وي در گفت و گويي تقوا را ریشۀ اصلی عدالت در مکتب امام ذکر مي کند. بخشهايي از اين گفت و گو را که در ماهنامه ذکر منتشر شده است مي خوانيد:
*امام بارها این جمله را فرمودند: «من انقلاب کردم برای دو چیز: برای اسلام و مستضعفین». امام پایۀ انقلاب را بر دو محور قرار داد آن هم در یک مقطعی از تاریخ که جهان بر دو قطب سرمایهداری و کمونیستی استوار بود و هر کشوری که میخواست ادامۀ حیات دهد باید زیر بار یکی از این دو قطب میرفت. در یک چنین وضعیتی، امام آمد و شعار نه شرقی نه غربی و جمهوری اسلامی را مطرح کرد؛ یعنی حکومتی که دو پایه دارد: یکی اسلام و دیگری مردم و بهخصوص طبقۀ ضعیف از مردم و این بهترین عدالتی بود که امام لحاظ کرد.
* این اواخر، امام مرا خواستند که به جماران بروم؛ در آنجا فرمودند میخواهم شما را وکیل خودم کنم تا ارثیۀ پدریام را در خمین میان نیازمندان تقسیم کنید. من بررسی کردم که ببینم ارثیۀ پدری امام چه مقدار است؟ پدر حضرت امام حاجآقا مصطفی بود که حضرت امام اسم فرزندشان را هم به یاد ایشان مصطفی گذاشته بودند. در تحقیقاتی که من داشتم، حدود ۴۵۰۰ متر زمین در خمین ارث امام بود که در متراژ ۱۵۰-۱۰۰ متری بین خانوادههای شهدا و مفقودان و جانبازان تقسیم کردم و هم اکنون هم این نامه که خطاب به من نوشته شده است در اتاقی که حضرت امام به دنیا آمدهاند نصب شده است. ایشان در آن نامه مینویسد:« من شما را وکیل خود کردم تا هر آنچه که ارثیۀ پدری من است گرچه ناقابل است به محرومین اختصاص دهید».
* خاطرم هست يک مرتبهای که در جماران خدمت مرحوم آیت الله مشکینی و در جمع ائمۀ جمعه بودیم ایشان از امام تعریف کردند که امام ناراحت شدند و به آقای مشکینی گفتند که آقای مشکینی من از شما انتظار نداشتم؛ من یک طلبه هستم. امام یک لیوان آب داشتند که نیمی از آن را مینوشیدند و کاغذی بر روی لیوان میگذاشتند که در صورتی که تشنه شدند نیمۀ دیگر را میل کنند.
*ایمان امام بسیار قوی بود؛ نماز خواندن امام را ببینید، حتی در اوج بیماری نمازش ترک نمیشود. نماز واجب به کنار، قرآن خواندن و حتی نماز شبش هم با وجود انجام جراحیهای سنگین قطع نشد. امام با تکیه به همین ایمان میخواست دستورهای خداوند را در جامعه پیاده کند. خدا و رسولش طرفداری و حمایت از محرومان و مستضعفان را میخواهند. خداوند در قلب صنوبری انسان چنان عدالتی قرار داده است که این قلب خون را به همه جای بدن به اندازه تقسیم میکند. اگر بنا باشد عدالت وجود نداشته باشد، بدن از کار می افتد! در یک مملک، ثروت مثل خون در بدن است که باید عادلانه تقسیم شود و همه از آن برخوردار و در رفاه باشند.
*امام اواخر عمرشان در مورد محرومان از این که آن چه مدنظرشان بود تحقق پیدا نمیکرد بسیار ناراحت بود. ما هنوز در بین راه هستیم و سعی میکنیم بتوانیم الگویی از اسلام به دنیا نشان دهیم. ما باید بتوانیم اهداف امام را به طور کامل در جامعه پیاده کنیم و لازمۀ این کار، همان طور که مقام معظم رهبری اشاره داشتند، رجوع به کلام و عمل امام است.
* امام بیشتر علاقه داشتند همان نان خمین را بخورند. به همین علت، من از خمین برای ایشان نان محلی میآوردم. ایشان اجازه نمیدادند به هیچ وجه سفرهشان آن چنانی و پر زرقوبرق باشد. من بارها به دوستان گفتم که ما زمان ائمه را درک نکردیم؛ تقوا و شجاعت و آقایی و زهد ائمه را ندیدیم، ولی خدا را شکر که در زمان امام بودیم و امام را دیدیم.
*آقای توسلی تعریف میکرد:«هر روز، سر ساعت هشت، امام منتظر بود تا گزارش مملکت را به دست ایشان برسانم. روزهایی که چند دقیقه دیر میرسیدم، میدیدم امام منتظر من است.» امام برای قرآن خواندن ساعت خاصی را در روز اختصاص داده بودند و هیچ مسئولی را در این ساعت نمیپذیرفتند.
