به گزارش صراط به نقل از باشگاه خبرنگاران جوان، بیش از ۶۰ روز از تهاجم وحشیانه ترامپ و نتانیاهو گذشت؛ روزهایی تلخ از منظر از دست دادن عزیزانی چون قائد امت و فرماندهان شهیدمان و روزهای شیرینی از منظر مقاومت و وحدتی مثالزدنی؛ وحدتی که همه برنامههای دشمن را بههم ریخت.
در این دفاع مقدس، جمهوری اسلامی ایران علاوه بر سلاح همدلی و وحدت مردم، سلاحهای دیگری مثل پهپاد، موشک و پدافند هم داشت که به نحو احسن از همه آنها استفاده کرد و دشمن را سر جایش نشاند؛ اما شاید مهمترین و راهبردیترین سلاح ایران؛ بحث جغرافیای منطقه و تنگه هرمز باشد آن هم به عنوان یکی از مهمترین نقاط استراتژیک در جغرافیای ایران و حتی جهان که به یک دارایی کلیدی و حیاتی برای این کشور تبدیل شده است.

طول تنگه هرمز حدود ۱۶۰ کیلومتر برآورد میشود. عرض آن در نقاط مختلف متفاوت است؛ در عریضترین بخش به حدود ۹۵ کیلومتر میرسد، اما در باریکترین نقطه عرض آن نزدیک به ۳۳ کیلومتر است؛ این تنگه نه تنها مسیر عبور و مرور نفت و کالاهای تجاری را به کشورهای مختلف فراهم میکند، بلکه به عنوان یک عامل بازدارنده قوی در برابر تهدیدات خارجی نیز عمل میکند.
تنگه هرمز به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود، به عنوان یکی از مهمترین نقاط کانونی در تجارت جهانی شناخته میشود. این تنگه با وجود عرض کم، ۲۰ درصد از نفت جهان از طریق آن عبور میکند و هرگونه تهدید یا اختلال در این مسیر میتواند پیامدهای جدی برای اقتصاد جهانی داشته باشد. در واقع، تنگه هرمز نه تنها یک نقطه عبور برای نفتکشهاست، بلکه دروازهای است که به کشورهای تولیدکننده نفت خلیج فارس اجازه میدهد تا منابع خود را به بازارهای جهانی منتقل کنند.

علاوه بر این، خلیجهای کوچک اطراف این تنگه به ایران این امکان را میدهد که با استفاده از قایقها، مینها، موشکها و پهپادها، امنیت خود را تأمین کند. کوههای صخرهای هرمز نیز به عنوان سنگرهایی عمل میکنند که میتوانند به سرعت در برابر هرگونه تهدید خارجی واکنش نشان دهند. این ویژگیهای جغرافیایی نه تنها به نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران امکان میدهد تا از تنگه محافظت کند، بلکه قدرت مانور و نفوذ آن را نیز افزایش میدهد.
تهدید به بستن تنگه هرمز از سوی ایران موضوعی نیست که به تازگی مطرح شده باشد. ایران در طول دههها به طور مکرر این تهدید را بیان کرده و توانمندیهای خود را در زمینه عملی کردن این تهدید نشان داد، موضوعی که هیچ وقت از طرف دشمنان جدی گرفته نشد تا زمانی که بالاخره لحظه موعود فرا رسید و تنگه بسته شد. توانایی ایران در انجام چنین عملیاتی نه تنها به تجهیزات نظامی پیشرفته بستگی دارد، بلکه به استراتژیهای جنگ نامتقارن و استفاده از نیروی انسانی متخصص مرتبط است.

جمهوری اسلامی ایران با بهرهگیری از تجربیات گذشته خود در جنگهای مختلف و همچنین با توسعه تواناییهای نظامی خود، به یک قدرت بزرگ در زمینه بازدارندگی تبدیل شده است. ایران همواره اعلام کرده که هر گونه اقدام نظامی علیه آن میتواند منجر به بستن تنگه هرمز شود و این تهدید به عنوان یک ابزار فشار بر کشورهای غربی عمل کرده است؛ ابزار فشاری که هماکنون ۶۰ روزی میشود که اقتصاد جهان را به هم ریخته و قیمت همه کالاهای اساسی و غیراساسی را تغییر یا بهتر بگوییم افزایش داده است.
قبل از جنگ متجاوزانه ترامپ علیه جمهوری اسلامی ایران ارزیابیهای جامعه اطلاعاتی آمریکا بارها نشان داد که ایران از تنگه هرمز به عنوان یک ابزار استراتژیک برای بازدارندگی استفاده خواهد کرد؛ موضوعی که عالم و آدم فهمیدند، اما ترامپ نفهمید. مدیر اطلاعات ملی ایالات متحده نیز بر این نکته تأکید کرد که ایران توانایی بستن تنگه را دارد و این موضوع باید جدی گرفته شود. با این حال، به نظر میرسد که تنها کسی که این واقعیت را درک نکرد، دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا بود تا خودش و یک جهان را درگیر جنگی کند که هیچ پایانی برای نیست.
این نکته را هم به یاد داشته باشیم سیاستهای ترامپ در قبال ایران و خروج از توافق هستهای ۲۰۱۵ یا همان برجام خودمان نه تنها نتوانست ایران را تضعیف کند، بلکه باعث تقویت ایران در زمینه بازدارندگی در همه ابعاد شد. ترامپ با اعمال تحریمهای شدید اقتصادی علیه جمهوری اسلامی ایران تلاش کرد تا فشار بیشتری بر کشور وارد کند، اما این اقدامات نه تنها نتیجه معکوس داد، بلکه موجب شد که ایران بر تواناییهای نظامی و استراتژیک خود تمرکز بیشتری داشته باشد و امروز باز هم با پیمودن همان مسیر اشتباه این بار در قالب محاصره دریایی در حال انجام یک اشتباه دیگر است.
بسیاری از کارشناسان نظامی بر این باورند که برنامه هستهای جمهوری اسلامی ایران هدف اصلی بازدارندگی کشور بوده است، اما واقعیت این است که دکترین ایران تواناییهای نامتقارن خود را (مانند موشکها و متحدان منطقهای) برای تأمین امنیت خود ضروری میداند.

نکته مهم این است که اگر بازدارندگی هستهای هدف اصلی جمهوری اسلامی ایران بود، کشور هرگز به توافق هستهای ۲۰۱۵ یا همان برجام متعهد نمیشد. در عوض، جمهوری اسلامی ایران بر روی تقویت تواناییهای نظامی غیرهستهای خود تمرکز کرده و سعی دارد تا با استفاده از این تواناییها، قدرت بازدارندگی خود را افزایش دهد.
ایران امروز با تقویت محور مقاومت سعی کرده تا در غرب آسیا جلوی وحشیگری آمریکا و اسرائیل را بگیرد و به عنوان یک قدرت منطقهای و چه بسا جهانی آن هم بعد از جنگ رمضان شناخته شود. این رویکرد نه تنها موجب افزایش قدرت بازدارندگی ایران شده، بلکه باعث شده تا کشورهای دیگر نیز به دقت تحولات منطقه را زیر نظر داشته باشند؛ نباید از یاد ببریم که همین محور مقاومت در جنگ رمضان پا به پای جمهوری اسلامی ایران با آمریکا و اسرائیل جنگید.

آمریکا با هدف تضعیف قدرت ایران وارد جنگهای مختلفی در خاورمیانه و غرب آسیا شده است، اما در عمل، این اقدامها به ایران کمک کردهاند تا یکی از قدرتمندترین ابزارهای بازدارندگی خود را کشف کند. تنگه هرمز با ویژگیهای جغرافیایی خاص خود، نه تنها یک نقطه استراتژیک برای تجارت جهانی محسوب میشود، بلکه به عنوان یک عامل بازدارنده قوی در برابر تهدیدات خارجی نیز عمل میکند.
با توجه به تحولات اخیر و تغییرات در سیاستهای بینالمللی، به نظر میرسد که تنگه هرمز همچنان نقش مهمی در معادلات قدرت منطقهای و جهانی ایفا خواهد کرد؛ این تنگه نمادی از قدرت و اراده ملی جمهوری اسلامی ایران در برابر چالشهای بینالمللی محسوب میشود و نشاندهنده توانایی کشور در تأمین امنیت ملی خود است.
جنگ رمضان نشان داد اهمیت تنگه هرمز برای ایران فراتر از یک نقطه جغرافیایی است؛ این تنگه نه تنها یک مسیر حیاتی برای تجارت جهانی محسوب میشود، بلکه به عنوان یک ابزار سیاسی و نظامی نیز مورد استفاده قرار میگیرد. قدرت بازدارندگی ایران در برابر تهدیدات خارجی و توانایی آن در کنترل تنگه هرمز نشاندهنده اراده ملی و استراتژیهای پیچیدهای است که کشور برای حفظ امنیت خود اتخاذ کرده است.