فريب انتخاباتي در پوشش صيانت از آرا
6 خرداد 1388 شانزده روز مانده به انتخابات و در اوج رقابتهاي انتخاباتي دهمين دوره رياست جمهوري روزنامه كيهان در گزارشي نوشت:
تشكيك در سلامت انتخابات همواره جزو پروژه هاي ثابت دشمنان نظام جمهوري اسلامي در 3 دهه پس از پيروزي انقلاب بوده است. در اين سال ها حتي يك انتخابات را نمي توان به ياد آورد كه جريان هاي بيروني پس از برگزاري ، نظام را متهم به دخالت فراقانوني در آن نكرده و براي مخدوش جلوه دادن آن تلاش ننموده باشند. طي سال هاي گذشته اما اتفاق جديدي رخ داد و آن هم اين است كه برخي از گروه هاي داخلي نيز به جمع اتهام زنندگان به نظام در مورد سلامت انتخابات اضافه شده اند. همراهي برخي گروه هاي داخلي با دشمنان خارجي در ابراز ترديد نسبت به سلامت برگزاري انتخابات- كه البته همواره بدون ارائه هرگونه سند قابل قبول و صرفاً در حد ادعاهاي رسانه اي بوده- مشخصاً از زماني آغاز شد كه اصلاح طلبان پس از انتخابات دور دوم شوراها ديگر موفق به كسب اعتماد و راي مردم نشدند و از آن به بعد اصولگرايان برنده تمامي انتخابات هاي برگزار شده بوده اند.
در واقع به لحاظ تاريخي، آغاز موج تشكيك درباره سلامت انتخابات با رويگرداني مردم از اصلاح طلبان و يقين آنها به اينكه ديگر قادر نخواهند بود در يك رقابت دموكراتيك و با اتكا به راي مردم وارد ساختار حاكميت شوند، مقارن بوده است.
جريان مورد بحث اكنون و در آستانه انتخابات رياست جمهوري هم دوباره همان پروژه را در دستور كار خود قرار داده و براساس گزارش هاي موجود برنامه ريزي هاي وسيعي هم براي آن به عمل آورده است.
موضوع در ابتدا از موضوعات غيرمستقيم آغاز شد. اصلاح طلبان از چند ماه پيش دو موضوع دخالت نيروهاي نظامي در انتخابات و جانبداري صدا و سيما از كانديداهاي خاص را در دستور كار مباحثات انتخاباتي خود قرار دادند و از همان موقع معلوم بود كه اين بحث ها كه جملگي با هدف نابرابر و غيرعادلانه نشان دادن انتخابات انجام مي شده به آن موارد محدود نخواهد ماند و به زودي فازهاي جديدتري از اين پروژه كليد خواهد خورد. درباره دخالت سازماندهي شده نيروهاي نظامي در انتخابات البته اصلاح طلبان هرگز موفق به ارائه حتي يك سند نشده اند. آگاهان از فرآيندهاي انتخاباتي در كشور عقيده دارند تا آنجا كه به نيروهاي مسلح مربوط مي شود،اين نيروها به لحاظ سازماني اساساً قادر به «سازماندهي سياسي» نيروهاي خود نيستند و سطوح فرماندهي نيروهاي نظامي نيز هم به علت وجود ممنوعيت هاي شرعي و قانوني و هم به دليل علم به ماهيت تشكيلاتي سازمان هاي تابعه خود هرگز اراده اي براي اين كار نداشته اند. در مورد صدا و سيما نيز لااقل تجربه انتخابات رياست جمهوري دهم عده زيادي عقيده دارند در بهترين حالت فقط مي توان گفت صدا و سيما امكانات خود را به طور مساوي توزيع كرده و برخي ارزيابي ها نشان مي دهد در فضاي فعلي صدا و سيما برخي از برنامه هاي كيفي انتخاباتي خود را كاملاً در اختيار رقباي اصولگرايان قرار داده است.
جديدترين فاز از اين پروژه، طرح بحث تشكيل «كميته هاي صيانت از آرا» در ستادهاي انتخاباتي كانديداهاي اصلاح طلب است. اطلاعات دريافتي كيهان نشان مي دهد اصل تشكيل اين كميته تحت تاثير دو عامل صورت گرفته است: 1-تعيين قطعي اصلاح طلبان به باخت. گزارش هاي موجود نشان مي دهد اصلاح طلبان تا زماني كه اميدي- ولو ناچيز- به پيروزي در انتخابات داشتند به طور جدي وارد اين بحث نشدند اما به محض كنار كشيدن خاتمي و حضور يافتن كانديداهايي در صحنه كه سران جبهه اصلاحات شكست آنها را حتمي مي دانند، بحث صيانت از آرا به طور جدي زنده شد. علت هم اين است كه براساس شنيده ها برخي اصلاح طلبان عقيده دارند حالا كه شكست در انتخابات رياست جمهوري دهم قطعي است بهتر است بار اين شكست روي دوش اصلاح طلبان نيفتد و تبديل به «شكستي براي كل نظام» شود. تحليل هاي داخلي برخي اصلاح طلبان اكنون حول اين موضوع شكل گرفته كه تنها زماني مي توان از زيربار شكننده يك ناكامي ديگر در انتخابات گريخت كه با استناد به بحث مخدوش بودن انتخابات توجيهي پيشاپيش براي آن تدارك ديده باشند. بسياري از تحليلگران طرح جدي بحث تقلب در انتخابات و صيانت از آرا توسط اصلاح طلبان را علامت اطمينان صددرصدي آنها به باخت و تلاش براي بهانه جويي پيشاپيش مي دانند و عقيده دارند اصلاح طلبان حتي اگر يك درصد احتمال پيروزي خود در انتخابات را مي دادند هرگز اينطور به صراحت سلامت انتخابات را زير سؤال نمي بردند. 2- تحريك برخي جريان هاي سياسي. علت دوم جدي شدن بحث صيانت از آرا بر مبناي اطلاعات موجود اصرار يكي از چهره هاي سياسي كشور است كه همچنان عقيده دارد شكست او در انتخابات گذشته به دليل تقلب و دخالت آراي سازماندهي شده بوده است. افراد نزديك به جريان اكنون در حال تدارك امكانات و تمهيدات لازم براي اين موضوع تا زمان انتخابات هستند. از جمله سهم هر يك از احزاب اصلاح طلب از تعداد افرادي كه بايد به كميته هاي صيانت از آرا تزريق كنند مشخص شده و همچنين نرم افزاري براي پردازش اطلاعات ارسالي از جانب آنها نيز آماده گشته است. علاوه بر اين مجموعه آنچه اعضاي اين كميته ها بايد بدانند در قالب جزواتي در اختيار آنها گذاشته مي شود. همچنين اين كميته علاوه بر وظيفه جمع آوري مداركي(؟!) درباره دخالت نيروهاي نظامي و دولتي در انتخابات، ماموريت ايجاد ناآرامي و درگيري در حوزه هاي انتخابيه اي كه راي كانديداي اصولگرا در آن بالاست را نيز برعهده دارند تا بعدا بتوان نتيجه آرا در آن حوزه انتخابيه را زير سؤال برد.
نهايتا به نظر مي رسد با توجه به جدي بودن اراده برخي سياسيون براي خدشه در سلامت انتخابات جدي است و به همين دليل مسئولان بايد در كنار اطلاع رساني دقيق و شفاف در مورد فرايند برگزاري انتخابات در مقابل برنامه ريزي هايي كه آشكارا هدفي جز زير سؤال بردن نتيجه آراي مردم ندارد، بايستند.
تشكيك در سلامت انتخابات همواره جزو پروژه هاي ثابت دشمنان نظام جمهوري اسلامي در 3 دهه پس از پيروزي انقلاب بوده است. در اين سال ها حتي يك انتخابات را نمي توان به ياد آورد كه جريان هاي بيروني پس از برگزاري ، نظام را متهم به دخالت فراقانوني در آن نكرده و براي مخدوش جلوه دادن آن تلاش ننموده باشند. طي سال هاي گذشته اما اتفاق جديدي رخ داد و آن هم اين است كه برخي از گروه هاي داخلي نيز به جمع اتهام زنندگان به نظام در مورد سلامت انتخابات اضافه شده اند. همراهي برخي گروه هاي داخلي با دشمنان خارجي در ابراز ترديد نسبت به سلامت برگزاري انتخابات- كه البته همواره بدون ارائه هرگونه سند قابل قبول و صرفاً در حد ادعاهاي رسانه اي بوده- مشخصاً از زماني آغاز شد كه اصلاح طلبان پس از انتخابات دور دوم شوراها ديگر موفق به كسب اعتماد و راي مردم نشدند و از آن به بعد اصولگرايان برنده تمامي انتخابات هاي برگزار شده بوده اند.
در واقع به لحاظ تاريخي، آغاز موج تشكيك درباره سلامت انتخابات با رويگرداني مردم از اصلاح طلبان و يقين آنها به اينكه ديگر قادر نخواهند بود در يك رقابت دموكراتيك و با اتكا به راي مردم وارد ساختار حاكميت شوند، مقارن بوده است.
جريان مورد بحث اكنون و در آستانه انتخابات رياست جمهوري هم دوباره همان پروژه را در دستور كار خود قرار داده و براساس گزارش هاي موجود برنامه ريزي هاي وسيعي هم براي آن به عمل آورده است.
موضوع در ابتدا از موضوعات غيرمستقيم آغاز شد. اصلاح طلبان از چند ماه پيش دو موضوع دخالت نيروهاي نظامي در انتخابات و جانبداري صدا و سيما از كانديداهاي خاص را در دستور كار مباحثات انتخاباتي خود قرار دادند و از همان موقع معلوم بود كه اين بحث ها كه جملگي با هدف نابرابر و غيرعادلانه نشان دادن انتخابات انجام مي شده به آن موارد محدود نخواهد ماند و به زودي فازهاي جديدتري از اين پروژه كليد خواهد خورد. درباره دخالت سازماندهي شده نيروهاي نظامي در انتخابات البته اصلاح طلبان هرگز موفق به ارائه حتي يك سند نشده اند. آگاهان از فرآيندهاي انتخاباتي در كشور عقيده دارند تا آنجا كه به نيروهاي مسلح مربوط مي شود،اين نيروها به لحاظ سازماني اساساً قادر به «سازماندهي سياسي» نيروهاي خود نيستند و سطوح فرماندهي نيروهاي نظامي نيز هم به علت وجود ممنوعيت هاي شرعي و قانوني و هم به دليل علم به ماهيت تشكيلاتي سازمان هاي تابعه خود هرگز اراده اي براي اين كار نداشته اند. در مورد صدا و سيما نيز لااقل تجربه انتخابات رياست جمهوري دهم عده زيادي عقيده دارند در بهترين حالت فقط مي توان گفت صدا و سيما امكانات خود را به طور مساوي توزيع كرده و برخي ارزيابي ها نشان مي دهد در فضاي فعلي صدا و سيما برخي از برنامه هاي كيفي انتخاباتي خود را كاملاً در اختيار رقباي اصولگرايان قرار داده است.
جديدترين فاز از اين پروژه، طرح بحث تشكيل «كميته هاي صيانت از آرا» در ستادهاي انتخاباتي كانديداهاي اصلاح طلب است. اطلاعات دريافتي كيهان نشان مي دهد اصل تشكيل اين كميته تحت تاثير دو عامل صورت گرفته است: 1-تعيين قطعي اصلاح طلبان به باخت. گزارش هاي موجود نشان مي دهد اصلاح طلبان تا زماني كه اميدي- ولو ناچيز- به پيروزي در انتخابات داشتند به طور جدي وارد اين بحث نشدند اما به محض كنار كشيدن خاتمي و حضور يافتن كانديداهايي در صحنه كه سران جبهه اصلاحات شكست آنها را حتمي مي دانند، بحث صيانت از آرا به طور جدي زنده شد. علت هم اين است كه براساس شنيده ها برخي اصلاح طلبان عقيده دارند حالا كه شكست در انتخابات رياست جمهوري دهم قطعي است بهتر است بار اين شكست روي دوش اصلاح طلبان نيفتد و تبديل به «شكستي براي كل نظام» شود. تحليل هاي داخلي برخي اصلاح طلبان اكنون حول اين موضوع شكل گرفته كه تنها زماني مي توان از زيربار شكننده يك ناكامي ديگر در انتخابات گريخت كه با استناد به بحث مخدوش بودن انتخابات توجيهي پيشاپيش براي آن تدارك ديده باشند. بسياري از تحليلگران طرح جدي بحث تقلب در انتخابات و صيانت از آرا توسط اصلاح طلبان را علامت اطمينان صددرصدي آنها به باخت و تلاش براي بهانه جويي پيشاپيش مي دانند و عقيده دارند اصلاح طلبان حتي اگر يك درصد احتمال پيروزي خود در انتخابات را مي دادند هرگز اينطور به صراحت سلامت انتخابات را زير سؤال نمي بردند. 2- تحريك برخي جريان هاي سياسي. علت دوم جدي شدن بحث صيانت از آرا بر مبناي اطلاعات موجود اصرار يكي از چهره هاي سياسي كشور است كه همچنان عقيده دارد شكست او در انتخابات گذشته به دليل تقلب و دخالت آراي سازماندهي شده بوده است. افراد نزديك به جريان اكنون در حال تدارك امكانات و تمهيدات لازم براي اين موضوع تا زمان انتخابات هستند. از جمله سهم هر يك از احزاب اصلاح طلب از تعداد افرادي كه بايد به كميته هاي صيانت از آرا تزريق كنند مشخص شده و همچنين نرم افزاري براي پردازش اطلاعات ارسالي از جانب آنها نيز آماده گشته است. علاوه بر اين مجموعه آنچه اعضاي اين كميته ها بايد بدانند در قالب جزواتي در اختيار آنها گذاشته مي شود. همچنين اين كميته علاوه بر وظيفه جمع آوري مداركي(؟!) درباره دخالت نيروهاي نظامي و دولتي در انتخابات، ماموريت ايجاد ناآرامي و درگيري در حوزه هاي انتخابيه اي كه راي كانديداي اصولگرا در آن بالاست را نيز برعهده دارند تا بعدا بتوان نتيجه آرا در آن حوزه انتخابيه را زير سؤال برد.
نهايتا به نظر مي رسد با توجه به جدي بودن اراده برخي سياسيون براي خدشه در سلامت انتخابات جدي است و به همين دليل مسئولان بايد در كنار اطلاع رساني دقيق و شفاف در مورد فرايند برگزاري انتخابات در مقابل برنامه ريزي هايي كه آشكارا هدفي جز زير سؤال بردن نتيجه آراي مردم ندارد، بايستند.
