به گزارش صراط، مهدی ممبینی در یادداشتی که در اختیار قرار داده، آورده است: "اکنون پرسش محوری محافل کارشناسی و افکار عمومی این است؛ در حالی که سایه جنگ هنوز بر سر صنایع سنگینی میکند و تنگه هرمز در محاصره است، آیا بورس میتواند دوباره به عنوان «دماسنج اقتصاد» عمل کند یا بازگشایی آن تنها به معنای آزاد شدن انرژی نهفتهای از فشار فروش و ریزش خواهد بود؟
برای پاسخ به این پرسش، باید پیش از هر چیز، چشم به «اتاق وضعیت» بازارهای جهانی و داخلی دوخت. آنچه از لابهلای گزارشهای اخیر برمیآید، سلطه فضایی آکنده از احتیاط، تردید و ریسکگریزی بر مناسبات مالی جهان است. نفت برنت، در سایه التهاب خاورمیانه، از مرزهای قیمتی بالاتر عبور کرده و طلا و نقره نیز در موجی از نوسانهای سنگین، مأمن سرمایههای نگران شدهاند؛ همزمان، دلار آمریکا بار دیگر بهمثابه پناهگاه امن سرمایهگذاران، جان تازهای گرفته است. در داخل نیز، تثبیت نرخ دلار در سطوحی بالا، بیش از هر چیز از تداوم انتظارات تورمی و شکنندگی افق اقتصادی حکایت دارد. در چنین فضایی، بازگشایی بورس بیش از آنکه یک رخداد فنی باشد، صحنهای از تقابل دو ضرورت است؛ از یکسو نیاز به نقدشوندگی، و از سوی دیگر نگرانی از فرسایش ارزش داراییها.
یکی از مهمترین مباحثی که در گزارشهای کارشناسی بر آن تأکید شده، اختلاف نظر میان خبرگان بازار سرمایه است. گروهی از کارشناسان بر این باورند که تعطیلی ۸۰ روزه بازار، خود به یک ریسک سیستماتیک تبدیل شده است. از نگاه آنان، حفظ نقدشوندگی و صیانت از حق خرید و فروش سهامداران، حتی در شرایط بحرانی، یک اصل بنیادین به شمار میرود. توقف طولانیمدت معاملات، سرمایههای مردم را در وضعیت انجماد قرار داده و در بلندمدت میتواند اعتماد به بازار سرمایه را بهشدت تضعیف کند. از این رو، بازگشایی بازار با دامنه نوسان محدود ۳ درصدی و افزایش ساعت معاملات در دو روز نخست تا ساعت ۱۳:۳۰، اقدامی برای تخلیه تدریجی فشارها و بازگرداندن بازار به تعادل تلقی میشود.
در سوی دیگر، تحلیلگرانی قرار دارند که زمان کنونی را برای بازگشایی زودهنگام مناسب نمیدانند. استدلال اصلی این گروه، به نبود شفافیت درباره ابعاد واقعی خسارتها بازمیگردد. واقعیت آن است که گزارشهای تولید صنعتی در اسفندماه گذشته، تصویری نگرانکننده از وضعیت بخشهای مولد ترسیم کردهاند. نرخ رشد تولید در بخش فلزات اساسی به منفی ۱۱.۷ درصد رسیده و رشد واقعی فروش صادراتی نیز منفی ۸.۹ درصد ثبت شده است. به باور این گروه، حملات مستقیم به برخی واحدهای بزرگ فولادی و مهمتر از آن، اختلال در تنگه هرمز، گلوگاه صادراتی کشور را هدف قرار داده است. مخالفان بازگشایی بورس معتقدند تا زمانی که ابعاد دقیق خسارات واردشده به زیرساختهای صنعتی روشن نشود، بازگشایی بازار میتواند به شوکی ناخواسته و پرهزینه منجر شود.
با این حال، سازمان بورس برای مدیریت این نگرانیها، از سازوکار «تعلیق هوشمند» استفاده کرده است. بر اساس برنامهریزیها، نمادهایی که به صورت مستقیم از حملات آسیب دیدهاند یا هلدینگهایی که سودآوریشان به شدت به این صنایع وابسته است، فعلاً بازگشایی نخواهند شد. این دستهبندی چهارگانه، از شرکتهای آسیبدیده تا شرکتهای سرمایهگذاری با داراییهای متأثر، نشان میدهد که سیاستگذار به دنبال «جراحی موضعی» است تا از سرایت بحران به کل بازار جلوگیری کند.
نکته بسیار حائز اهمیت دیگر، رونمایی از بسته حمایتی اوراق تبعی «هموطن» است. این طرح که ۱۰ میلیون سهامدار خُرد با دارایی زیر یک میلیارد تومان را پوشش میدهد، در واقع یک «کف بازدهی ۳۰ درصدی» را تضمین میکند. این اقدام هوشمندانه، تلاشی است برای مهار رفتارهای هیجانی سهامدارانی که ممکن است تحت تأثیر اخبار جنگ، اقدام به فروش در قیمتهای پایین کنند. در واقع دولت با این ابزار، به سهامداران خُرد پیام میدهد که ماندن در بازار، ریسک افت ارزش ریالی دارایی آنها را تا حد زیادی پوشش میدهد.
اما سوال اینجاست که در صورت شکلگیری موج فروش، این نقدینگی به کجا خواهد رفت؟ تحلیلها نشان میدهد که با توجه به رشد ۱۸ درصدی دلار و ۱۰ درصدی طلا در دوران تعطیلی بورس، این دو بازار مقاصد اصلی سرمایههای فراری خواهند بود. صندوقهای طلا به دلیل همبستگی با نرخ ارز و نقدشوندگی بالا، اکنون به پناهگاه امنی تبدیل شدهاند. با این حال، باید توجه داشت که بورس از نظر "ارزندگی" نسبت به سایر بازارها عقب مانده است. کاهش ارزش دلاری بازار و افت نسب ت قیمت به سود شرکتها (P/E)، میتواند بورس را به یک فرصت خرید برای بازیگران حرفهای تبدیل کند که به دنبال داراییهای زیرقیمت در زمان بحران هستند.
صنایعی همچون سیمان، صنایع غذایی، زراعت و برخی شرکتهای معدنی، پتانسیل بالایی برای بازیابی دارند. حتی در شرایط محاصره دریایی، تقاضای داخلی برای این محصولات همچنان پابرجاست و میتواند محرک رشد آنها باشد. صنعت خودرو نیز که اکنون در حال تجربه تحولات جهانی و گرایش به سمت خودروهای برقی است؛ هرچند ایران در زیرساختهای آن عقبماندگی جدی دارد، احتمالاً با حمایتهای قانونی بیشتری مواجه خواهد شد تا از التهاب در بازار مصرف جلوگیری شود.
در تحلیل نهایی، باید گفت که بازگشایی بورس در روز سهشنبه، یک «شرِّ لازم» است. اگرچه ریسکهای ژئوپلیتیک و محاصره دریایی همچنان برقرار است، اما تداوم تعطیلی بورس پیامی جز «بنبست اقتصادی» به جهان مخابره نمیکرد. بازگشت بورس به مدار، حتی با گامهای لرزان و دامنه نوسان محدود، نشاندهنده تابآوری اقتصاد ایران در برابر شوکهای نظامی است.
موفقیت این بازگشایی به دو عامل حیاتی بستگی دارد؛ اول، تداوم حمایتهای واقعی از طریق صندوق تثبیت و اوراق بیمهای؛ و دوم، شفافسازی سریع شرکتها درباره وضعیت تولید و صادرات خود در شرایط محاصره. سهامداران نیز باید بدانند که در شرایط فعلی، «صبر استراتژیک» و پرهیز از رفتارهای تودهای، بهترین راه برای عبور از طوفان است. بورس اکنون نه فقط یک بازار مالی، بلکه سنگری برای حفظ داراییهای ملی در برابر فشارهای خارجی است. بازگشایی تالار، آغاز یک مأموریت دشوار برای بازگرداندن اعتماد به اقتصادی است که میخواهد ثابت کند حتی در میانه محاصره و آتش، نبض آن همچنان میتپد."