۱۵ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۱:۲۶

صلح کرزاي با طالبان!

کد خبر : ۹۸۳۷
رسالت: حنيف غفاري
بارها گفته شده است که 11 سپتامبر نمادي از ابهام زايي در سياست خارجي آمريکا محسوب مي شود.در اين خصوص به دلايلي مانند سرباز زدن مقامات آمريکايي از توضيح در خصوص جزئيات اين حادثه اکتفا شده است اما امروز،با گذشت نه سال از انهدام برجهاي دوقلو بشريت ديگر با ابهام نهفته در اين حادثه روبرو نيست،بلکه در مواجهه با دروغي آشکار قرار دارد .دروغي که شوراي دوازده نفره نومحافظه کاران به رهبري ايروينگ کريستل آن را از کتاب جنگ تمدنهاي هانتينگتن بر روي برجهاي تجارت جهاني انتقال دادند.آن روزها رسانه هاي وابسته به کاخ سفيد مدام از تهديد طالبان سخن مي گفتند.آنها از افراط گراياني سخن مي گفتند که با هدايت يک هواپيماي مسافربري به سوي برجهاي دوقلو امنيت ايالات متحده را به چالش کشيده اند!هم اکنون حدود نه سال از اشغال افغانستان مي گذرد.طي اين مدت نيروهاي ناتو به بهانه همکاري جمعي در راستاي تامين امنيت افغانستان وارد اين کشور شدند .آنها به بهانه سرکوب طالبان غير نظاميان بي گناه و حتي مجالس عروسي و عزا را به گلوله بستند و به جاي گسترش سلامت و امنيت رواني شهروندان افغان،کشت خشخاش را در شبه قاره هند توسعه دادند!آتلانتيکي ها پس از مدتي به اين نتيجه رسيدند که بايد طالبان را به دو بخش خوش‌خيم و بدخيم تقسيم بندي کنند و با اين تفکيک کمي موقعيت خود در کابل،مزار شريف و ديگر شهرها را بازيابي کنند.حضور باراک اوباما در کاخ سفيد
مي توانست نقطه تغيير مسير ايالات متحده در افغانستان باشد.البته اين تغيير صورت گرفت اما دقيقا برعکس چيزي که اوباما وعده داده بود!رئيس جمهور جديد ايالات متحده نه تنها نيروهاي آمريکايي در افغانستان را کاهش نداد بلکه چشمان خود را بر روي حقايق جاري در افغانستان بست و دستور اعزام سي هزار نيروي اشغالگر ديگر را به اين سرزمين صادر نمود.با اين وجود دولت افغانستان هر روز کوچکتر و اشغالگران هر لحظه حجيم تر مي شدند.ماحصل اين کنش و واکنشها چيزي جز تشديد شکست نيروهاي اشغالگر در افغانستان نبود.در جريان برگزاري کنفرانس امنيتي کابل همگان از دولت کرزاي خواستند تا مسئوليت پذيري خود در افغانستان را بيشتر کند و رئيس جمهور افغانستان نيز تنها با لبخندي تلخ به اين خواسته اشغالگران پاسخ مي داد.اين روزها کرزاي مسئوليت پذيري خود در افغانستان را بيشتر کرده است!البته اين مسئوليت پذيري در خصوص بازگرداندن بخشي از طالبان به قدرت و آشتي با آنها صورت گرفته است!گويا مقامات آمريکايي در تلاش هستند به صورت موازي بعثي ها را به بغداد و طالبان را به کابل بازگرداند تا اين بار مهره هاي سياه و سفيد شطرنج خود را به دست باراک اوباما بچيند.حامد کرزاي معتقد است که شوراي صلح افغان براي دنبال كردن گفتگوها با طالبان تشكيل شده است كه اين تازه‌ترين گام در يك حركت تدريجي به سمت آشتي با شبه نظاميان است. ايده تشكيل يك شوراي صلح در يك گردهمايي سنتي (جرگه) كه با حضور 1600 رهبر افغان و بزرگ قبيله‌اي در ماه ژوئن در كابل برگزار شد، مطرح گرديده و ايالات متحده نيز در آن نقش مستقيمي بر عهده دارد.در اينجا سوالات زيادي به ذهن متبادر مي شود که مهم ترين آنها مربوط به نحوه بازگشت طالبان به قدرت است.بدون شک طالبان واقعي هيچ گاه در گزينه اي بين "خروج کامل از قدرت"و"حضور تمام عيار در قدرت"متوقف نمي گردند.به عبارت ديگر طالبان‌قهرا بايد يکي از اين دو گزينه را انتخاب کند.در اين خصوص حالت مياني و متوسط وجود ندارد.بنابر اين حامد کرزاي بايد جزئيات مربوط به آشتي با طالبان را به صورت کامل مطرح نمايد.از سوي ديگر،مگر اشغالگران افغانستان در بدو حضور در اين کشور اصلي ترين هدف خود را نابودي طالبان قرار نداده بودند؟مگر بوش پسر در خصوص جنگ افغانستان بهانه اي جز اين مي آورد؟حال چگونه است که موضوع آشتي با طالبان توسط کرزاي مطرح گرديده و با حمايت کاخ سفيد مواجه مي گردد؟طرح حامد كرزاي، رئيس جمهور افغانستان كه مورد حمايت بزرگان قبيله‌اي در "جرگه صلح" قرار گرفت، شامل جذب نيروهاي پياده طالبان كه از فعاليت‌هاي شبه نظامي دور هستند به وسيله پول و امتيازات شغلي و تلاش براي آشتي با رهبران ارشد طالبان از طريق پيشنهاد پناهندگي به آنها در كشورهاي مسلمان ديگر و حذف نام‌هاي آنها از ليست سياه سازمان ملل است. بنابر اين دولت کابل سعي دارد ميان طالبان تفکيک ايجاد نمايد.حال کرزاي و باراک اوباما بايد توضيح دهند که چه معيارهايي مبناي اين طيف بندي قرار گرفته است؟!مسلما طيف بندي طالبان به هيچ عنوان امکانپذير نيست و مي تواند معلول نوعي خوش بيني مفرط يا محاسبه نادرست و خطرناک باشد.در نهايت اينکه در آستانه فرارسيدن نهمين سالروز 11 سپتامبر 2001 ،موضوع صلح با طالبان مد نظر مقامات افغان و آمريکايي قرار گرفته است.اين در حالي‌است که طالبان پيشنهادي در اين خصوص ارائه نكرده و نظري نيز در اين مورد نداده است.بنابر اين به جرات مي توان ابراز نمود که شکست ايالات متحده و ناتو در افغانستان اصلي ترين عامل ارائه اين پيشنهاد محسوب مي شود.