۳۰ ارديبهشت ۱۴۰۵
۳۰ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۶

چه کسانی از بحران تنگه هرمز در نتیجه جنگ علیه ایران سود می‌برند؟

چه کسانی از بحران تنگه هرمز در نتیجه جنگ علیه ایران سود می‌برند؟
در چارچوب گسترش دایره پیامدهای جنگ تجاوزکارانه آمریکایی- صهیونی علیه ایران فراتر از حوزه نظامی، بازار انرژی به یکی اصلی‌ترین هدف‌ها و تنگه هرمز به عنوان یکی از استراتژیک‌ترین مسیرهای دریایی جهان، به کانون اصلی نگرانی‌های بین‌المللی تبدیل شده است؛ با این حال، برخی از کشورها و شرکت‌ها از رانت بی‌ثباتی بازار و افزایش قیمت انرژی سود برده و درآمدهای بی‌سابقه‌ای را ثبت کرده‌اند.
کد خبر : ۷۳۸۰۰۴

به گزارش صراط به نقل از ایرنا، تهاجم علیه ایران و تشدید بحران در خلیج فارس در نتیجه اختلال در روند ترددها در تنگه هرمز، به طور قابل ملاحظه‌ای جایگاه کشورهای عربی منطقه را در بازار جهانی انرژی تضعیف کرده و از جابجایی استراتژیک در مرکز ثقل تامین انرژی جهان از منطقه خلیج فارس به سمت مناطق دیگر، به‌ویژه در قاره آمریکا حکایت دارد. این تحول، هشدارهای پیشین ایران در خصوص پیامدهای امنیتی، اقتصادی و راهبردی جنگ علیه تهران را برای همسایگان عرب خود، برجسته می‌کند؛ تهران از آغاز تجاوز آمریکایی- صهیونی هشدار داده بود که ورود به ائتلاف‌های نظامی علیه ایران، نه تنها امنیت منطقه‌ای را مختل می‌کند، بلکه منافع اقتصادی و موقعیت ژئوپلیتیکی همان کشورهایی را که در این ائتلاف‌ها مشارکت می‌کنند، به طور مستقیم به مخاطره می‌اندازد.

با رصد بازار انرژی از آغاز جنگ علیه ایران، با فهرستی از کشورها و شرکت‌هایی مواجه می‌شویم که میلیاردها دلار درآمد کسب کرده‌اند.

بخش نفت و گاز

بزرگ‌ترین تاثیر اقتصادی جنگ تاکنون، جهش کم‌سابقه قیمت انرژی بوده است. حدود یک‌پنجم نفت و گاز جهان از طریق تنگه هرمز جابه‌جا می‌شود، اما از اواخر فوریه، انتقال این محموله‌ها تقریبا متوقف شده‌اند؛ موضوعی که موجب نوسانات شدید بازار انرژی و افزایش سود شرکت‌های بزرگ بین‌المللی شده است. غول‌های نفتی اروپایی و آمریکایی که دارای بخش‌های تجاری فعال در خرید و فروش فیزیکی نفت و فعالیت در بازارهای مالی و آتی هستند، در زمره بزرگ‌ترین ذینفعان این بحران محسوب می‌شوند.

  • بی‌پی (BP): پس از عملکرد «استثنایی» در بخش تجاری، درآمد خود را در سه‌ماهه نخست سال جاری میلادی بیش از ۲ برابر کرد و به ۳.۲ میلیارد دلار رساند.
  • شل (Shell): با ثبت درآمد ۶.۹۲ میلیارد دلار در نیمه اول سال، فراتر از پیش‌بینی تحلیلگران ظاهر شد.
  • توتال‌انرجیز (TotalEnergies): در سه‌ماهه نخست سال ۲۰۲۶ با رشد نزدیک به یک‌سوم، به درآمد ۵.۴ میلیارد دلار رسید که ناشی از نوسانات بازار نفت بود.
  • اکسون‌موبیل و شورون: با وجود کاهش نسبی سود در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته، از برآوردهای کارشناسان فراتر رفتند و انتظار رشد تدریجی درآمد تا پایان سال را دارند، زیرا قیمت نفت هنوز بالاتر از آغاز جنگ است.

سود بی‌سابقه غول‌های نفتی

طبق گزارش سازمان غیردولتی آکسفام اینترمون مستقر در اسپانیا، ۶ شرکت بزرگ نفتی جهان (شورون، شل، بی‌پی، کونوکو فیلیپس، اکسون‌موبیل و توتال‌انرجیز) در سال جاری میلادی به‌دلیل بحران در خاورمیانه، در مجموع ۹۴ میلیارد دلار سود خواهند داشت.

بر اساس این مطالعه، در شرایطی که قیمت انرژی به دلیل بحران در خاورمیانه افزایش یافته است، این شرکت‌ها نزدیک به ۳ هزار دلار (۲ هزار و ۵۶۲ یورو) در ثانیه سود خواهند کرد؛ رقمی که نسبت به سال ۲۰۲۵ افزایشی معادل ۳۷ میلیون دلار در روز را نشان می‌دهد.

چه کسانی از بحران تنگه هرمز در نتیجه جنگ علیه ایران سود می‌برند؟

برندگان جدید بازار انرژی

طبق گزارش آژانس بین‌المللی انرژی، رشد عرضه نفت در سال ۲۰۲۶ عمدتا از سوی کشورهای غیرعضو اوپک‌پلاس هدایت می‌شود؛ نروژ و «پنج کشور قاره آمریکا» یعنی ایالات متحده، کانادا، برزیل، گویان و آرژانتین.

براساس تحلیل تارنمای اسپانیایی ال‌اکونومیستا، قاره آمریکا با اتکا به فناوری فرکینگ (تکنیک تحریک چاه که در آن صخره به وسیله مایع فشرده‌شده شکسته می‌شود) در آمریکا، استخراج ماسه‌های نفتی در کانادا، کشف میادین جدید در گویان و افزایش تولید در برزیل و آرژانتین، به سرعت از تولیدکننده متوسط به بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت جهان با پیشی گرفتن از اوپک تبدیل شده است.

همچنین ونزوئلا، مکزیک و حتی نروژ نیز از برندگان بحران‌اند، زیرا نفت این کشورها ارتباطی با تنگه هرمز ندارد و به پرتقاضاترین نوع نفت خام جهان بدل شده است.

رادیکا بانسال معاون ارشد تحقیقات نفت و گاز در «ریستاد انرژی» در یادداشتی عنوان کرد: درگیری در خاورمیانه نه تنها قیمت نفت را افزایش داده، بلکه تمرکز خطرناک زنجیره‌های تامین جهانی در اطراف تنگه هرمز را نیز برجسته کرده است. آمریکای جنوبی اکنون عنوان مهمترین منبع تامین تدریجی در سراسر جهان را از آن خود کرده است. این منطقه در زمانی که جهان به دنبال جایگزین‌هایی است، مقیاس، کیفیت زمین‌شناسی و ثبات سیاسی نسبی را ارائه می‌دهد.

روند رشد تولید نفت در قاره آمریکا

اگرچه کشورهای قاره آمریکا سال‌هاست تولیدکننده نفت هستند، اما به تازگی به سطح تولید بی‌سابقه‌ای رسیده‌اند:

  • در ایالات متحده، تا زمان رونق فرکینگ در سال ۲۰۱۴، بازار تحرک قابل توجهی نداشت. اکنون، ایالات متحده بزرگترین تولیدکننده نفت خام جهان است و تولید آن به ۱۳.۸ میلیون بشکه در روز رسیده است، در حالی که در سال ۲۰۰۷ این رقم فقط ۶ میلیون بشکه بود.
  • در برزیل، گویان و آرژانتین، رونق نفت حتی جدیدتر است و گویان نمونه بارز آن است. در سال ۲۰۱۹، حتی یک بشکه در روز هم تولید نکرد، اما امسال به نزدیک به ۹۰۰ هزار بشکه در روز خواهد رسید.
  • آرژانتین انتظار دارد تا پایان سال ۲۰۲۶ به تولید حدود یک میلیون بشکه در روز برسد، در حالی که این رقم در سال ۲۰۲۰ کمتر از ۵۰۰ هزار بشکه در روز بود.
  • در همین حال، برزیل تقریبا ۴ میلیون بشکه نفت خام در روز تولید می‌کند، در حالی که این رقم در سال ۲۰۱۶ حدود ۲ میلیون بشکه در روز بود.

این نفت جدید باعث تغییر اساسی در بازار نفت خام شده است که از نظر تاریخی توسط اوپک کنترل می‌شد و اکنون تا حدودی رقابتی‌تر است. به دلیل وجود این کشورها، بسته شدن تنگه هرمز بلافاصله باعث بحران اقتصادی جهانی نشد.

به نوشته ال اکونومیستا، برخی کارشناسان نیز به روسیه به عنوان برنده دیگر درگیری در خاورمیانه اشاره می‌کنند که نفت آن بار دیگر «قانونی» شده و حداقل بخشی از تحریم‌های آن برداشته شده است.

آنگولا، لیبی و نیجریه که در تلاش برای احیای صنایع نفتی خود هستند نیز از کمبود و گرانی نفت سود می‌برند. این کشورها با وجود ذخایر عظیم، برای حفظ تولید نفت خام خود تلاش کرده‌اند. با قیمت بالای هر بشکه، بخش زیادی از آن نفت دوباره سودآور است. به عنوان نمونه، لیبی و نیجریه در حال افزایش صادرات نفت خام خود به اروپا هستند.

همچنین به نظر می‌رسد نروژ نیز از این وضعیت سود زیادی ببرد. بزرگترین تولیدکننده اروپا (به استثنای روسیه) در ماه‌های اخیر شاهد افزایش ۶۰ درصدی درآمدهای صادرات نفت خود بوده است. نروژ تقریبا همه نفت تولیدی خود را صادر می‌کند، زیرا ترکیب انرژی آن به شدت به انرژی‌های تجدیدپذیر و برق آبی وابسته است و به این کشور اجازه می‌دهد تا از هر دلاری که قیمت نفت خام افزایش می‌یابد، حداکثر استفاده را ببرد.

چه کسانی از بحران تنگه هرمز در نتیجه جنگ علیه ایران سود می‌برند؟

دو برابر شدن صادرات نفت ایالات متحده پس از تهاجم علیه ایران

روزنامه ال پائیس اسپانیا در گزارشی عنوان کرد با بروز بحران در تنگه هرمز، آمریکا با بالاترین سطح فروش نفت خام، به بزرگترین تامین‌کننده سوخت‌های فسیلی جهان و برای اولین بار از زمان جنگ جهانی دوم به یک صادرکننده خالص نفت خام تبدیل شده است.

آخرین آمار اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده (EIA) نشان می‌دهد که صادرات نفت ایالات متحده هفته نخست ماه مه (اوایل اردیبهشت) به رکورد جدیدی رسید: شش میلیون بشکه در روز، عملا دو برابر میزان قبل از شروع جنگ علیه ایران.

اگر فروش سوخت تصفیه شده نیز در نظر گرفته شود، صادرات ایالات متحده به ۱۴ میلیون بشکه در روز افزایش می‌یابد که آن هم یک رکورد جدید است.

ایرا جوزف محقق مرکز سیاست جهانی انرژی دانشگاه کلمبیا، در مصاحبه‌ای با ال پائیس خاطرنشان کرد: مزایای کوتاه‌مدت برای ایالات متحده واضح است: رقبای اصلی آن به شدت محدود شده‌اند که به نوبه خود این مساله باعث افزایش قیمت‌ها می‌شود. این یک ثروت بادآورده عظیم برای تولیدکنندگان نفت و گاز ایالات متحده است. با این حال، در درازمدت، مصرف نفت برای حمل و نقل [به دلیل برقی شدن ناوگان خودرو] کاهش خواهد یافت و تقاضای انرژی‌های تجدیدپذیر و باتری، تقاضای ال‌ان‌جی را تضعیف خواهد کرد.

تارنمای ال اکونومیستا نیز عنوان کرد ایالات متحده اگرچه بزرگترین تولیدکننده نفت خام است، اما بزرگترین مصرف‌کننده نیز هست، بنابراین افزایش قیمت نفت تاثیر منفی بر مصرف دارد که سود صنعت آن را جبران می‌کند.

در ماه آوریل (فروردین- اردیبهشت)، صادرات گاز طبیعی ایالات متحده، سوخت کلیدی برای صنعت و گرمایش نیز به رکورد جدیدی رسید. این مساله به ویژه به دلیل عقب‌نشینی اجباری رقیب اصلی آن، قطر، بود؛ با مسدود شدن تنگه هرمز، قطر اصلا قادر به فروش ال‌ان‌جی نیست. شرکت‌های انرژی ایالات متحده از این وضعیت نهایت استفاده را می‌برند.

دوحه، یک بازیگر بزرگ گاز، نه تنها شاهد قطع کانال‌های صادراتی خود بوده، بلکه به دلیل میزبانی از نیروهای آمریکایی و بر خلاف هشدارهای ایران، هدف قرار گرفتن برخی از تاسیسات کلیدی انرژی را شاهد بوده است.

دولت آمریکا پیش‌بینی می‌کند که امسال ۱۸ درصد افزایش در صادرات خالص گاز طبیعی خود داشته باشد.

به نوشته ال پائیس، اگرچه این افزایش شدید در صادرات ایالات متحده برای پر کردن جای خالی کشورهای خلیج فارس بسیار مهم است، اما برای کشورهایی که به شدت به آن متکی هستند، یک شمشیر دولبه نیز هست. در دوران ترامپ، ایالات متحده به هیچ وجه یک شریک قابل اعتماد نیست. نه برای اروپا، نه برای آسیا، نه برای هیچ کس دیگری.

کمبود شدید نفت و نبود راه‌حل کوتاه‌مدت

کارشناسان تخمین می‌زنند جهان به‌دلیل شرایط فعلی حاکم بر تنگه هرمز، میان ۵۰ تا ۱۰۰ میلیون بشکه نفت در هفته از دست می‌دهد.

تولیدکنندگانی چون عراق، امارات و عربستان ناچار به کاهش تولید شده‌اند و حجم فعلی عرضه از قاره آمریکا نمی‌تواند این کسری را جبران کند.

طبق برآورد مورگان استنلی افزایش صادرات آمریکا (۳.۸ میلیون بشکه) و کاهش واردات چین (۵.۵ میلیون بشکه) فعلا مانع از کمبود جهانی ۹.۳ میلیون بشکه‌ای شده است، اما اگر هرمز مسدود بماند، بازار در نیمه دوم سال با کسری بیش از یک میلیارد بشکه روبه‌رو می‌شود.

چشم‌انداز بلندمدت قاره آمریکا

تحلیلگران ریستاد انرژی پیش‌بینی می‌کنند بحران کنونی، تولید جهانی را به‌تدریج از خاورمیانه به سوی قاره آمریکا سوق دهد.

در صورت تثبیت قیمت نفت در حدود ۱۰۰ دلار، تا اواسط دهه ۲۰۳۰ حدود ۲.۱ میلیون بشکه در روز عرضه اضافی از آمریکای جنوبی وارد بازار خواهد شد. با سطح کنونی تولید، درآمد دولت‌های آمریکای جنوبی در سال جاری ۴۳ میلیارد دلار بیشتر از پیش‌بینی اولیه خواهد بود.

در میان آن‌ها، شرکت پتروبراس برزیل بیشترین سود را خواهد داشت و درآمدش در صورت تثبیت قیمت نفت در ۸۹ دلار، ۱۳.۱ میلیارد دلار بالاتر از پیش‌بینی‌ها خواهد بود.

پروژه‌های اکتشاف و تولید فراساحلی در برزیل، گویان (سوپراستار نفتی) و سورینام، فوری‌ترین منبع رشد هستند. تسریع پروژه‌ها در این بازارها می‌تواند بیش از یک میلیون بشکه معادل نفت در روز، تولید اضافی را در طول دهه آینده ایجاد کند که با تقریبا ۳۳ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری در میادین جدید تا سال ۲۰۳۵ پشتیبانی می‌شود. در همین حال، سورینام در حال آماده شدن برای تقلید از همسایه خود گویان است، اگرچه هنوز تولیدکننده قابل توجهی در نفت نیست.

ونزوئلا نیز پس از تحولات سیاسی اخیر و کاهش وابستگی جهانی به نفت خاورمیانه، دوباره به بازیگر مهمی بدل شده است؛ با امکان افزودن ۹۱۰ هزار بشکه در روز تا سال ۲۰۳۵، به ویژه از میادین شرقی و غربی این کشور.

به این ترتیب، چنان که آمارها نشان می‌دهند، بحران تنگه هرمز در نتیجه جنگ علیه ایران، نه‌تنها امنیت منطقه را مختل کرده بلکه موازنه ژئوپلیتیکی انرژی جهان را تغییر داده است. کشورهای عربی خلیج فارس از کاهش صادرات و درآمد رنج می‌برند، در حالی که تولیدکنندگان قاره آمریکا و برخی کشورهای غیراوپک، برندگان اصلی این تحول‌ هستند.