۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۵
۱۹ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۲:۱۲

لاریجانی همه پست‌های سیاسی آینده را سه‌طلاقه کرده بود| ترور او ترور فردای ایران بود

لاریجانی همه پست‌های سیاسی آینده را سه‌طلاقه کرده بود| ترور او ترور فردای ایران بود
لاریجانی برخلاف این تصور که عده‌ای سمت دبیری شعام را به سکوی پرش به پاستور در سال ۱۴۰۷ می‌دانستند، همه پست‌های سیاسی آینده را سه‌طلاقه کرده بود و در پی آن بود که با کمک اندیشمندان جوان یا باتجربه، برای ایران فردا و فردای ایران برنامه‌ریزی کند.
کد خبر : ۷۳۶۸۸۳

به گزارش صراط، اعتماد نوشت: این سخن آقای قالیباف دقیق است که شهید دکتر لاریجانی مظلوم بود و این جمله‌اش دقیق‌تر است که آن شهید را حتی دوستان نزدیکش در زمان حیات او نشناختند.در میان سیاستمداران ایرانی کمتر کسی چون او از استقلال رای و قوام دیدگاه برخوردار بود. نه برای دلخوشی کسی، نظرش را عوض می‌کرد نه به خاطر ملاحظه مقامات، حرفش را پس می‌گرفت.

به بیان درست‌تر در تصمیم‌گیری بی‌باک و در بیان دیدگاهش شجاع بود و محافظه‌کاری به خرج نمی‌داد. با این‌ حال از چنان نجابتی برخوردار بود که هر گاه احساس می‌کرد گفتن مطلبی به نظم سیاسی اجتماعی زیان می‌رساند، خویشتنداری می‌کرد. از ۱۴۰۰ به بعد، او لاریجانی دیگری شده بود. ایده توسعه و پیشرفت ایران را پس از سال‌ها تجربه مدیریتی در ذهن پویای خود مدون کرده بود و گاه و بی‌گاه در نشست‌ها مطرح می‌کرد. در جلسات شورای انقلاب فرهنگی و مجمع تشخیص مصلحت به گواهی اعضا، پخته سخن می‌گفت .

برخلاف برخی شخصیت‌های سیاسی که در برهه‌های سخت، دست و پایشان را گم می‌کنند، برای مسائل مختلف راه‌حل داشت و امیدوارانه حرف می‌زد. همچنین در پس هر جمله‌اش، فکر و مطالعه خوابیده بود . برای اصلاح‌طلبی و اصولگرایی اصالت ذاتی قائل نبود و این دو سلیقه سیاسی را از دالان کارآمدی عبور می‌داد. در دوره‌ای که مدیریت صداوسیما را بر عهده‌ داشت و اصلاح‌طلبان تندرو با عبارت «سیمای ‌لاریجانی» به او می‌تاختند، بیشترین ایده‌های اصلاح را در زمینه مرجعیت رسانه‌ای و ساخت سریال و فیلم، آن هم توسط مدیران و هنرمندانی که در قالب اصولگرایی نمی‌گنجیدند، عملیاتی کرد. صراحت‌ لهجه‌ای بی‌نظیر داشت و به همین دلیل در برابر دولت واپسگرای دهم در قامت رییس ‌مجلس ایستاد و با مقاومت خود به دیگران نیز جسارت آموخت تا نگذارند خرابکاری‌های آن دولت، کشور را به ورطه‌های خطرناک‌تر دچار کند. 

در دوره دولت حسن ‌روحانی، ریاست ‌مجلس را بر عهده داشت و ضمن اینکه نقد خود به عملکرد آن دولت را در برنامه خود داشت، از برنامه‌های ضدتحریمی آن حمایت و ضمنا در آن دوره فضا را به گونه‌ای مدیریت کرد که تنش‌ها به حداقل برسد و البته که با وجود نمایندگان تندرو بدخلق و بدگوی مجلس را که به کانون‌های خاص قدرت و ثروت وابسته بودند، مهار کرد بدون آنکه آزادی بیان آنها را محدود کند.

سال گذشته که بیشتر وقتش به مطالعه می‌گذشت و در کنار آن در جلسات مجمع تشخیص و شورای انقلاب شرکت می‌کرد از سوی رهبر شهید، برای تصدی دبیری شورای عالی امنیت ملی فراخوانده شد. خودش می‌گفت به دلیل مشکلات متعددی حاضر به پذیرش آن مسوولیت نبود و حتی استدلالات را نیز آماده کرده بود تا برای امتناع از پذیرش مسوولیت بیان کند. می‌گفت: وقتی آیت‌الله خامنه‌ای از عبارت  «مسوولیت دبیری شعام بر شما متعین است» استفاده کرد، دریافتم آن بود که نباید عذری بیاورم. با این حال برخی وظایف و اختیارات شعام تکه پاره شده و به افراد یا دستگاه‌های دیگر واگذار شده بود. لاریجانی اما تلاش کرده بود همزمان با انتصابات تازه در دبیرخانه شعام، حجم گسیختگی را کاهش بدهد. او از این فرصت برای جمع کردن افکار و عقاید متفاوت و متعدد استفاده کرد و شورای عالی را به مرکزی برای گفت‌وگوی میان اذهانی ارتقا داد. باورش بر حفظ انسجام و همدلی خصوصا پس از جنگ ۱۲ روزه بود. 

لاریجانی برخلاف این تصور که عده‌ای سمت دبیری شعام را به سکوی پرش به پاستور در سال ۱۴۰۷ می‌دانستند، همه پست‌های سیاسی آینده را سه‌طلاقه کرده بود و در پی آن بود که با کمک اندیشمندان جوان یا باتجربه، برای ایران فردا و فردای ایران برنامه‌ریزی کند. برنامه‌هایی که از استواری و دقت و واقعیت برخوردار و از خیال‌پردازی و توهم و بلندپروازی بی‌جا دور باشد. او در اندیشه چنین فردایی بود و به همین دلیل ترور او، ترور فردای ایران و ایران فردا بود.