وی در جای دیگری نیز بی شرمانه ادعا می کند از این روایت قرآنی که مناسبات جنسی رایج در میان قوم لوط (یعنی عمل لواط) را نکوهیده است، مطلقاً نمی توان نتیجه گرفت که "همجنسگرایی" در قرآن مورد نکوهش قرار گرفته است!
به گزارش صراط، سایت خبری عصر امروز نوشت: شاید بی اهمیت ترین اتفاق این روزها این باشد که یک نفر با توهم روشنفکری از آن سوی آبها قلم دست بگیرد و خطاب به ما که این ور آبیم فحش نامه بنویسد. نظیر کاری که این روز ها سروش دباغ شروع کرده و از آن سوی آبها هر بار رکیک تر از دیروز ماحصل سالها تفکر خود را روی کاغذ می ریزد.
انصافا بسیار باید با خود برای نوشتن حرفی در این خصوص و گرفتن وقت مخاطب کلنجار رفت و دست آخر خود را راضی به نوشتن مطلب کرد اما از آنجا که تضاد را در سراسر زندگی این به اصطلاح محقق اسلامی از ایدئولوژی و شاگردان گرفته تا سنگربندی سیاسی میتوان مشاهده کرد خالی از لطف نخواهد بود مرور جواب این سوال که : دشمنان امروز جمهوری اسلامی چه کسانی هستند؟
به این خط از نامه اخیر وی به مقام معظم رهبری توجه کنید. "مثلث زر و زور و تزویر یعنی سه برادران لاریجانی را گماشته اید تاشما رااز شر قضا وقانون وحقوق بشر برهانند؟". سروشی که ده ها سال پیش کتاب «فلسفه اخلاق در قرن حاضر» نوشته ج. وارنک را که آیتالله حاج شیخ صادق آملی لاریجانی آن زمان به قلم خویش ترجمه کرده بودند را به شاگردان خود (حلقه کیانی ها) توصیه میکرد چه شده است که امروزه روز این گونه وی را به ضلعی از مثلث زر و زور و تزویر تشبیه می کند.
از شاگرد نیز هر آن برون تراود که در استاد وی است. اکبر گنجی، آرش نراقی، علی افشاری، محسن سازگارا و... شاگردان "حلقه کیان" سروش بودند که تا آخر به ملزومات "قبض و بسط تئوریک شریعت" وفادار ماندند، به ایالات متحده آمریکا که کارل ریموند پوپر یهودی آن را "مدینه فاضله مدرنیته" می دانست، رسیدند، اکبر گنجی که روزگاری "تیغ" بر صورت دختران و پسران بدحجاب می کشید، "همجنس گرایی را انسانی می داند". اندیشه سیاسی- حسین منتظر: "همجنسگرایی به همان اندازه انسانی است که ازدواج زن و مرد"؛ چرا کسی ازاین سخن اکبر گنجی، یار غار دکتر سروش تعجب نکرد.
اما این تنها اکبر گنجی یکی از شاگردان اولیه و مدیر انتشارات صراط (ناشر اختصاصی سروش) نیست که به حامیان "همجنس گرایی" می پیوندد. آرش نراقی نیز، یکی دیگر از شاگران پا به کار دکتر سروش است که مقالات فراوانی در تشریح و تفسیر و حمایت از نظرات سروش در مجلات روشنفکری به چاپ رساند. اگر اکبر گنجی با نگاهی جامعه شناختی به مباحث معرفت شناسی به دنبال داده های تاریخی برای اثبات و بررسی این نظریه برمی آید، آرش (احمد) نراقی رویکرد فلسفی پروژه معرفت شناسی سروش را وسعت بخشید. "آرش نراقی که هم اکنون در انستیتو هوور حضور دارد، در قرائت نوینی از قرآن کریم، همجنسگرایی را ناسازگار با دین مقدس اسلام نمی یابد! نراقی در مقاله مبسوط "درباره اقلیت های جنسی (۲۵ نوامبر ۲۰۰۵) با استناد به ادبیات گسترده همجنسگرایی، آن را پدیده ای طبیعی و اخلاقی معرفی کرد. پس از آن هم طی یک سخنرانی با عنوان "اسلام و مسأله اقلیت های جنسی" در دانشگاه کالیفرنیای لس آنجلس، کوشید تا قرائتی سازگار با قرآن از همجنسگرایی ارائه کند"!
به این مقاله اش در رابطه با قرآن و مسأله حقوق اقلیتهای جنسی توجه کنید."پرسش اصلی من در این نوشتار این است: آیا می توان دامنه الهیات رهایی بخش قرآنی را به قلمرو حقوق و کرامت انسانی اقلیتهای جنسی نیز گسترانید؟ پاسخ من به این پرسش مثبت است. اما برای توضیح این معنا، نخست باید به دو پرسش زیر پاسخ دهم:(اوّل) چرا (به گمان من) هر تفسیری از قرآن که تبعیض بر مبنای هویت و گرایش جنسی را بربتابد از منظر اخلاقی نارواست؟(دوّم) چرا و تحت کدام شرایط یک مسلمان خردورز لاجرم باید بکوشد تا درکی از آیات قرآنی بیابد که با نفی تبعیض بر مبنای هویت و گرایش جنسی سازگار باشد؟می توان ادعا کرد که "لواط" و "همجنسگرایی" دو مفهوم متمایزند. صرف برقراری رابطه جنسی با همجنس فرد را "همجنس گرا" نمی کند، چه بسا فردی با همجنس خود رابطه جنسی برقرار کند، اما "همجنس گرا" نباشد، یعنی هویت خود را "همجنس گرا" نداند. از سوی دیگر، ممکن است فردی خود را "همجنس گرا" بداند، بی آنکه لزوماً با همجنس خود رابطه جنسی برقرار کند. به بیان منطقی، نسبت مفهوم"همجنس گرایی" با مفهوم"رابطه جنسی با همجنس" عموم و خصوص من وجه است.بنابراین، از این مدعا که روایت قرآنی مناسبات جنسی رایج در میان قوم لوط (یعنی عمل لواط) را نکوهیده است، مطلقاً نمی توان نتیجه گرفت که "همجنسگرایی" نیز در قرآن مورد نکوهش قرار گرفته است."
محسن سازگارا نیز که عضویت آن در یک گروه همجنس گرایی LGBT شهره عوام است، معتقد به برابری حقوق زن و مرد و رعایت کامل حقوق اقلیت های جنسی (که منظور از آن منحرفین جنسی است) می باشد.
ملاحظه میشود که شاگردان کیانی سروش چه عقایدی دارند، بنظرم بهتر است نام حلقه کیان را به حلقه گیان ( همجنسگرایان) تغییر داد.
یوسفعلی میرشکاک زمانی دربارهی مخملباف گفته بود که مخملباف آن موقع که مسلمان بود، مسلمانیاش سطحی بود و وقتی هم که روشنفکر شد، باز هم روشنفکری سطحی بود. عبدالکریم سروش، چه آن سالها (فعالیت در شورای انقلاب فرهنگی) که با وجدانی آسوده، به نام دین حکم به حذفِ دیگری میداد، متعصب بود و چه حالا که داعیهی روشفکری دارد در ساختار فکری اش اندک تغییری رخ نداده، او همچنان با یک چشم میبیند، گیرم که حالا چشم چپ، جای چشم راست را گرفته باشد.
*کوشیار رودی
سپس 2 به 2 برن سراغ هم!
اگه خانومهاشون هم موافق باشن مي تونن همين کارو اونها هم انجام بدن که از حضرات آقايون عقب نمونن!!!