به گزارش صراط به نقل از مشرق، ترامپ شب گذشته با انتشار مطلبی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» برای چندمین بار از ادعای خود مبنی بر حمله نظامی به ایران عقبنشینی کرد و مدعی شد که این تصمیم را بنا به درخواست رهبران عربستان، امارات و قطر و به دلیل آنچه وی «در جریان بودن مذاکرات جدی با تهران» اعلام کرد به تعویق انداخته است.
رئیسجمهور دولت تروریستی آمریکا در توجیه این اقدام خود ادعا کرد که تمیم بن حمد آل ثانی امیر قطر، محمد بن سلمان ولیعهد عربستان و محمد بن زاید حاکم امارات، از او خواستهاند حمله نظامی برنامهریزیشده علیه ایران را که قرار بود سه شنبه انجام شود، متوقف کند.
ترامپ در ادامه افزود که به عقیده این رهبران عرب، توافقی حاصل خواهد شد که برای آمریکا و همه کشورهای خاورمیانه و فراتر از آن قابل قبول خواهد بود!
دستور ترامپ برای اجرای یک برنامه ضدایرانی بار اول نیست که روی داده است، بیش از رئیسجمهور آمریکا ۴ بار با نوشتن یک متن در شبکههای اجتماعی از موضع قبلی خود عقب رفته است؛ از جمله در ماجرای پر تبلیغ تبدیل ایران به عصر حجر که اشاره به حمله به زیرساختهای کشور داشت، در آن مقطع به دلیل واکنش تهران به عصر حجری شدن کل منطقه ترامپ از دستور اولیه خود عقبنشینی کرده و به اصطلاح نظامی از محور عملیاتی عقبتر رفت.
اینبار نیز این ماجرا و لغو یک دستور قابل توجه است، تمامی شواهد میدانی حکایت از آمادگی محور تروریستی آمریکایی و صهیونی با همکاری برخی پلتفرومهای منطقهای برای یک اقدام تروریستی علیه ایران حکایت داشت.
روی باند قرار گرفتن سوخترسانها در برخی پایگاهها، ایجاد پل های هوایی و همچنین افزایش پرواز هواپیماهای جاسوسی و جمع آوری کننده اطلاعات خبر از آن میداد که به زودی فاز بعدی جنگ آغاز خواهد شد، اما خبر ترامپ به نظر مانع از این اقدام شده است.

والاستریت ژورنال به نقل از یک مقام آمریکایی در شرح این ماجرا نوشته است:
که ترامپ قرار بود روز سهشنبه با مشاوران امنیت ملی خود در اتاق وضعیت کاخ سفید دیدار کند و به صدور دستور حمله متمایل شده بود. به گفته این مقام، مشاوران و متحدان بیرون دولت ترامپ در هفتههای اخیر به او توصیه کرده بودند که صدور مجوز حمله محدود میتواند ایران را برای رسیدن به توافق تحت فشار قرار دهد.
وبسایت امنیتی آکسیوس هم شرح جالبی از دستور ترامپ داده و مینویسد:
ترامپ در ۲۴ ساعت پیش از اعلام تعویق حملات به ایران با رهبران عربستان سعودی، قطر و امارات گفتگوی تلفنی داشته است اما پیامی واحد از دوحه، ابوظبی و ریاض» دریافت شد. پیامی با این مضمون که «به مذاکرات فرصت بدهید، چون اگر به ایران حمله کنید، هزینهاش را همه ما خواهیم پرداخت! سه رهبر عرب به او گفتهاند که نمیخواهند تاسیسات نفتی و انرژیشان منفجر شود!
این ادعای آکسیوس پرده برداری از دکترین امنیتی جدید تهران است که به عصر حجری کردن کل منطقه مشهور شده است؛ بر اساس این راهبرد اگر آمریکاییها دست از پا خطا کرده و دوباره وارد جنگ با ایران شوند، تمام منافع زیرساختی آمریکایی- صهیونی در منطقه از بین رفته و به تعبیر شهید لاریجانی کل خاورمیانه در تاریکی فروخواهد رفت، این راهبرد آنچنان جدی است که هیچکس در غرب آسیا آن را تعارف یا شوخی نخوانده است.

روزنامه نیویورک تایمز که برداشت واقعگرایانه از جنگ رمضان دارد به قدرت راهبردی ایران برای ضربه به منافع آمریکا در منطقه اشاره مستقیمی کرده و به نقل چند مقام ارشد نظامی آمریکا مینویسد:
ایران در ماههای پس از آغاز جنگ هم تابآوری بالایی از خود نشان داده و هم توانایی وارد کردن آسیبهای چشمگیر به منطقه و اقتصاد جهانی را به نمایش گذاشته است.به گفته یک مقام نظامی آمریکا، ایران از آتشبس یکماهه با ایالات متحده برای بیرون کشیدن دهها تاسیسات موشکی خود از زیر آوار و جابجایی پرتابگرهای متحرک استفاده کرده و با وجود تلفات و خسارات سنگین، تاکتیکهای خود را برای ازسرگیری احتمالی حملات تغییر داده است.
از نگاه این روزنامه آمریکایی بسیاری از موشکهای بالستیک ایران از تاسیسات در عمق زمین و تاسیسات دیگری در دل کوهها شلیک میشدند و نابود کردن آنها برای هواپیماهای تهاجمی آمریکا دشوار است. در نتیجه، ایالات متحده فقط ورودی این تاسیسات را بمباران کرد اما خود تاسیسات نابود نشدهاند. بنابر این گزارش، ایران اکنون شمار قابل توجهی از این تاسیسات را دوباره ریکاروی شده و حالا آماده عملیات سخت است.
در این مقاله به یک داده اطلاعاتی ویژه نیز اشاره شده است که قابل توجه است،به گفته این مقام نظامی آمریکا، فرماندهان ایرانی، الگوهای پروازی جنگندهها و بمبافکنهای آمریکایی را بررسی کردهاند. او هشدار داد که سرنگونی جنگندههای اف-۱۵ای در ماه گذشته و هدف قرار گرفتن اف-۳۵، نشاندهنده این است که تاکتیکهای پروازی آمریکا بیش از حد قابل پیشبینی شده بود و به ایران امکان داد با توان بیشتری در برابر آنها دفاع کند.
این تحلیل از سوی آن روزنامه آمریکایی به خوبی نشان میدهد که میان یک لایه سیاسی و نظامیان آمریکایی اختلاف نظر عمیقی درباره ادامه جنگ وجود دارد، از سویی لابیهای جنگطلب میگویند «بزن، موفق میشوی»، اما نظامیان در آن سو معتقدند که هیچ سناریویی برای ترامپ پیروزی خلق نکرده و به عبارتی پایان جنگ برای رئیسجمهور آمریکا کاملا مبهم است، این ابهام در مقطع فعلی مانع جنگ شده و ترامپ پیام رهبران خلیج فارس را بهانه آن کرده است.
رابرت کیگن از چهرههای شناختهشده سیاست خارجی آمریکا و از نظریهپردازان جریان نومحافظهکار و پژوهشگر ارشد مؤسسه بروکینگز و نویسنده همکار آتلانتیک در تحلیلی جالب توجه درباره این شرایط متناقض در آمریکا نوشته است:
کسانی که خواهان ازسرگیری حملات هستند.توضیح نمیدهند که چرا دور جدید بمبارانها باید نتیجهای متفاوت از حملات قبلی داشته باشد، ادامه جنگ بهطور اجتنابناپذیر ایران را به سمت «جنگ منطقهای گستردهتر» سوق میدهد و طرفداران جنگ پاسخی برای این خطر ندارند.
نویسنده نقطه عطف جنگ را حمله اسرائیل به میدان گازی پارس جنوبی و پاسخ ایران به مجتمع صنعتی «راس لفان» قطر میداند؛ بزرگترین مرکز صادرات گاز طبیعی جهان. او مینویسد حمله ایران به راس لفان خسارتی ایجاد کرد که ترمیم آن ممکن است سالها طول بکشد و همین اتفاق بود که ترامپ را وادار کرد حملات به زیرساختهای انرژی ایران را متوقف کرده و سپس آتشبس اعلام کند؛ آن هم بدون اینکه ایران حتی یک امتیاز بدهد.

هر قدرکه آمریکاییها برای ادامه جنگ در شک و تردید و نیز ابهام هستند در آن سو شواهد نشان میدهد که نیروهای مسلح نیز در بالاترین سطح آمادگی برای خطشکنی هستند و این بار بهجای تمرکز روی جنگ نامتقارن، بهسوی جنگ طیفی قدم خواهند داشت.
طیفی عمل کردن به معنای اقدام در خارج از محاسبات با تنوع اهداف و رفتار است که خطاهای دشمن را تصاعدی خواهد کرد، در حالی که امریکاییها با همکاری برخی جریانهای مشکوک در تلاش هستند تا ایران را در شرایط محاصره نشان دهند، طیفی عمل کردن در حوزه نظامی معبرها را باز کرده و در بخش اقتصادی به تنوع کریدوری کمک خواهد کرد، این بازی اگر با ظرافت پیش برود، تهران را یک بازیگر جهانی خواهد کرد!