صراط - اشكال كار شايد از سخت سليقگي ما باشد، شايد هم از بي برنامه گي يك سازمان ملي باشد كه بايد سلايق ميليون ها آدم را تامين كند، با اين حال بعد از دوره اي كه سرگرمي و طنز حرف مجموعه هاي ماه رمضاني را مي زد به دوره اي رسيديم كه هر شبكه ها، «ماوراء و معنويت» را دستمايه كار خود قرار دادند و بايد پيش بيني مي كرديم كه از آن افراط و تفريط به اين نتيجه رسيده ايم كه بايد مجموعه هامان كاملا بي ربط به دو موضع سرگرمي و معنويت باشد، اين مي شود كه در ماه مبارك مجموعه هايي از تلويزيون پخش مي شود كه مي تواند در هر ماه ديگري هم پخش شود، و در اين ميان تنها يك استئنا وجود دارد و آن مجموعه «ملكوت» است كه آنقدر با شتاب ساخته شده كه سوژه و محتوا، تا اندازه اي فداي فرم شده است. نگاهي به مجموعه هاي نمايشي تلويزيون و البته نقد نگاه سرگردان مديران در انتخاب سوژه و موضوع، براي روزهايي كه همه چيز به يكباره متحول مي شود و پايان همه داستان ها مثل شاهنامه مي شود شايد براي سال هاي بعد مفيد باشد.
رسانه بالاخره بايد چه كار كند؟
اعتراض هاي گسترده به پخش مجموعه هايي با مضمون طنز بعد از افطار، همچنين مجموعه هاي ماورايي باعث شد، تلويزيون براي تصاحب دل مخاطبان خود مجبور شد به درام هاي اجتماعي روي بياورد، اتفاقي كه خود دوباره انتقادهايي را در پي داشت.
اين اتفاق كه امسال در ابتداي نوروز در قاب جادو جاي خود را باز كرده، در تابستان و متعاقب آن رمضان سريال هاي اجتماعي، با فضايي تلخ و گزنده فراواني پيدا كرد، به گونه اي كه هم اكنون دو سريال با رويكرد اجتماعي ـ در مسير زاينده رود و جراحت ـ و يك اثر با موضوع ماورا ـ ملكوت ـ و تنها يك سريال طنز ـ نون و ريحون ـ پخش مي شود. اگرچه برخي موضوعات مطرح در اين مجموعه ها با واقعيات جامعه هم خواني دارد اما علت نمايش اين همه تصاوير تلخ، زجرآور و نااميد كننده به صورت هر شبي همچنان بر كسي آشكار نشده است؛ وظيفه اي كه دست بر قضا عكس اين رويكرد را به عنوان رسالت اصلي بر عهده دارد. و البته بايد اين نكته را هم گفت كه رسانه به تنوع احتياج دارد اما تنوع در درام هاي تلخ كمي مشكوك به نظر مي رسد! بويژه كه امسال هم با وجود وعده هاي بسيار، اكثر مجموعه هاي ماه مبارك تا روزهاي پاياني ماه در حال فيلمبرداري و تدوين و آماده سازي بوده است!
گاوخوني با طعم لهجه!
سريال «در مسير زاينده رود» كار حسن فتحي است كه با سريال موفق «ميوه ممنوعه» و تجربه ساخت اثر ويژه اين ماه، توقعات مخاطبان رسانه ملي را بالا برده بود از همان روزهاي نخست ماه مبارك، به دليل انتخاب اصفهان، به عنوان محل وقوع رويدادها و به دنبال آن، داشتن لهجه توسط شخصيت ها، با اعتراض هايي روبه رو شد.
اگرچه كم لطفي برخي هموطنان در برخورد با اين مجموعه قابل توجيه نيست اما كم كاري عوامل اين مجموعه نيز قابل توجيه نيست خاصه وقتي از يكسال قبل قرار است در ماه مبارك مجموعه هاي هرشبي داشته باشيم؛ و اين نكته باز هم به مديريت كلان بر مي گردد. با اين همه نيت خوب دست اندركاران اين مجموعه براي نمايش فرهنگ و هنر اصفهان به خوبي مشهود است و قابل تقدير.
اما يك سوال كه در طول اين گزارش تكرار خواهد شد؛ اين سريال با داشتن داستاني اجتماعي و پر از لحظات قابل تامل و البته تلخ، بر پايه چه نسبتي براي پخش در ماه مبارك رمضان، كه ماه پر خيرو بركتي است، انتخاب شده است؟
صرف نظر از اين كه در برخي لحظات، شخصيت ها، تنها در كلام و يا هنگام خوردن سحري و بدون هرگونه كاربرد نمايشي، به روزه داري اشاره دارند ـ كه به راحتي مي توانستند چنين اشاره اي را هم حذف كنند، بدون آنكه به روند قصه لطمه اي وارد شود ـ چه لزومي باعث شده اين مجموعه در ماه رمضان پخش شود؟
و اين در حالي است كه گروه سازنده، همچنان از صبح زود تا پاسي از شب مي كوشند تا كار را ضبط و براي پخش آماده كنند و به تعبير ديگر، در حالي كه گروه سازنده با سختي و محدوديت شديد زمان در حال كار هستند، به دليل نامناسب بودن زمان تعيين شده براي نمايش آن، مردم به قدري كه شايسته اين اثر است از آن استقبال نكرده اند. در چنين شرايطي بهتر نبود با درك و برنامه ريزي بهتر، كار ديگري كه با اين ايام سنخيت محتوايي دارد، برگزيده مي شد تا ضمن اداي درست وظيفه مسئولان، براي مشاركت در معنويت اين ماه، سريال فتحي با داشتن زمان مناسب و كافي براي توليد، در فرصتي ديگر پخش مي شد؟
«جراحت» خانوادگي
بر سر سفره افطار مي كنيد و تلويزيون روشن است، تصاوير يك مجموعه خوش ساخت بر صفحه تلويزيون نقش
مي بندد اما...اما آنقدر بدبختي و تلخي و نامرادي بر سرت آوار مي شود كه شيريني چند قاشق شله زرد كوفتت مي شود و اصلا فراموش مي كني كه چاي شيريني هم سر سفره بود، چاي تلخ بدون قند و خرما را سر مي كشي و اصلا هيچ به هيچ...
البته «جراحت» به خاطر برنامه ريزي خوب و آينده نگري، مشكل كمبود زمان براي تهيه و توليد را نداشته است و قبل از ماه رمضان به طور كامل تحويل شبكه شده است.
و باز هم سوال تكراري در خصوص اين سريال خوب با بازي هاي خوب، قصه تقريبا پر كشش و بديع، آيا دليلي وجود داشته كه اين مجموعه براي افطار مردم روزه دار انتخاب شود؟ بايد از توجه مسئولان صداوسيما به مسايل اجتماعي تقدير كرد؛ اما بر اين نكته نيز تأكيد چند باره كرد كه تهيه و توليد آثار هنري، وقتي تكميل مي شود كه به شكل و با برنامه اي مناسب عرضه شود؛ در غير اين صورت، زحمات همه دست اندركاران، اگر حتي كاملا به هدر نرود، ولي حتما خيلي كم ديده مي شود.
«ملكوت» يكه سوار اما...
«ملكوت» با حضور همه جانبه يك عدد محمدرضا شريفي نيا در مقام همه كاره سريال، ديگر اثري است كه بر خلاف دو سريال گذشته بنا بر روال سال هاي گذشته و در ادامه تهيه و توليد سريال هاي با موضوع ماورا ساخته شده و در حال پخش از شبكه دوم سيماست.
اين سريال كه گويا روند ساخت و در واقع پشت صحنه آن نيز با رويدادهايي مواجه بوده و براي نمونه، تغيير كارگردان در ميانه راه باعث شده كه همه چيز از ابتدا آغاز شود كه همين باز هم نشان از وجود برنامه ريزي هاي خيلي بلندمدت در رسانه ملي دارد، تلاش داشته و دارد كه بر پايه آيات قرآن كريم و روايت ائمه اطهار (ع) و تفاسير مراجع و علماي برجسته، به عالم برزخ و بخشي از شرايطي كه انسان پس از مرگ با آن روبرو مي شود، بپردازد.
موضوعي قابل توجه و تقدير كه از معدود جنبه هاي مثبت سريال هاي امسال به شمار مي رود. براي بيان ويژگي هاي اين سريال ذكر اين نكته الزامي است كه وقتي قرار بر استفاده از زبان نمايشي ـ با ابزار تلويزيون ـ براي انتقال معاني و مفاهيم گوناگون باشد، توجه به دو عنصر «باورپذيري» و »زيبايي شناسي« متضمن موفقيت اثر است؛ نكاتي كه شايد پشت صحنه سريال«ملكوت» فرصت كافي براي توجه به آنها را نداشته و اغلب عناصر، از انتخاب اشخاص اصلي پيش برنده داستان ـ حاجي و فرشته داستان ـ تا جلوه هاي ويژه، گاه به شدت ضعيف و كليشه اي هستند.
به هر روي، «ملكوت» با وجود اين كه نشان دهنده تلاشي قابل تقدير براي بيان نكات معنوي لازم و ضروي، در ماه مبارك رمضان است، اما داراي اين پيام است كه مسئولان مربوطه نبايد تنها به برگزيدن موضوعي مناسب بسنده كنند، بلكه بايد به فرم ارائه سوژه نيز شديدا توجه داشته باشند بويژه در زمانه اي كه جلوه هاي ويژه به طرز وحشتناكي براي تسخير اذهان به تماشاي يك اثر تصويري نشسته، فراتر از يك عنصر حاشيه اي عمل مي كند.
«نون و ريحون» براي آخر شب
تنها سريال امسال است كه تا اندازه اي بنا بر روال ساخت سريال هايي با رويكرد طنز در ماه مبارك رمضان، در شبكه پنج سيما، تهيه و پخش مي شود؛ سريالي است كه اگر چه ربطي به مفاهيم مربوط به ماه مبارك ندارد و باز هم همان سوال اصلي را به ذهن متبادر مي سازد كه چرا براي پخش در ماه رمضان در نظر گرفته شده و يا چرا در ماه هاي ديگر به نمايش درنيامده است، مجموعه اي كه مي خواهد معضلات اجتماعي را به تصويربكشد.هرچند به نظر مي رسد، تلاش كارگردان و نويسنده براي بيان قصه اي سر راست با هدف حفظ عامه تماشاگران بوده، اما حتما فراموش نكرده اند اين سادگي و مسير از پيش تعيين شده، بايد توسط اشخاص ايفا شود و اين روند باعث شده براي روايت خط مستقيم داستان ابعاد متعددي نداشته باشند و در حد تيپ هايي قابل پيش بيني تنزل يابند، به گونه اي كه اگر از شوخي هاي كلامي سخيف برخي بازيگران امتحان پس داده اين سريال بگذريم، خط داستان به سختي مي تواند قاطبه تماشاگران را كه از اقشار گوناگون جامعه هستند، به خود جلب كند.
بايد از موتمن كه شخصيت پردازي را به خوبي مي شناسد، پرسيد كه چرا قدر اين توانايي ها را در اين اثرش ندانسته و يا به قدري كه از او انتظار مي رود، از اين نوع تجربياتش بهره نگرفته است. اين سريال متاسفانه و با تاسف بيشتر با حمايت يكي از مديران قبل سازمان يك كپي كامل از يك مجموعه تلويزيوني مبتذل و سخيف شبكه ماهواره اي فارسي وان است كه تنها تفاوتش شايد نوع پوشش و برخي بيان ديالوگ ها باشد. نكته اي كه نويسنده فيلمنامه اين سريال در برخي مصاحبه ها نيز به صراحت آن را بيان كرده است!
همه چيز در دو قسمت آخر...
آن چنان كه از روند داستان هاي هر چهار سريال بر مي آيد، و با توجه به علاقه مفرط مديران سازمان و كارگردان هاي تلويزيوني، بعد از 30 يا 40 قسمت، همه چيز در چند قسمت پاياني به مخاطب عرضه مي شود و خلاص!
يعني با وجود اين كه متناسب با تغييراتي كه در ذايقه و سطح آگاهي تماشاگران به وجود آمده، تحولاتي در سريال سازي ـ براي نمونه، در شيوه هاي روايت ـ رخ داده، معلوم نيست چرا دست اندركاران سريال هاي رسانه ملي، همچنان اصرار دارند كه فرجام آثارشان را در يكي دو بخش آخر به مردم عرضه كنند. نكته اي كه گاه باعث مي شود تماشاگران خود را از پيگيري شبانه عقب بياندازند و به جاي آن در هفته پاياني خود را به خيل تماشاگران مجموعه مي رسانند...
نكته مهم ديگر، تعلل در ساخت اين سريال هاي مناسبتي است. در بين هنرمندان و سريال سازان تلويزيوني، ماه مبارك رمضان، به عنوان يكي از مهمترين مناسبت هاي مورد توجه صداوسيما شناخته شده است، به گونه اي كه اغلب فعالان اين عرصه براي ساخت اين نوع سريال ها دغدغه خاصي دارند و اغلب، به محض پايان ماه مبارك و در سال، انواع و اقسام طرح ها را به صداوسيما ارايه مي كنند و در انتظار اعلام نظر مسئولان شبكه ها مي مانند.
با وجود اين، همه ساله و در اغلب موارد، مسئولان مربوطه به قدري در انتخاب و يا سفارش اين سريال ها تعلل مي كنند كه متاسفانه روند توليد همواره بسيار دير آغاز شده و نتيجه آن مي شود كه براي نمونه، اغلب سريال هاي سال جاري هنوز هم در مرحله توليد هستند و فشار بسياري به دست اندركاران وارد مي شود تا به موقع كارشان را به واحد پخش شبكه ها تحويل دهند؛ فشاري كه البته حتما در افت كيفيت اين نوع آثار هم نقش موثري دارد و جالب اينجاست كه هميشه هم به اين موارد اعتراض شده، اما گويا عاملان اين مشكل اهميت چنداني براي اين موضوع قايل نمي شوند!
برنامه هاي معارفي تك نفره و اما مشكل اصلي رسانه ملي كه اين روزها و شب ها خيلي به چشم مي آيد، تك نفره بودن برنامه هاي معارفي است، به تمام اين برنامه ها اگر نگاه كنيد بر اساس رفتار و معيار «يك نفر» پيش مي رود به طوري كه اگر اين يك نفر «فرزاد جمشيدي» باشد، برنامه مي گيرد و اگر يك نفر ديگر باشد برنامه با مغز به زمين مي خورد و اين يعني برنامه هاي تركيبي و مناسبتي سازمان، بر اساس اراده افراد جلو مي رود و اصلا برنامه و گروهي در كار نيست و تنها «فرد» ها هستند كه كار را جلو مي برند. و خوب مي دانيد كه اين پديده چقدر براي يك رسانه در بلند مدت ضرر است و چه ضررهايي براي آينده اين رسانه خواهد داشت...
و در اين ميان نقش شوراي معارف سيما كه مسئوليت مستقيم برنامه هاي معارفي را دارد بايد بيشتر ديده شود، وقتي مي داني هر سال رمضان هست، محرم هست، صفر هست و...برنامه هاي سحر هست، افطار هست و...آيا نياز به برنامه ريزي بلند مدت و حركت بر مدار يك نقشه كاملا مستند و بدون تغيير نيست تا باز هم سال بعد تا دو روز قبل از ماه مبارك، مجري برخي برنامه ها مشخص نباشند و برخي برنامه ها بودجه شان و برخي ديگر...
