تمديد اين قانون در قالب طرحي در 12 اسفند ماه سال گذشته از سوي مجلس ارائه و با راي بالايي به تصويب رسيد (131 راي موافق و 56 راي مخالف و 13 راي ممتنع). در زمان بررسي اين طرح تعدادي ازنمايندگان به دليل اينكه اين طرح داراي بار مالي براي دولت است با آن مخالفت كردند و نماينده دولت نيز در مخالفت با اين طرح علاوه بر تاييد نظر نمايندگان استدلال كرد كه «در كشورهاي پيشرفته با توجه به بهبود شرايط زندگي و افزايش سن مفيد، سن بازنشستگي را بالا بردهاند». اين استدلال البته در دوره تمديداين قانون عنوان شده و در زمان تصويب اين قانون در سال 86، نه تنها دولت چنين نگرش و استدلالي نداشت، بلكه خود پيشگام تصويب اين قانون بود.
بهرغم اين مخالفتها، قانون فوق چنانكه اشاره شد به تصويب نمايندگان رسيد و در ابتداي سالجاري نيز از سوي رييسجمهور ابلاغ شد؛ مشكل اما آنجا بروز كرد كه نمايندگان مجلس اين طرح را پس از ارائه لايحه بودجه مصوب ميكنند و لذا اعتبار اجراي اين قانون در بودجه سال جاري ديده نميشود. اعتباري كه به گفته يكي از مخالفان طرح بيش از 2 هزار ميليارد تومان بار مالي براي دولت در برخواهد داشت. چاره اين مشكل به نظر اين بود كه يا در كميسيون تلفيق، رديف بودجهاي براي آن در نظر گرفته يا در صحن مجلس در همان زمان، موضوع مطرح و رديف بودجهاي براي آن تعيين ميشد كه هيچكدام از اين اقدامات صورت نگرفت. راه باقيمانده آن بود كه تامين اين منابع در متمم بودجه گنجانده شود كه اين اقدام نيز كه اخيرا در قالب طرحي يك فوريتي به مجلس ارائه شد، بدون قيد فوريت به تصويب رسيد.
طبق اين طرح كه قرار است به صورت عادي در دستور كار مجلس قرار گيرد، به دولت اجازه داده ميشود تا از واگذاري سهام شركتهاي دولتي بودجه لازم را براي اجرايي شدن اين قانون فراهم كند. بررسي فراز و فرود اين قانون مشخص ميكند، «بازنشستگي پيش از موعد كاركنان» كه زماني دولت خود طراح و مدافع قانوني و اجرايي شدن آن بود، بنا به عللي كه مشخص نيست و به صرف بيان كلياتي با مخالفت دولت مواجه ميشود؛ اما توسط نمايندگان مجلس، مجددا شكل قانوني به خود ميگيرد؛ اما به سبب نارضايتي دولت از آن و كم توجهي نمايندگان مجلس در تخصيص منافع مالي لازم، امكان اجرايي نمييابد.
نتيجه آنكه حجم بزرگي از مطالبات (كافي است به سايتها، روزنامهها و... سري زده شود تا شاهد صدها مورد درخواست در اين زمينه باشيم) بلاتكليف رها شده و بياعتمادي كاركنان را به دستگاههاي اجرايي و نهاد قانونگذاري كشور سبب شده است.
آخرين نمونه از پاسخ به نارضايتيها در اين زمينه اظهارات وزير آموزش و پرورش است كه از عدم تامين اعتبار 700 ميليارد توماني بازنشستگي پيش از موعد فرهنگيان اظهار ناخشنودي كرده و گفته است «كه اگر اين اعتبار تامين شود، ميتوانيم تعدادي را به صورت پيش از موعد بازنشسته كنيم.» بدون ترديد اجراي قانون بازنشستگي پيش از موعد به خصوص براي وزارتخانهها و سازمانهاي ادغام شده نظير، وزارت صنعت، معدن و تجارت، وزارت رفاه و تعاون و امور اجتماعي، وزارت مسكن و شهرسازي و... به دليل حجم بالاي نيروهاي مازاد و قراردادي نه تنها تكليف، بلكه يك ضرورت ميباشد. چه با بازنشسته شدن نيروهاي داوطلب علاوه بر رفع معضل تورم نيروهاي انساني در دستگاههاي فوق، امكان اشتغال نيروهاي جوان نيز تا حدودي فراهم خواهد شد. مشكل تامين بودجه لازم براي اجراي قانون نيز ميتواند از محل درآمدهاي داخلي (فروش ساختمان، اموال و...) وزارتخانه و دستگاههاي دولتي فراهم شود.
آيا نمايندگان محترم مجلس در اين ماههاي باقيمانده تا پايان سال ضعف اوليه (عدم پيشبيني منابع لازم) را جبران و از به محاق رفتن و «بازنشسته شدن» پيش از اجراي اين قانون جلوگيري خواهند كرد؟!
شاهد یک بی عدالتی بزرگ خواهیم بود.
یکی با 25 و دیگری با سی سال درست با مزایای یکسان.
5سال خدمت اضافه با هیچ توجیهی.
مانند بازنشستگان قبل از سال79.
بزک بخواب بهار میاد خربزه با خیار میاد.
خواهشمند است در مورد اين قانون و اجرايي شدن آن تعجيل كنيد چرا كه آن عده از كارمندان دولت كه مي خواهند بازنشست بشوند از اول سال تا به حال (آذر 1390) منتظرند و متاسفانه هر روز يك خبري مبني بر تعويق آن به گوش مي رسد كه واقعا نا اميد كننده است. اين قانون واقعا برد براي كشور است .
چون اولا آمار بيكاري كم مي شود چون هر يك از بازنشستگان محترم در آمار بيكاران محسوب نمي شوند.
دوما تعداد ي از جوانها مي توانند به سر كار بروند كه باز هم از آمار بيكاران در كشور كم و به آمار شتغال اضافه مي گردد.
سوما دولت با اين نيروي جديد مي تواند به خواستگاه خود برسد.
من نمي دانم واقعا بودجه لازم از 3000 ميليارد تومان هم بيشتر مي شود؟ در صورتيكه بنابه گفته وزير محترم آموزش و پرورش براي بازنشستگي پيش از موعد در اين وزارتخانه تنها 700 ميليارد تومان نياز هست.
در ضمن مگر همه وزارتخانه ها بايد به پاي وزارت آموزش و پرورش بسوزند؟
با تشكر