توسعهطلبانه خود، امنیت کل منطقه را به قمار بگذارد.

جمهوری اسلامی ایران به صراحت اعلام میکند که این دشمنیهای امارات را فراموش نخواهد کرد. حافظه راهبردی ایران، ریز و درشت این خیانتها را ثبت و ضبط کرده است. بر خلاف تصور کوتهفکرانه برخی از حاکمان امارات، جغرافیای منطقه و موازنه قدرت، شرایطی نیست که بتوان در سایه آن برای همیشه پشت دیوارهای شیشهای دلار و فناوری دشمن پنهان ماند. ایران بارها نشان داده است که اهل صبر راهبردی است، اما این صبر هرگز به معنای نادیده گرفتن تهدیدات وجودی نیست.
این روزها که اخبار جدیدی از طراحی صندوق مشترک خرید و توسعه تسلیحاتی میان امارات و رژیم صهیونیستی منتشر میشود، دیگر هیچکس نمیتواند ادعا کند که از ماهیت واقعی این همکاریها بیخبر است. «پول اماراتی، فناوری اسرائیلی» شعاری فریبنده است که پشت آن، واقعیتی تلخ نهفته است: ابوظبی امروز سهامدار اصلی کارخانه تروریسم دولتی رژیم صهیونیستی در منطقه شده و هزینه توسعه سامانههای جاسوسی، موشکی و پهپادی را تأمین میکند که مستقیماً امنیت ملی ایران را هدف گرفتهاند. این دیگر یک انفعال یا همراستایی محتاطانه نیست، بلکه مشارکت فعال در پروژه دشمنی علیه ایران است.
در پایان باید تأکید کرد که پرونده خیانتهای امارات با مشارکت مستقیم در جنگ ۲۰۲۶ و حملات مخفیانه به خاک ایران، به طرز بیسابقهای سنگینتر شده است.
ایران فراموش نخواهد کرد که در روزهایی که رژیم صهیونیستی و آمریکا با تمام توان به دنبال ناامنسازی منطقه و تضعیف جمهوری اسلامی بودند، امارات نه تنها سکوت نکرد، بلکه با حمله به جزیره لاوان، میزبانی از پایگاههای متجاوز، و تلاش برای تشکیل ائتلاف عربی علیه ایران، تبدیل به نیزه جلودار دشمن شد.
بیشک روز انتقام و تسویه حساب فرا میرسد و در آن روز، تاریخ درباره کسانی که خیانت را به همسایگی ترجیح دادند، بیرحمانه قضاوت خواهد کرد.