۰۶ آبان ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۷
اوج انحراف در رفتار رییس جمهور پدوفیل آمریکا؛

ترامپ برای پیروزی در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، اندام خصوصی نیکی میناج را دستاویز قرار داد!

ترامپ
وقتی رییس‌جمهور آمریکا در یک سخنرانی عمومی، با تعریف صریح از اندام خصوصی یک سلبریتی، حتی ناظران خوگرفته به ادبیات مبتذل خود را هم غافلگیر می کند، در واقع باطن یک رژیم «اپستینی» با ظاهر آن یکی می گردد
کد خبر : ۷۵۳۱۰۷

در ۲۵ اکتبر ۲۰۲۶، در گردهمایی انتخاباتی حزب جمهوری‌خواه در میشیگان، دونالد ترامپ پس از دعوت از نیکی میناج، خواننده رپ، به روی صحنه، خطاب به جمعیت گفت: «راستی، من قبلاً یک{اشاره به بخشی از اندام خصوصی این سلبریتی}زیبا دیده بودم… نیکی میناج. آن یکی را نمی‌شد ندید.»

به گزارش صراط به نقل از مشرق، این اظهارنظر، اگرچه برای ناظرانِ آگاه از سبک بیانی ترامپ غافلگیرکننده نبود، اما در بستر مبارزات میان‌دوره‌ای ۲۰۲۶ و در آستانه انتخابات کنگره، بار دیگر پرسشی بنیادین را پیش کشید: چه بر سر استانداردهای گفتمان سیاسی در آمریکا آمده است، و آیا این «ابتذال کلامی» را می‌توان صرفاً یک نقص شخصیتی فردی دانست، یا نشانه‌ای از فرآیندی عمیق‌تر؟

عادی‌سازی فحاشی: از استثنا به قاعده

داده‌ها نشان می‌دهند که تغییر لحن ترامپ امری کیفی و صرفاً مربوط به یک یا دو مورد نیست. تحلیل روزنامه واشینگتن پست در می ۲۰۲۶ نشان داد که در یک سال و نیم نخست ریاست‌جمهوری اول ترامپ، حدود ۴۰ درصد از سخنرانی‌های او حاوی یک واژه رکیک بود. در دوره دوم ریاست‌جمهوری، این رقم به ۹۳ درصد رسیده است. این جهش کمی، بازتاب یک تغییر کیفی است: فحاشی از یک انحراف گاه‌به‌گاه به عنصری ساختاری در ارتباطات سیاسی تبدیل شده است.

کاتلین هال جیمیسون، مدیر بازنشسته مرکز سیاست عمومی آننبرگ در دانشگاه پنسیلوانیا، در این باره می‌گوید: «معمولاً انتظار دارید این نوع عبارات مبتذل در خلوت بیان شوند، نه در ملأ عام. او [ترامپ] با مخاطب احساس راحتی بیشتری می‌کند و کمتر نگران این است که در جمعی دیده شود که ممکن است آن را مشکل‌ساز بداند.» جیمیسون این پدیده را نشانه‌ای از «رفع بازداری» (disinhibition) می‌داند؛ یعنی فرسایش سازوکارهای درونی و بیرونی‌ای که پیش‌تر مرزهای گفتار رئیس‌جمهور را کنترل می‌کردند.

بن برگر، مدیر آزمایشگاه زبان و شناخت در دانشگاه کالیفرنیا سن‌دیگو، کارکرد بلاغی این زبان را توضیح می‌دهد: «فحاشی اغلب زمانی به کار می‌رود که گوینده در حالت برانگیختگی عاطفی است، یا می‌خواهد مخاطب را به واکنش عاطفی وادارد.» او تأکید می‌کند که این زبان «برای شنوندگانی که از پیش خود را با گوینده همسو می‌دانند» بیشترین اثر را دارد و شکاف ادراکی میان هواداران و منتقدان را عمیق‌تر می‌کند: «هواداران احتمالاً ترامپ را قدرتمند یا رها از هنجارهای اجتماعی می‌بینند… در حالی که مخالفان او را "از کنترل خارج، بی‌سواد و نادان" تلقی می‌کنند.»

مایکل آدامز، استاد زبان انگلیسی در دانشگاه ایندیانا و نویسنده کتاب «در ستایش فحاشی»، به گاردین گفت که زبان ترامپ می‌تواند به عنوان یک «شخصیت دیپلماتیک قاطع» عمل کند و تصویر او را به عنوان فردی غیرقابل پیش‌بینی و بی‌اعتنا به عرف تقویت کند. جوزف فیلیپس، استاد سیاست آمریکا در کالج ترینیتی دوبلین، تحلیل متفاوتی ارائه می‌دهد: کاهش اعتماد عمومی به سیاستمداران، انگیزه‌هایی ایجاد کرده تا سیاستمداران با استفاده از زبان روزمره—از جمله فحاشی—خود را «قابل ارتباط» و «اصیل» جلوه دهند. به عبارت دیگر، ابتذال کلامی نه فقط محصول یک فرد، بلکه پاسخ به بحرانی مشروعیت‌ی در رابطه میان شهروندان و نهادهای سیاسی است.

پیوند با اپستین: زمینه‌ای که ابتذال را معنادار می‌کند

اظهارنظر درباره اندام خصوصی نیکی میناج را نمی‌توان جدا از سابقه رابطه ترامپ با جفری اپستین، مجرم جنسی بدنام، فهمید. در فوریه ۲۰۲۶، سه میلیون سند مربوط به پرونده اپستین منتشر شد که در آن نام ترامپ بیش از ۱۰۰۰ بار ذکر شده بود. برخی از این ارجاعات بی‌ضرر بودند، اما برخی دیگر شامل «ادعاهای تجاوز جنسی» علیه ترامپ و جزئیاتی درباره نحوه توصیف قربانیان اپستین از تعاملات خود با این «رئیس‌جمهور آینده» بود. وزارت دادگستری آمریکا این ادعاها را «بی‌اساس و نادرست» خواند و ترامپ همواره هرگونه تخلف را رد کرده است.

با این حال، فارغ از صحت و سقم حقوقی این ادعاها، هم‌نشینی نمادین دو عنصر—زبان مبتذل علنی و رابطه تاریخی با چهره‌ای که نماد استثمار جنسی سیستماتیک است—تصویری از یک فرهنگ سیاسی ترسیم می‌کند که در آن مرزهای اخلاقی مربوط به بدن، رضایت و کرامت انسانی به‌طور مداوم بازتعریف و تضعیف می‌شوند.

وقتی رئیس‌جمهور کشوری در ملأ عام درباره «... زیبای» یک زن اظهارنظر می‌کند، و در همان حال پرونده‌های قضایی مرتبط با شبکه‌ای از سوءاستفاده جنسی گریبان‌گیر اوست، این پرسش مطرح می‌شود که آیا این دو پدیده از یک منبع تغذیه می‌کنند: نوعی نگاه ابزاری و مالکانه به بدن، که در گفتمان سیاسی نیز بازتاب می‌یابد. گفتنی است که در افواه عامه‌ی آمریکا، به اصطلات «رقص ترامپ» که به طور معمول در کارزارهای انتخاباتی و با آهنگی خاص (Y.M.C.A) انجام می دهد، یک حرکت بی‌پروا و مبتذل است که در ادبیات عامه‌ی آمریکا دلالت بر یک عمل جنسی غیرمعمول دارد!

زبان ترامپ هر روز مبتذل‌تر می‌شود/ نشانه‌های افول امپراتوری در ادبیات لمپنی-جاهلی دونالد ترامپ

ابتذال کلامی به مثابه نشانه افول

اما فراتر از سطح فردی و روان‌شناختی، بسیاری از تحلیل‌گران این پدیده را در چارچوبی کلان‌تر می‌بینند: افول نسبی امپراتوری آمریکا.

ویجی پرشاد، مورخ و تحلیل‌گر سیاسی، در مقاله‌ای با عنوان «امپراتوری خراج می‌طلبد: ترامپ و امپریالیسمِ افول» می‌نویسد که «زبان ترامپ سخیف است زیرا واقعیتی که او توصیف می‌کند سخیف است.» از دید او، ترامپ «لباس دیپلماتیک» را از امپریالیسم بیرون می‌کشد: کشورها دارایی یا بدهی‌اند، متحدان مشتریانی هستند که صورتحساب خود را نپرداخته‌اند، و بازار آمریکا ابزار استخراج خراج است. در چنین چارچوبی، ابتذال کلامی نه یک حاشیه‌روی بی‌اهمیت، بلکه زبان متناسب با یک نظم جهانیِ در حال فرسایش است.

تحلیل‌های روان‌شناختی-سیاسی نیز این تفسیر را تقویت می‌کنند. یک تحلیل رفتارشناسانه از این منظر به ابتذال صریح کلامی در ترامپ می نگرد که وقتی یک ابرقدرت به جای ابزارهای نظامی و دیپلماتیک به فحش و ناسزا پناه می‌برد، این رفتار «نشان‌دهنده فروپاشی چارچوب‌های ذهنی و واکنش به ناکامی راهبردی» است. بر اساس فرضیه «ناکامی-پرخاشگری»، «یک قدرت مسلط در میدان جنگ هرگز به ادبیات خیابانی متوسل نمی‌شود. اما وقتی اهرم‌های نظامی، اطلاعاتی و اقتصادی یک ابرقدرت کارایی خود را از دست می‌دهد، آخرین سلاح باقی‌مانده تحقیر لفظی است که خود ضعف شدید قدرت بازدارندگی را نشان می‌دهد.»

این استدلال با مشاهدات جامعه‌شناسان نیز همسو است. پابلو سمان، جامعه‌شناس آرژانتینی، «خشونت» ترامپ را «نشانه‌ای از بحران عمیق‌تر دموکراسی‌های غربی و نظم بین‌المللی» می‌داند. رائول زیبچی نیز به نقل از امانوئل تاد، تاریخ‌دان، می‌نویسد: «آنچه در حال فروپاشی است، یک فرهنگ است، یک نظام باورها که حداقل دو قرن آن را با خود حمل کرده‌ایم.» در این قرائت، ترامپ نه علت، بلکه نشانه است: او از بحرانی برخاسته که مشروعیت نهادهای لیبرال دموکراسی را پیش از ظهور او تضعیف کرده بود، و اکنون با زبان خود، آن بحران را بازتولید و تشدید می‌کند.

زبان ترامپ هر روز مبتذل‌تر می‌شود/ نشانه‌های افول امپراتوری در ادبیات لمپنی-جاهلی دونالد ترامپ

روزنامه گاردین نیز در گزارشی در سپتامبر ۲۰۲۶، از قول شهروندان آمریکایی—از جمله یک مددکار اجتماعی بازنشسته—نوشت: «این همه فحاشی در سیاست انجام می‌شود؛ ما قبلاً هرگز چنین چیزی نشنیده بودیم… این درست نیست. این افول احترام و شرافت است، تمام.» این جمله، هرچند از زبان یک شهروند عادی، دقیقاً همان پرسشی را بیان می‌کند که صاحب‌نظران با زبان آکادمیک طرح می‌کنند: آیا جامعه‌ای که بالاترین مقام اجرایی آن چنین زبانی را عادی می‌کند، هنوز می‌تواند مدعی رهبری اخلاقی جهان باشد؟

نتیجه‌گیری

اظهارنظر ترامپ درباره اسافل اندام نیکی میناج را می‌توان صرفاً یک لغزش دیگر از سیاستمداری با سابقه طولانی در گفتار مبتذل تلقی کرد. اما داده‌ها—از افزایش ۴۰ به ۹۳ درصدی سخنرانی‌های حاوی فحاشی، تا انتشار اسنادی که نام او را بیش از هزار بار در پرونده اپستین تکرار می‌کنند—نشان می‌دهند که ما با پدیده‌ای سیستمیک روبه‌رو هستیم، نه مجموعه‌ای از حوادث تصادفی. صاحب‌نظران از رشته‌های مختلف—زبان‌شناسی، علوم سیاسی، جامعه‌شناسی و تاریخ—بر یک نکته اتفاق نظر دارند: این ابتذال کلامی، هم علت و هم نشانه است. علت است، زیرا هنجارهای گفتار سیاسی را بازتعریف می‌کند و فضایی می‌سازد که در آن ابزارسازی از بدن انسان—در سیاست، در رسانه و در روابط قدرت—آسان‌تر می‌شود. و نشانه است، زیرا در لحنی که ترامپ سخن می‌گوید، می‌توان انعکاس لحن یک امپراتوری را شنید که دیگر توان سخن گفتن با زبان «ارزش‌های مشترک» را ندارد، و ناچار است با زبان تحقیر، خراج‌ستانی و ابتذال، موقعیت در حال فرسایش خود را مدیریت کند.

پرسش نهایی این نیست که آیا ترامپ «لمپن» است یا نه؛ پرسش این است که چه بر سر جامعه‌ای آمده که چنین زبانی را برای مدت‌ها در بالاترین سطح قدرت تحمل کرده، و آیا این تحمل، خود نشانه‌ای از افول نیست؟