فیلم موهن اخیر که توسط یک یهودی صهیونیست و با حمایت آمریکا تولید و به نمایش درآمده از دنباله های يك حرکت خزنده، مغرضانه و خطرناک ضد فرهنگی است که البته ...

اما واقعیت این است که ساخت این نوع فیلم ها برای اولین بار نیست که اتفاق می افتد و شاید برای آخرین بار هم نباشد!
مجموعه فیلم هایی که با وهن و تمسخر، به نمادها و شخصیتهای برجسته و مقدس اسلامی می پردازند و با سوء استفاده از آزادی بیان، در واقع علیهآزادی و آرامش و صلح جهانی حرکت می کنند.
اما اگر بنا باشد مسئله را قدری عمیق تر و دقیق تر ببینیم روش و منش و مدل تولید و نمایش اینگونه فیلم ها را باید در یک «جریان» غیرسینمایی و کاملا سیاسی دید که طرح های شوم و نقشه های خطرناکی را برای مسلمانان و سایر متدینین ادیان آسمانی در سر دارد.
حقیقت آن است که با این الگوی فیلمسازی و جریان های سیاسی پشت آن ابدا نباید برخوردی ساده انگارانه و عادی داشت بلکه باید با درنظر گرفتن پیچیدگی ها و اهداف مختلفی که از به راه انداختن این برنامه ها دنبال می شود به کنه واقعیت پی برد و حقیقت امر را از نظر دور نداشت.
جریان فیلمسازی علیه ارزش ها و مقدسات اسلامی با این رویکردهای تکرار شده در طول تاریخ پیدایش سینما، در واقع چند محور مهم را در اهداف و اغراضش دنبال می کند؛
لکه دار کردن دامان پاک اسلام و وهن و هجو مقدسات این دین مبین در جهت تقدس زایی از الگوهای محوری و شخصیتها و نمادهای اصلی آن، ایجاد جنگ و نفرت مابین پیروان ادیان آسمانی و تنش زایی و جنگ آلودگی میان مومنین ادیان مختلف، جهانی کردن و ترویج و تبلیغ مفهوم و منظومه مورد نظرشان در معنایابی از واژه آزادی بیان و تکرار و جاانداختن نوعی از سبک زندگی بر همین مبنا که در آن نکات و مولفه های مختلفی در نظر گرفته شده و از جمله اینکه هیچ امر و شخصیت و نماد مقدسی در جهان هستی وجود ندارد و می توان بر مینای اصل آزادی بیان همه چیز را نه تنها مورد نفی و نفی و انکار بلکه مورد هجو و تمسخر و وهن هم قرار داد و هیچ کس حق ندارد در برابر این حق انسانی و فطری بشر هیچگونه مقاومت و اعتراضی داشته باشد!
اینها بخش های مهمی از رهیافت های جبهه ضد اسلامی و بلکه ضد دینی غرب است که تلاش می کند با سلاح سینما به مقابله با روح اندیشه دینی و تقدس معنوی برود و با ترویج سبک زندگی لیبرال منش و اباحه گر و لاابالی خود در مقابل عظمت و گیرایی و جذابیت ذاتی و فطری دین های آسمانی و البته اسلام عزیز صف آرایی و مبارزه کند.
فیلم موهن اخیر که توسط یک یهودی صهیونیست و با حمایت آمریکا تولید و به نمایش درآمده از دنباله های این حرکت خزنده، مغرضانه و خطرناک ضد فرهنگی است که البته سابقه ای طولانی در کارنامه فیلم های ضد فرهنگی و با ماهیت سیاسی در غرب دارد.
تاریخ سینما به ویژه در طول پنجاه سال اخیر گویای این واقعیت تلخ و التهاب زا و تنش برانگیز ایادی شیطان است که ماهیت و عظمت و تقدس اسلام را نشانه گرفته اند و تلاش می کنند با امتداد دادن به این جریان شبه سینمایی و اصالتا سیاسی و ضدفرهنگی، ریشه های فکری و دامنه روزافزون گیرایی و جذابیت اسلام را مخدوش و دچار ضربه نمایند.
این فیلم، نه اولین نمونه و نه آخرین مدل از روند فعالیت سیاسی کمپانی های صهیونیستی-آمریکایی در میدان هنر سینماست که بایستی با هوشیاری و آگاهی و اقدامات موثر و متقابل، به خنثی سازی و بازنمایی ماهیت اصلی و چرکین آنها برای افکار عمومی جهانیان پرداخت و در این موضع، از ضعف و بی خبری و انفعال و غفلت، به شدت دوری کرد.
هم ابراز نفرت و اعتراض به این اقدام شنیع وظیفه ای حتمی و لازم است برای مسلمین و هم کاری که امثال مجید مجیدی کارگردان عزیر مسلمان ایرانی در حال انجام آن است یعنی ساخت فیلمی عظیم و دیدنی و باشکوه از دوران حیات طیبه رسول مکرم اسلام(ص).
ما مسلمانان باید هم به صورت سلبی و هم ایجابی، هم با زمان شناسی و آگاهی و اعتراض و خشم به جا و هم با حرکتهای پیشروانه و غیر انفعالی و مثمر ثمر و پوینده مثل تولید آثار سینمایی فاخر و جذاب و مخاطب گرا برای مردم جهان در بازنمایی و انعکاس زیباییهای اسلام و پیامبر عزیزمان، تلاشی جدی داشته باشیم و این وظیفه ای است بس خطیر بر دوش همه مسلمانان آگاه و بصیر و عاشق پیامبر اعظم(ص).
برگردیم به بحث اصلی این نوشتار و انهم اینکه؛ اگر بنا باشد مسئله را قدری عمیق تر و دقیق تر ببینیم روش و منش و مدل تولید و نمایش اینگونه فیلمها را باید در یک «جریان» غیرسینمایی و کاملا سیاسی دید که طرح های شوم و نقشه های خطرناکی را برای مسلمانان و سایر متدینین ادیان آسمانی در سر دارد.
و در برابر این وضعیت و موقعیت، ما هم باید به عنوان سپاه اسلام و سربازان پیامبر اکرم(ص) – که انشاالله توفیق و لیاقت این عنوان را داشته باشیم- به جریان سازی و حرکتهای پیشروانه و نه صرفا انفعالی در فضای رسانه ای و خصوصا در تولیدات ارزشمند سینمایی بپردازیم تا در این مصاف حساس، خطیر، تعیین کننده و حیاتی، دچار خسران و شکست نشویم و بتوانیم به بهترین و اثرگذارترین شیوه های امروزین، از اندیشه و مقدسات دینی مان بهترین دفاع را داشته و برترین و بالاترین موضع پیشروانه را در سطح جهانی از آن خود کنیم. به امید آن روز!