به گزارش صراط به نقل از ایرنا، جامعه ایرانی در طول تاریخ خود، همواره نشان داده است از سرمایه بیبدیلی به نام «انسجام اجتماعی» برخوردار است که بنیان و مقوم «تابآوری اجتماعی» ایرانیان در طی چند هزار سال بوده است. این انسجام ریشه در فرهنگ غنی و خودباوری ایرانیان دارد و این امکان را برای آنها فراهم کرده است تا در برابر انواع چالشها، از جمله فشارهای اقتصادی، تحریمهای ظالمانه و تهدیدات خارجی، مقاومت کرده و مسیر پیشرفت را ادامه دهد. تجارب گذشته نشان داده است که هرگاه دشمنان سعی در ایجاد تفرقه و فشار بر مردم داشتهاند، ملت ایران با اتحاد و همدلی، توطئهها را خنثی کرده و بر مشکلات فائق آمده است؛ بنابراین این انسجام ملی، پشتوانه اقتدارِ نظام و تضمینکننده استقلال و تمامیت ارضی کشور است.
در دو جنگی که در طی یک سال بر میهن ما تحمیل شد نیز همین سرمایه بزرگ به موازات عملکرد نیروی دفاعی کشور، توانست دشمنان را به عقب براند، اما با وجود تمام این موفقیتها حال پرسش پیش رو این است که تصمیمسازان کشور چگونه باید از این امر برای توسعه و تعالی کشور و پایان دادن به جنگ بهره ببرند و همچنین در کنار انسجام و به تبع آن تابآوری اجتماعی، چه عوامل دیگری در راستای دستیابی به صلح پایدار موثر هستند. در راستای بررسی این مسائل با محمود میرلوحی، معاون وزیر کشور در دولت اصلاحات و تحلیلگر سیاسی گفتوگو کردهایم، آنچه در ادامه میآید مشروح این گفتوگو است:
میرلوحی در در تحلیل ریشههای مقاومت ۴۰ روزه ایرانیان در نبرد میهنی اخیر گفت: ایران کشوری ریشهدار با تاریخ و تمدنی کهن است و حوادث و رویدادهای بزرگی را در طی تاریخ پر فراز و نشیباش پشت سر گذاشته است. از چند هزار سال پیش دولتها و قدرتهای ایرانی در این سرزمین حاکم بودند و گاهی تا مناطق دوردست با شیوه و مدل همان دوران، یورشهایی میبرد و تا هندوستان، مصر و حتی آلبانی پیش میرفتند. زمانی حاکمیت ایران تا غزنه و همه این مناطق گسترده بود و همه این سرزمینها به نام «ایران» شناخته میشد.
وی ادامه داد:، اما در ادواری نیز، متأسفانه به علت پارههای مشکلات، اسکندر و مغول وارد کشور شدند، بعدها در زمان قاجار، بخشهایی از شمال کشور از این سرزمین جدا شد تا اینکه به دوره معاصر و انقلاب اسلامی رسیدیم، در این دوران شاهد بودیم صدام آمد و آن جنایات را مرتکب شد و مردم کشور هشت سال تحت فشار سنگین برای حفظ آزادی و استقلال بودند، زیرا شعار مبنایی انقلاب اسلامی «استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی» بود.
ملت ایران همواره در برابر مزاحمتهای آمریکا و اسرائیل تمام تلاش خود را برای حفظ کشور به کار گرفت و تابآوری قابل توجهی نشان داد.
معاون وزیر کشور در دولت اصلاحات با اشاره به تحریمهای شدید ایالات متحده آمریکا پس از پایان جنگ ۸ ساله علیه ایران گفت: پس از آن دوران سخت ۸ ساله نیز بهانههای مختلفی برای فشار بر ایران مطرح شد. آمریکا وارد منطقه شد و با توجیههای گوناگون در اطراف ایران لشکرکشی کرد؛ ابتدا به افغانستان آمد، سپس به عراق وارد شد و از همان زمان، سیاستِ ستیز، تحریم و فشار علیه ایران را دنبال کرد. با این حال، ملت ایران به دلیل پایبندی به استقلال، خاک و سرزمین خود، در برابر این فشارهای متعدد آمریکا ایستاد و در سالهای بعد نیز، در برابر تحریمها، مزاحمتها، تهدیدها و مقابلهجوییهای آمریکا و اسرائیل، تمام تلاش خود را برای حفظ کشور به کار گرفت و تابآوری قابل توجهی نشان داد.
آمریکا و اسرائیل با تصور اینکه زمان تسخیر ایران فرا رسیده است، جنگ ۱۲ روزه را آغاز کردند
این تحلیلگر سیاسی در بیان علل تهاجم آمریکا و اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه اظهار داشت: در سال گذشته نیز، متأسفانه حوادثی رخ داد، برخی تنگناها، مشکلات اقتصادی و نارضایتیها وجود داشت که واقعیتی انکارناپذیر است. اما آمریکا و اسرائیل با تصور اینکه زمان حمله و فیصله کردن مسئله ایران فرا رسیده و میتوانند این کشور را از طریق جنگ به تسخیر خود درآورند، جنگ ۱۲ روزه را آغاز کردند. در آن مقطع، مردم ایران نشان دادند که با وجود اختلافنظرها و مطالبات داخلی، به محض اینکه دشمن خارجی، به میدان آمد، پای حاکمیت، کشور، سرزمین و امنیت ملی یکپارچه میایستند.
دشمنان تصور میکردند مردم از کشور و حاکمیت خود فاصله گرفتهاند، اما دریافتند که برآوردشان نادرست بوده است.
میرلوحی ادامه داد: در جریان آن جنگ، فرماندهان، دانشمندان هستهای، مراکز مهم و حتی تأسیسات هستهای کشور مورد حمله آمریکا و اسرائیل قرار گرفت، اما ملت ایستادگی کرد. این ایستادگی در داخل، منطقه و جهان مورد توجه قرار گرفت و حتی موجب حیرت و شگفتی شد. دشمنان تصور میکردند که جامعه ایران دچار شکاف شده و مردم از کشور و حاکمیت خود فاصله گرفتهاند، اما دریافتند که برآوردشان نادرست بوده است و تصورات و توهمات نتانیاهو فرو ریخت و روشن شد که هیچکس در داخل کشور از تجاوز خارجی استقبال نمیکند.
وی با اشاره به بروز پارهای از نارضایتیها پس از جنگ ۱۲ روزه گفت: به دلیل شرایط خاص و رخدادهایی که پیش آمد، دشمن بار دیگر تصور کرد فرصت مناسبی برای فشار و حمله فراهم شده است و برای دومین بار، جنگی سنگینتر و طولانیتر شکل گرفت؛ جنگی چهلروزه که با شهادت رهبر انقلاب، فرماندهان، حمله به مدرسه میناب، تهاجم به مراکز مهم اقتصادی، صنعتی، پتروشیمیها، فولاد و زیرساختهای کشور همراه بود. آمریکا در این مرحله نیز رجزخوانی زیادی کرد، ناوگانها، هواپیماها، امکانات نظامی و ظرفیتهای گسترده خود را به رخ کشید و گمان کرد که این بار میتواند مساله ایران را تمام کند.
دشمن در جنگ ناکام ماند، چون مردم در برابر تجاوز خارجی سکوت نمیکنند
معاون وزیر کشور در دولت اصلاحات در تحلیل زمینههای این عدم موفقیت گفت:، اما چرا نه آمریکا نه اسرائیل با این همه امکانات و ظرفیت نظامی خود نتوانستند بر ایران چیره شوند؟ آنها با وجود قدرت هوایی و زمینی گستردهای که در اختیار دارند، اما به طرز عجیبی نتوانستند ملت ایران را به زانو درآورند! دلیل این ناکامی روشن است؛ مردم ایران ملتی هستند که سرزمین، تاریخ، فرهنگ و تمامیت ارضی خود را میشناسد و اعلام میکند که هرچند مطالبات و حقوقی دارد و آنها را در جای خود دنبال خواهد کرد، اما برابر دخالت خارجی، تجاوز خارجی، توطئه برای تجزیه کشور، تضعیف ایران و نابودی زیرساختها، صنعت، عمران، اقتصاد، فرهنگ، دانشگاهها، مدارس، مراکز علمی و حتی اماکن تاریخی خود سکوت نخواهد کرد.
وی ادامه داد: دانشگاهها، دانشمندان، مراکز علمی، صنایع و زیرساختهای این کشور سرمایه ملی ایران هستند. همانگونه که آمریکا برای خود این حق را قائل است که اقتصاد جهان را اداره کند، صنعت جهانی را تحت تأثیر قرار دهد و در حوزه نظامی برتری داشته باشد، ملت ایران نیز حق دارد در کشور خود، برای سرزمین خود، کار علمی انجام دهد، دستاورد علمی داشته باشد، به عمران و آبادانی بپردازد، پل B ۱ بسازد، پتروشیمی بندر امام را توسعه دهد، فولاد مبارکه را ایجاد کند و در عرصه صادرات فولاد و دیگر حوزههای اقتصادی و صنعتی نقشآفرین باشد.
در کنار انسجام مردمی، باید مسیر دیپلماسی نیز فعال باشد تا تجاوز به ایران محکوم شود
میرلوحی با اشاره به تاثیر جنگ اخیر بر تقویت انسجام ملی گفت: از همین رو، به نظر میرسد ملت ایران پیام این تهاجم و تجاوز، آثار و پیامدهای آن را بهخوبی دریافت کرده است. به همین دلیل، با وجود مشکلات، فشارها، دشواریهای معیشتی، مسائل شغلی و گرفتاریهای روزمره، در چنین بزنگاهی دچار تردید نمیشود. مردم متحد و منسجم میمانند و از روز نخست جنگ تا امروز در میدان حضور داشتهاند. در کنار این حضور مردمی، مسیر دیپلماسی نیز فعال است تا ثابت شود این تجاوز محکوم است؛ اسرائیل و آمریکا حق تجاوز ندارند و ایران نیز در دفاع از سرزمین، استقلال، امنیت ملی، تمامیت ارضی و دستاوردهای خود هیچ تردیدی نخواهد کرد.
حاکمیت باید اتاقهای فکری ایجاد کند که متشکل از افرادی با نگاه ملی باشند
وی درباره جفظ انسجام ملی در دوران پساجنگ، گفت: مقامات به خوبی آگاه هستند که این مردم مطالبات، خواستهها و دیدگاههای متعددی دارند. در مسائل داخلی نیز این تنوع دیدگاهها بارها خود را نشان داده است؛ چنانکه در رخدادهای ۱۸ و ۱۹ دی و نیز پیش از آن در قالب فشارهای ناشی از تحریمها، مشکلات اقتصادی و اجتماعی و همچنین در روند انتخابات، مردم نشان دادهاند که نقدهایی نسبت به شیوههای موجود دارند. بر این اساس، ضروری است مسئولین با توجه به شرایط پیشآمده، به تشکیل اتاقهای فکر متشکل از افرادی بپردازد که نگاه ملی دارند، نه آنکه برخی افراد صرفاً در چارچوب منافع جناحی یا انحصار قدرت و امکانات کشور بیندیشند.
معاون وزیر کشور در دولت اصلاحات ادامه داد: این اتاقهای فکر باید با در نظر گرفتن همه اقشار جامعه—از جمله اقوام، زنان، جوانان، دانشگاهیان و فرهنگیان—به تعیین اولویتها بپردازند، اولویتها نیز باید بر پایه مطالبات واقعی مردم و شرایط عینی جامعه استخراج شوند. مسیر توسعه کشور نیز بهطور کلی روشن است و مشخص است چه اقداماتی انجام گیرد و از چه اقداماتی پرهیز شود. امید میرود آتشبس کنونی به صلحی پایدار و رفع شر دائمی منجر شود و کشور از وضعیت «نه جنگ و نه صلح» خارج شده تا شرایط برای توسعه، عمران و آبادانی فراهم گردد، با این حال، نباید از ضرورت حفظ «انسجام ملی» غفلت کرد.
وی با بیان اینکه پس از جنگ ۱۲روزه، هر چند بر ایران و هویت ایرانی تأکید شد، اما متأسفانه بار دیگر نشانههایی از غفلت در زمینه انسجام ملی مشاهده میشود، گفت: در موضوع مذاکره هم برخی با نفی مطلق آن، رویکردی غیرواقعبینانه اتخاذ میکنند، در حالی که در هر منازعهای، نهایتاً با توافق قابل حلوفصل است. هر چند آمریکا شکست خورده است، اما در نهایت باید در چارچوب «منافع ملی» و به نحو عزتمندانه این وضعیت پایان یابد.
مسئولان با رویکردی فراگیر، حقوق و مطالبات همه شهروندان را به رسمیت بشناسند
میرلوحی اظهار داشت: در حوزههای فرهنگی و اجتماعی نیز مشاهده میشود که برخی گروهها با محدودسازی فضا مانع بروز و ظهور ظرفیتهای جامعه میشوند. این درحالی است حاکمیت باید در حفظ حقوق اکثریت ملت بکوشد. در جریان جنگ اخیر، همه اقشار جامعه، حتی کسانی که منتقد حاکمیت بودند، برابر تهدیدات خارجی ایستادگی کرده و از کشور حمایت کردند. این همبستگی ملی باید دیده و مورد توجه قرار گیرد نه آنکه عدهای احساس کنند، نادیده گرفته میشوند یا در آینده نادیده گرفته خواهند شد بنابراین مسئولان باید با رویکردی فراگیر، حقوق و مطالبات همه شهروندان را به رسمیت بشناسند.
وی ادامه داد: همچنین نسبت به واقعیتهای اجتماعی باید رویکرد عادلانه تری نسبت به گذاشته اتخاذ شود که در دولت چهاردهم این راهبرد در حال پیگیری است. باید از ایجاد محدودیتهای غیرضروری در حوزههای فرهنگی، رسانهای و اجتماعی پرهیز شود. باید بر نقش مردم بهعنوان عامل اصلی تابآوری کشور تأکید شود؛ مردمی که با ایستادگی خود مانع از تحقق اهداف دشمنان شدند.
باید بر نقش مردم بهعنوان عامل اصلی تابآوری کشور تأکید شود؛ مردمی که با ایستادگی خود مانع از تحقق اهداف دشمنان شدند.
حفظ انسجام اجتماعی نیازمند بهرهگیری از خرد جمعی و گسترش فرهنگ گفتوگو است
معاون وزیر کشور در دولت اصلاحات با تاکید بر اینکه حفظ انسجام اجتماعی نیازمند کار فکری عمیق، بهرهگیری از خرد جمعی و گسترش گفتوگو در سطوح مختلف است، تصریح کرد: باید بهصورت شفاف مشخص شود که چه اقداماتی پس از جنگ و در راستای حفظ سرمایهای که در حوزه اجتماعی بدست آمد، انجام شود و از چه اقداماتی پرهیز شود. در توزیع امکانات نیز رعایت عدالت و پرهیز از انحصار ضروری است.
باید خواست اکثریت مردم مبنای تصمیمگیریها قرار گیرد و هیچ گروه یا جریان خاصی نباید خود را برتر از دیگران بداند.
این تحلیلگر سیاسی در پاسخ به پرسشی درباره چرایی تلاش ترامپ برای تفرقهافکنی میان مسئولان ایرانی، گفت: این روش ترامپ است و رویکرد وی تازه نیست، با وجود اینکه بسیاری از سیاستمداران، کارشناسان و نخبگان علمی و دانشگاهی در آمریکا نیز با چنین رویکردهایی موافق نیستند، اما این نگاه همچنان در برخی سطوح سیاسی آن کشور دیده میشود. حتی در جلسات اخیر سنا، برخی نمایندگان دموکرات که حدود نیمی از کنگره را تشکیل میدهند، انتقاداتی را مطرح کردهاند، اما تعصبات حزبی جمهوریخواهان مانع از شکلگیری یک اجماع جدی در این زمینه شده است.
وی با بیان اینکه ترامپ با شعار «جنگ نمیکنم» وارد عرصه شد، اظهار داشت: ترامپ در حالی از هزینههای چندین میلیون دلاری آمریکا در عراق و افغانستان انتقاد میکرد که خودِ وی، توافق با طالبان را امضا و زمینه بازگشت آنها به قدرت در افغانستان را فراهم کرد. با این حال، بعدها از نحوه خروج نیروهای آمریکایی توسط دولت بایدن انتقاد کرد، در حالی که اصل تصمیم برای خروج را وی اتخاذ کرده بود. اما متاسفانه فردی با چنین روحیاتی برای ایران قلدری میکند و بر اساس توهمات خودش به دنبال صلح است!
معاون وزیر کشور در دولت اصلاحات ادامه داد: ترامپ در قامت یک رئیسجمهور هنوز به رفتارهایی که در حد اجرای شوهای تلویزیونی است علاقه دارد، اما رفتارهای رسانهای و تبلیغاتی وی در افکار عمومی جهانی چندان جدی گرفته نمیشود؛ حتی متحدان اروپایی، ایالات متحده آمریکا نیز این اظهارات را جدی نمیگیرند.
رسولی یادآور شد: در روزهای اخیر، شاهد طرح شعارها و نوشتههایی علیه برخی مسئولان، از جمله اعضای هیات مذاکرهکننده، رئیس مجلس و رئیسجمهور بودیم که این اقدامات میتواند به ایجاد شکاف در فضای داخلی منجر شود و در واقع این رفتارها به ترامپ جرات آن ادعاها را میدهد.
وی با تاکید بر اینکه برخی جریانهای سیاسی علیرغم انتقاداتی که دارند، اما در راستای حفظ انسجام ملی از بیان انتقادات در شرایط کنونی خودداری میکنند، اظهار داشت: برخی گروههای سیاسی مانند اصلاحطلبان در شرایط خطیر فعلی با درک منافع ملی از نیروهای دفاعی ایران، حمایت و تشکر میکنند و به محکومیت اقدامات آمریکا و اسرائیل بسنده کرده و بر حق ایران برای دفاع از کیان کشور تاکید میکنند. با این حال، برخی دیگر با ایجاد فشار تلاش میکنند آنها را وادار به موضعگیریهای خاص و همسو با منافع حزبی خودشان کنند و این امر میتواند به تشدید اختلافات منجر شود. در حالی که نحوه دفاع کلامی از کشورمان در شرایط جنگی، باید بر اساس تشخیص افراد و گروههای مختلف جامعه باشد و به سلایق احترام گذاشته شود، زیرا همه در چارچوب منافع ملی سخن میگویند.
میرلوحی ادامه داد: این نوع رفتارها، عملاً به نفع افرادی مانند ترامپ و نتانیاهو است و آنها میتوانند از این اختلافات بهعنوان نشانهای از چنددستگی در ایران بهرهبرداری کنند. در کنار این موضوع، متأسفانه برخی جریانهای برانداز در داخل و خارج کشور نیز وجود دارند که حتی از حملات خارجی استقبال کرده و تصور میکنند پس از تخریب زیرساختها، امکان بازسازی سریع آنها وجود دارد، در حالی که تجربه نشان دادهاست بازسازی کشور، فرآیندی زمانبر و پرهزینه است و سالها به طول میانجامد.
معاون وزیر کشور در دولت اصلاحات با بیان اینکه بخشی دیگر از افرادی که مدعی نزدیک بودن به روایت رسمی کشور هستند گاه با اظهارنظرهای غیرکارشناسی و رسانهای، به تنشها دامن میزنند، اظهار داشت: اصرار بر تداوم چنین مواضعی میتواند دستاویزی برای دشمنان فراهم کند تا ایران را کشوری دچار چنددستگی و بیثباتی معرفی کنند.
ترامپ دروغ میگوید که میخواهد مذاکره کند، منظورش «تسلیم» است
وی در پاسخ به این پرسش که مسئولان کشور بارها بر این مسئله تاکید کردهاند که «جنگ باید به گونهای پایان یابد که دور باطل مذاکره – آتشبس برای همیشه از دستور کار خارج شود»، ارزیابی شما از چرایی و چگونگی تحقق این راهبرد چیست؟ گفت: در این ۲۴ سال به تعبیر ترامپ همه روسای جمهور پیشین آمریکا در حال تمرین و ایجاد آمادگی برای بمباران نطنز بودند البته آنها عقل داشتند و این کار را نکردند. اما در نهایت بمب سنگرشکن برای آن منطقه طراحی شد تا بتواند ۶۰ متر زمین را بشکافد. پس در تمام این مدت، از دولت اوباما تا بایدن و بهویژه ترامپ که در دورههای ریاستجمهوریاش بیش از دیگران بر رویکرد تقابلی تأکید دارد، همواره گزینه نظامی روز میز بود. حالا هم شاهدیم در اندیشه ترامپ چیز دیگری جز تجاوز نظامی نیست و به دروغ میگوید که من میخواهم مذاکره کنم بلکه منظور وی از مذاکره، «تسلیم» است.
از دولت اوباما تا بایدن و بهویژه ترامپ که در دورههای ریاستجمهوریاش بیش از دیگران بر رویکرد تقابلی با ایران تأکید دارد، همواره گزینه نظامی روز میز بود.
این تحلیلگر سیاسی با انتقاد از شعار ترامپ مبنی «صلح از طریق قدرت» گفت: این شعار نیز بخشی از خیالبافیهای او است. حدود ۲۰ سال است که شبح جنگ و تهدید نظامی همواره بر سر ایران وجود دارد و در سال گذشته نیز این تهدیدها بهصورت عینی بروز یافت و به گفته خودشان ۱۰ هزار نقطه ایران از مراکز آموزشی و تاریخی گرفته تا بیمارستانها، دانشگاهها، تأسیسات صنعتی و زیرساختهایی مانند پلها را بمباران کردند. از این منظر، ایران حق دارد نسبت به این تهدیدات مداوم واکنش نشان دهد؛ چراکه سالها با احتیاط و مذاکره، تلاش کرد تا از وقوع درگیری جلوگیری کند، اما به هر حال این وضعیت باید جایی به پایان برسد. در عین حال، موضع رسمی ایران بر این مبنا استوار است که اگرچه به دنبال جنگ نیست و مذاکره را ترجیح میدهد، اما در صورت تحمیل جنگ، آمادگی کامل برای دفاع دارد.
میرلوحی با تاکید بر اینکه ایران در گذشته، حال و آینده به دنبال دستیابی به سلاح هستهای نیست، تصریح کرد: با این وجود، ایران برای نشان دادن حسن نیت، علیالظاهر اخیرا در پاکستان آمادگی خود را برای پذیرفتن برخی محدودیتها در حوزه غنیسازی اعلام کرده است البته من این را بر اساس اظهارات آقای قالیباف در مصاحبه اخیر میگویم. البته نمیشود آمریکا که خودش در ناکازاکی و هیروشیما بمب انداخته است، حالا کدخدای دنیا شود و بگوید چه کسی بمب داشته باشد و چه کسی نداشته باشد! اما ما برای اینکه نشان بدهیم چنین قصدی نداریم، ایران آمادگی اثبات مسئله را از خود نشان داد تا این داستان جمع شود. در سطح بینالمللی نیز به نظر میرسد افکار عمومی و حتی برخی نهادهای آمریکایی، از جمله کنگره، نسبت به رویکردهای یکجانبه و ادعاهای گسترده ترامپ درباره تغییر در کشورهای جهان و غارت نفت آنها با تردید مینگرند. این در حالی است که چنین سیاستهایی پیامدهایی مانند افزایش قیمت بنزین، هزینههای داخلی در آمریکا و بیثباتی در بازارهای جهانی را به همراه داشته است.
ایران باید برای پایان جنگ از کنگره آمریکا یا سازمان ملل تضمین بگیرد
وی ادامه داد: برای پایان جنگ نمیتوان به تضمینهای ترامپ اعتماد کرد، چون حرفهای وی یک شب تا صبح تغییر میکند، بر این اساس، به نظر میرسد مسیر پیشروی ایران برای پایان جنگ باید همراه با اخذ تضمینهای معتبر بینالمللی—از جمله از طریق کنگره آمریکا یا سازمان ملل—باشد تا موضوعاتی نظیر برنامه هستهای بهصورت نهایی و شفاف حلوفصل شود، بر این اساس سیاست قاطعانهای که ایران برای اطمینان از پایان جنگ در پیش گرفته است، درست و منطقی است. در ماجرای برجام نیز دیدیدم که ۱۷ کشور عضو شورای امنیت با خروج ترامپ از آن مقابله کردند، الان نیز میتوان فضا را به آن سمت پیش برد؛ بنابراین باید دیپلماسی ایران در تعامل با اروپا فعال و هوشمندانه عمل کند، به شرطی که برخی مواضع یا اظهارنظرهای داخلی مورد بهرهبرداری طرفهای غربی مقابل قرار نگیرد و موجب عدم همگرایی دوباره اروپا با سیاستهای آمریکا شود.
به نظر میرسد در مسئله تنگه هرمز این زمینه وجود دارد که اروپا به سمت ایران بیاید، زیرا از نظر انرژی و جابه جایی کالاهایش به این همراهی نیاز دارد.
این تحلیلگر سیاسی ادامه داد: به هر حال ایران میتوانست از شکاف ترامپ و اروپا استفاده کند، زیرا اروپاییها ابتدا با ترامپ مقابله کرد، حتی آلمان، فرانسه و بریتانیا با وی به علت تک رویهایش زاویه پیدا کردند، اما در نهایت به علت برخی اظهارات تند داخلی به سمت ترامپ رفتند. اما باز هم در مسئله تنگه هرمز به نظر میرسد این زمینه وجود دارد که اروپا به سمت ایران بیاید و به نحوی همراهی کند، زیرا از نظر انرژی و جابه جایی کالاهایش در خلیج فارس به این همراهی نیاز دارد؛ بنابراین این بار نیاید اجازه دهیم با اظهارنظرهای نسنجیده در گوشه و کنار این فرصت از دست برود. علاوه بر این دیپلماسی ما باید قوی عمل کند تا به جهان بگوییم که اگر اکنون کنترل تنگه هرمز را بدست گرفتهایم به این علت است که آمریکا سالهاست مانع فروش نفت ایران شده است و در این زمینه مزاحمت و تحریمهای زیادی برای ما بوجود آورده است و به هر شیوهای که میگوییم ما نمیخواهیم بمب بسازیم باز هم با بهانه جوییهای متعدد مانع توسعه اقتصاد ایران میشود.
ایران باید دستاوردهای خود در این جنگ را به «سرمایه سیاسی» تبدیل کند
معاون وزیر کشور در دولت اصلاحات در پاسخ به پرسشی درباره راهکار برون رفت از وضعیت فعلی و دستیابی به توسعه پایدار تصریح کرد: اگر ایران بتواند دستاوردهای خود در این جنگ را که انسجام داخلی، تابآوری و توان دفاعی، تلافی کردن مزاحمتهای اسرائیل را در یک اقدام جهانی و بینالمللی با کمک اروپا، چین و روسیه و حتی هند و ژاپن به سرمایه و دارایی سیاسی تبدیل کند، میتواند به جهان بقبولاند، همانطور که دیگران حق صادرات نفت را دارند ایران نیز این حق را دارد و نمیشود از آن محروم شده و از توسعه دور بماند. تقریبا چشمانداز این امکان وجود دارد و مسئولان کشورمان باید از آن بهرهبرداری کنند و همین مسئله را میتوان در زمینه حق بهرهبرداری از تنگه هرمز نیز به کار بست.
وی ادامه داد: البته در راستای تحقق این هدف بینالمللی باید به همسایگان نیز بگوییم که ما هرگز قصد تعرض به آنها را نداشتیم و نداریم و حمله به پایگاههای آمریکایی در خاک آنها نیز صرفا به این علت بود که از آنجا کشور و مردم ایران مورد تعرض قرار گرفتند وگرنه ما این آمادگی را داریم که اگر برای آنها در آینده مشکلی پیش آید، از حقشان و تمامیت ارضی کشورشان دفاع کنیم. در عرصه نیز دیپلماسی کشور باید بهگونهای عمل کند که این پیام بهصورت شفاف به اروپا، همسایگان و جامعه جهانی منتقل شود و نگرانیها درباره هرگونه سلطهجویی احتمالی برطرف گردد. قطعا رفتاری که آمریکا با سرمایههای این منطقه کرده است و اصلا علنی میگوید قصد تاراج دارد و از کشورهای حاشیه خلیج فارس تحت عنوان «گاو شیرده» یاد میکند؛ در تعامل ایران با همسایگانش جایی ندارد و چنین سیاستی را در منطقه دنبال نمیکند. ایران فقط به دنبال روابط مسالمتآمیز و دوستانه با همسایگان خود است و باید بتواند این پیام را به زبان دیپلماتیک برای سران منطقه تبیین کند و دغدغه و نگرانیهایی که آمریکا و اسرائیل برای آنها بوجود آوردهاند را برطرف کند.
ایران فقط به دنبال روابط مسالمتآمیز و دوستانه با همسایگان خود است و باید بتواند این پیام را به زبان دیپلماتیک برای سران منطقه تبیین کند.
میرلوحی در پاسخ به پرسشی درباره تاثیر تلاشهای مسئولان اجرایی و دولتی در تامین کالاهای اساسی و سوخت مورد نیاز بر افزایش تابآوری مردم در ایام جنگ گفت: سرزمین ایران بسیار وسیع و حاصلخیز است، ۱۵ همسایه و ۸ هزار کیلومتر مرز دارد و با همه محدودیتها و کمبارشیها شاهدیم از نظر غذایی به حد بالایی از خودکفایی غذایی رسیده است با تمام این اوصاف دولت چهاردهم در ماههای منتهی به جنگ اخیر با پیشبینی این وضعیت توانست به شایستگی اقدامات لازم در راستای تکمیل انبار ذخایر غذایی، حمل و نقل و توزیع آن را انجام داد؛ بنابراین عدم کمبود در جنگ اخیر حاکی از عملکرد کارشناسی دولت در فاصله دو جنگ است. زمانی کل ثروت اقتصادی جمهوری اسلامی ایران فقط پالایشگاه آبادان بود، اما امروز به حدی از توسعه اقتصادی رسیده است که میتواند روزانه ۱۲۰ میلیون لیتر بنزین تولید کند و اگر مصرف داخلی ما بالا نبود حتی میتوانستیم علاوه بر خودکفایی داخلی، نیمی از این مقدار را صادر کنیم.
این تحلیلگر سیاسی در پاسخ به پرسش دیگری درباره شرارت دریایی ترامپ گفت: رئیسجمهور آمریکا در جدیدترین نقشه خود علیه ایران این بار وسوسه شده است که ایران را محاصره دریایی کند تا از بنادر کشورمان رفت و بازگشتی صورت نگیرد، اما دولت برای مقابله با پیامدهای این وضعیت نیز تدابیر اقتصادی لازم را اندیشیده است، زیرا وظیفه خدمت خود به مردم را به درستی شناخته است و باید به همه آنها دست مریزاد گفت. از سوی دیگر، ظرفیتهای گسترده کشور، از جمله جمعیت تحصیلکرده، منابع طبیعی، موقعیت جغرافیایی و همسایگان متعدد، فرصتهای مهمی برای رشد و توسعه فراهم کرده است. بهبود وضعیت بارندگی و تولیدات کشاورزی نیز میتواند به کاهش فشارهای معیشتی کمک کند. در مجموع، با تکیه بر این ظرفیتها و با مدیریت صحیح، میتوان شرایطی فراهم کرد که سطح رفاه عمومی افزایش یابد و مردم از امکاناتی درخور شأن خود بهرهمند شوند و توطئههای ترامپ نیز خنثی شود.