۰۹ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۹:۵۶
حسين قدياني

نجوایی عاشقانه با شیخ

نجوایی عاشقانه با شیخ
کد خبر : ۴۹۲۳
کجایی شیخ؟ دلم یک ذره شده برایت و برای آن دستمالی که اخ و تف خود را با آن پاک می کردی و برای ننه جون و برای عربی صحبت کردنت و برای آن سوتی های منحصر به فرد. تو تپل ترین اپوزیسیونی هستی که یک نظام می تواند داشته باشد. بی همگان به سر شود، بی تو به سر نمی شود. خدا شاهد است آن روز که شایعه کرده بودند سرطان گرفتی، نزدیک بود قالب تهی کنم. حالا بی معرفت، بدون ما می خواهی بروی دیار باقی؟ یادت می آید سوتی داده بودی و دیار باقی و دیار فانی را برعکس نوشته بودی؟ ببین! هر جا که از شهرام جزایری پول گرفتی، آنجا دیار فانی است. دیار باقی از این خبرها نیست. چوب در آستین آدم می کنند. شهرام، می شود دیار فانی، چوب، می شود دیار باقی. در مُخت شرطی کن، یاد می گیری. کار بیانداز مغزت را. آکبند نگهداشته ای که چه؟ اصلا خوش به حال محافظانت. کارشان سخت نیست، کرکره خنده است. من به جای محافظانت باشم صفا می کنم با تو و هر روز متنی عربی به تو می دهم تا از روی آن صد مرتبه بخوانی. خدا هم بخواهد تو را آن دنیا عذاب دهد، حکما همین کار را می کند. از بس بی سوادی. آخرش هم فکر کنم نفهمیدی “عربیه” به “خلیج” بر می گردد یا به “دول”. مهم نیست. مهم نیت آدم است اما من دلم برای استادی می سوزد که خواست در عهد ماضی تو را صرف و نحو یاد دهد. الان همچینی، ببین بچگی هایت چه بودی. استادت از دست تو دق کرده باشد به جاست. تو، آری با تو هستم ای شیخ به یادماندنی، کجا را نگاه می کنی؟ این ور و آن ور را نگاه نکن. دارم با تو حرف می زنم ها! با صفا نیستی که هستی. از ۴ نفر پنجم نشدی که شدی. ۳۰۰ میلیون شهرام را نتیغیدی که تیغیدی. مهندس و ممد تمدن سرت کلاه نمی گذارند که می گذارند. ادعای تعرض نکردی که کردی. برای حرفهایت سند آوردی که نیاوردی. جنجره ات را به فریاد دشمن اجاره ندادی که دادی. آبرویت را بر باد ندادی که دادی اما اینها مهم نیست، مهم پارسال همین موقع است که تو فکر می کردی رئیس جمهور می شوی. کاش تو رئیس جمهور می شدی. لااقل ما از شر مشایی خلاص می شدیم. تو فکر همه چیز را کرده بودی الا آرای باطله. نمی دانم، شاید فکر آرای باطله را هم کرده بودی. اصلا تو مگر فکر هم می کنی؟ من یک کتاب نوشتم به اسم “نه ده”، که نصفش در فضائل توست. ناقلا، آخرش هم نگفتی ۳۰۰ میلیون را چه کار کردی. راستش را بگو، چی کار کردی با این پول زبان بسته؟ شهرام به تو داد، تو هم گرفتی. برو فیلم بازی نکن. شهرام چرا این پولها را به ما نمی دهد؟ یارو داشت زنده زنده راه می رفت، تو گفتی شهید شده. سند آوردی؟ نه. سواد داری؟ نه نه. دستمال تو زیر درخت آلبالو گم شده. حالا بیا گرگم به هوا. بیا الک دو لک. بیا خر پلیس. گفتم پلیس، آخر دستگاه قضایی با تو چه کار کند؟ تو را بفرستد بند عمومی، بدبخت، زندانیان دیگر چه گناهی کرده اند؟ دم به دقیقه می خواهی بیایی روی مخشان که به شما که عرض کنم من کلا چقدر وقت دارم؟ در مناظره با احمدی نژاد گیرم دو ساعت هم به تو وقت اضافه می دادند، حرف حساب که نداشتی بزنی، لابد باز می پرسیدی : به شما که عرض می کنم، من الان دقیقا چقدر وقت دارم؟ تو چی کار به وقت داری، حرفت را بزن. و اما منتقلت کند سلول انفرادی، آنجا که کسی نیست، پس چه کسی به تو تعرض کند؟ خودت هم که نمی توانی به خودت تعرض کنی. البته اگر تو هستی، این ادعا را می کنی. لااقل ادعایش را که می کنی. تو کلا زیاد ادعا می کنی. البته من به جای مسئولین بودم اجازه می دادم یک هفته تو بشوی رئیس جمهور. ناقلا، خیلی دوست داری یک روز رئیس جمهور بشویها. مثلا تو رئیس جمهور شده بودی، می خواستی بروی سازمان ملل. از حفظ که بلد نیستی سخنرانی کنی، از روی نوشته هم که غلط غلوط می خوانی. یعنی تو سواد نداری نامه هایت را خودت بنویسی؟ ناسلامتی ۷۰ سالته. البته حکاکی بود کی بود؛ صحبت تو می شود سواد آدم نم می کشد. خلاصه هر کی بود اون هم از ۴۰ سالگی شروع کرد. تو هم برو از اول شروع کن. تو کلا از پایه ضعیفی. غلط نکنم تقصیر معلم سال اولت بود. حکایت عاقبت فرار از مدرسه. “چیز معلم ار بود زمزمه محبتی، جمعه به مکتب آورد شیخ گریز پای را”. البته یک راه هم این است که قوه قضاییه تو را ول کند به امان خدا. دیروز یکی دو تا سایت با اشاره به جدیدترین تحرکات تو تیتر زده بودند “اقدامات مشکوک کروبی”. آخر من مانده ام کجای اقدامات تو مشکوک است؟ تو صافی، عینهو کف دست. این ممد تمدن دارد از صداقت تو سوءاستفاده می کند. تو را هویج گیر آورده. البته خود به خدایی تقصیر خودت هم هست؛ یک خورده گیج می زنی. با تو قرار می گذارد فلان روز دو تایی با هم بیایید فلان جا، بعد تو را قال می گذارد. به فکر حودت نیستی، به فکر محافظانت باش. بابا! اینها هر کدام کسی هستند برای خودشان. قسم می خورم سواد کم سوادترین شان از تو بیشتر است. می گویی نه، غروبها از همدیگر جدول ضرب بپرسید. من که محافظ کروبی بودم، غروبها خر پلیس بازی می کردم با شیخ. قائم با شک. بالا بلندی. با شیخ باید صفا کرد. شیخ هنوز ظرفیتهای خودش را نشان نداده. یک شیخ می گویم، یک شیخ می شنوی. یک شیخ می نویسم، یک شیخ می خوانی. و تو چه می دانی که کیست شیخ. پایین تر از آرای باطله است شیخ. نامه هایش کاغذ باطله است شیخ. کلی برای خودش خاطره است شیخ. سوژه بلوتوث های ماست شیخ. کلا آدم باحالی است شیخ. خیال می کند اپوزیسیون ماست شیخ. زنگ تفریح ماست شیخ. باعث خنده ماست شیخ. ملا نصرالدین زمانه ماست شیخ. آش کشک ننه جون است شیخ. اول و آخر، بیخ ریش ماست شیخ. خدایی آخرش است شیخ. جهنم هم برود، آنجا را بهشت می کند شیخ. از بس با مزه است شیخ. انا لله و انا الیه راجعون را اشتباه می نویسد شیخ. سواد ندارد شیخ. غضنفر اصلاحات است شیخ. مایه انبساط است شیخ. کلکسیونی از لاطائلات است شیخ. خیال می کند برای ما گنده لات است شیخ. شکلات هم نیست شیخ. حلال مشکلات است شیخ. جان به جانش کنی، آدم بشو نیست شیخ. در بچگی از هیچ درسی نگرفته بیست شیخ. محافظانش گاهی به او می گویند: “ایست شیخ”! بعد می گویند: “شوخی کردیم، کسی نیست شیخ”. نه، دشمن ما نیست شیخ. البته دوست ما هم نیست شیخ. شیخ. شیخ. شیخ. و ما ادریک ما شیخ. شیخ. شیخ. شیخ. شیخ و زهر مار. شیخ و مرض. شیخ و درد. بمیری ای شیخ. یعنی ببخشید؛ درد و بلات بخوره تو سرم شیخ.
نظرات بینندگان
بابك
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۰۰ - ۱۳۸۹/۰۳/۰۹
ادب مرد به از دولت اوست. من شرمنده قلمي هستم كه در دست توست ...
مصطفی
|
Canada
|
۲۰:۳۴ - ۱۳۸۹/۰۳/۰۹
واقعا احسنت به این کامنت:ادب مرد به از دولت اوست.
هدایت اشتری لرکی
|
France
|
۰۶:۵۲ - ۱۳۸۹/۰۳/۱۰
من برعکس کاربر محترمی که از این قلم احساس شرم میکند اتفاقا احساس غرور میکنم چرا که نفس کلام ایشان قلب یکی از فتنه گران را نشانه گرفته است. منهم اعلام میکنم که این شیخنا آخر عمری از التهاب قدرت طلبی به شیخنای خودباخته مبدل شده است. این شیخنای سیصد میلیون تومانی جدا آخر عنری ابروی خودش و لباسش را برد. این لباس را نباید لباس یک روحانی دانست که بر پیکر این شیخنا پهن شده این شیخنا به جعل آنرا به کار گرفته که در حقیقت شخصیت مکدر خودرا پنهان کند وگرنه شیخنا همین کروبی سیصد میلیون تومانی است باید برای این فریب خورده گریست که چرا با لباس روحانیت مقابل روحانیت شمشیر از رو بسته است.
مهدي
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۲۳ - ۱۳۸۹/۰۳/۱۰
واقعا" اف بر شما و نويسنده بي ادبتان
كه هزار جور بيشرمي و ناسزا را در "فحشنامه اش" گففته است.
"تجاوز - اخ تف - زهر مار و..."
به كافر هم نبايد توهين كرد.مجازات هر كسي مطابق گناهش بايد باشد.
مهدي
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۴۵ - ۱۳۸۹/۰۳/۱۰
شما همگي كثافت هستيد
خجالت بكشيد
علیرضا
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۳۷ - ۱۳۸۹/۰۳/۱۰
قلمش عالیه . نشانه می خواهید ؟ سوختن سبز ها رو ببینید ....
دکتر
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۴۴ - ۱۳۸۹/۰۳/۱۰
کروبی بیسواد - عامل دست موساد
رضا
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۴۵ - ۱۳۸۹/۰۳/۱۰
دم نویسنده این مطلب گرم . چشم دشمناش کور بشه ( که شده... )
صادق
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۴۸ - ۱۳۸۹/۰۳/۱۰
مگر خداوند در قرآن به افرادی که دشمن حقیقت اند نگفت که آنها مانند حیوانات اند ؟
به خدا هم می گید "ادب مرد به از دولت اوست " ؟
رضا
|
Canada
|
۱۷:۱۸ - ۱۳۸۹/۰۳/۱۰
حیف از اون دستمال کروبی، که تو صورتت رو با اون پاک کنی
رضا
|
Canada
|
۱۷:۲۵ - ۱۳۸۹/۰۳/۱۰
یادش به خیر! قلم حرمتی داشت.
یادش به خیر! روحانی حرمتی داشت.
یادش به خیر! انسان حرمتی داشت.
رضا
|
Canada
|
۱۷:۳۱ - ۱۳۸۹/۰۳/۱۰
من می خوام یه چیزی به کامنت قبلیم اضافه کنم.
یک نکته مثبت در این هذل-نامه بود. این که نشون میده هنرمندهای عزیز کشورمون که توانایی طنز نویسی دارند، قلم فروشی نکردند، که ناچار شدید از جیره گیرانی استفاده کنید که از قمه کشی خسته شدن، برای استراحت به فحاشی رو اوردند.
هدایت اشتری لرکی
|
France
|
۲۳:۱۹ - ۱۳۸۹/۰۳/۱۰
افرادی که بهر بهانه ای از برچسب جیره گیر وقمه کش استفاده میکنند بدانند که این فرهنگ درزمان بنی صدر پایه گذاری شد وجالب است هرگاه نیروهای حامی وطرفادر نظام عملی فرهنگی انجام میدهند دم این خروس فرهنگ برچسب زنی از دهان انها بیرون میاید. بهتر است ناقد یا معترض در مباحث ادبی یا فرهنگی یا اجتماعی با زبانی سخن بگوید که اهل فرهنگ ان زبان را بشناسد. زبان بکار گرفته افرادی که از فرهنگ بنی صدریسم استفاده میکنند قابل طرح در مباحث استدلالی نیست. یا علی
خشایار
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۳:۵۹ - ۱۳۸۹/۰۳/۱۰
حالا این فرومایه بی سواد مزدور واسه آقای کروبی فحش نامه نوشته !!!!
از این طرز نوشتن کاملا مشخصه که چقدر دارید می سوزید
در ضمن آقای کروبی نفر پنجم انتخابات نشد همه میدونن شما هم خودتون خوب می دونید که این انتخابات بزرگترین دزدی تاریخ بشریت بود
t
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۰۵ - ۱۳۸۹/۰۳/۱۱
اشاره به نظر بالايي
ميشه بگي كروبي تو انتخابات چندم شد؟
هنوز شماها مست عرقي كه خوردينيد بابا
رضا
|
Canada
|
۱۸:۰۷ - ۱۳۸۹/۰۳/۱۱
"كروبي تو انتخابات چندم شد؟" یا چندم اعلام شد؟ سوالتون کدومه؟
اشلین
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۰۳ - ۱۳۸۹/۰۳/۱۴
اگه من هم شرکت می کردم کروبی بعد از من رای میاورد. اینقدر خودتون رو به در و دیوار نکوبید. بگین از این مطلب بی نظیر سوختیم. بگین از شنیدن حقایق آتیش می گیریم. بگین دیوونه شدیم که نتونستیم هنوز تو نظام هیچ غلطی بکنیم.
غلط کردید بیشمارید.
سعید
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۸:۴۸ - ۱۳۸۹/۰۳/۱۴
سلام بر شیخ عسل
من واقعا هر وقت یاد این شیخ می افتم دهنم شیرین می شه
بابا ولش کنید چقدر ....... می کنیدش
حالا یکی پیدا شده آخر عمری داره مارو می خندونه شما نمی گذارید...
یکی گفته بزرگترین دزدی تاریخ بشریت!!
ای وای مامانم اینا ... بهتر بگم مامانش اینا
تو جنازه مادره شیخ عسل ما رو با این حرفت تو گور لرزوندی...
در آخر ...
عشق عشق عشق
کروبی عسل رو عشقه
.
ihnd
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۹:۵۳ - ۱۳۸۹/۰۳/۱۴
سلام آقا خیلی خوب نوشتی واین شیخ ارزش این همه نوشتن را هم ندارد حیف از تف که بصورت این شیخ فتنه گر بیندازیم
نسل سوم حامي انقلاب
|
Russian Federation
|
۲۱:۴۰ - ۱۳۸۹/۰۳/۱۵
بابا اين بنده خدا داره به درد خودش ميميره!
ولش كنيد اين بدبخت رو!
ديگه چقدر رنج؟! چقدر حقارت؟! چقدر ضايع شدن؟!

گناه داره!!!
یاسر
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۹:۱۸ - ۱۳۸۹/۰۳/۱۶
من سبز نیستم . ولی این طور نوشتن خوب نیست .
تف انداختن و فحش دادن نشانه ضعف هستش .
این طرز نوشتن به نحوی اثر عکس داره . و شاید از این طریق شما به سبز ها دارید کمک مکنید .
امید
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۵۳ - ۱۳۸۹/۰۳/۱۶
من هم با نویسنده محترم موافقم و از آقای احمدی نژاد خواهشمندم یکی دو روز آقای کروبی را بگذارد جای خودش تا یک سفری به ایتالیا برود و رئیس مجلس ایتالیا تحویلش بگیرد شاید روحش شاد شود به شرط اینکه بعدا نیاید از آن ادعاهای بد جور کند وآحمدی نژاد را مقصر کند .ا
این عمار؟
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۰:۴۲ - ۱۳۸۹/۰۳/۱۶
جای این جملات خالیه:شیخ زنگ خطر نیست زنگ تفریح است! تهدید نیست فرصت است!! D-:
چقدر خندیدم با این جملاتت!
معلومه خوب جایی زدی داداش حسین بچه بسیجی ها چرا که فریاد حاصل از دردش همه ی فضای سایبر رو پر کرده!
خدا من و تورو هم به پدر شهیدت ملحق کنه،آمییین
میثم
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۱:۵۲ - ۱۳۸۹/۰۳/۱۷
احترام به بزرگتر واجب است

از مسئول محترم سایت خواهشمندم این نجوای بی ادبانه را از سایت حذف کنند زیرا باعث سوء استفاده دشمنان اسلام می شود

پیشاپیش از همکاری شما متشکرم
مسعود
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۴۴ - ۱۳۸۹/۰۳/۱۸
من مشکلی با اتنقاد ندارم خلاصه مملکت گل و بلبل آزادی کلام و حقوق بشرش که تو دنیا رکرد داره ( آمار روزنامه نگاران سیاسی که از چین هم جلو زدیم ) ولی اگه یه همچین مطلبی رو تو یه وبلاگ در مورد یه اصولگرا مینوشتن زود فیلتر نمی شد؟
حتما جوابم اینه دیگه
آقا میتونیم ، می کنیم تازه می خوایم صادرش هم کنیم