۱۲ دی ۱۳۸۸ - ۱۲:۰۲

تشكل هاي دانشجويي: رضايي نسخه وحدت با سران فتنه را نپيچد

کد خبر : ۸۹۳
به گزارش حوزه دانشگاه خبرگزاري فارس، در بيانيه اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان، بسيج دانشجويي، دفتر تحكيم وحدت، جنبش عدالتخواه دانشجويي، و اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان مستقل آمده است: در طول عمر سي ساله پر بركت انقلاب اسلامي ايران، روزهاي بيشماري يافت مي‌شود كه هر يك به مثابه خود حماسه‌اي از عظمت و اقتدار ملت عزيز ايران در دل خود نهفته دارد. قطع به يقين در صفحه صفحه تاريخ هرگز حكومت و مملكتي يافت نخواهد شد كه چنين ملت و رهبراني را به خود ديده باشد. سال‌ها مي‌گذرد و هر لحظه خلق حماسه‌اي از سوي ملت، ابعاد ديگري از پيوند آرمان‌ها و اصول جمهوري اسلامي خميني كبير(ره) با قلب و جان امتِ ايران را به جهانيان مي‌نماياند.
در سال ابتدايي از دهه چهارم عمر با صلابت حكومت الله، شاهد آن بوديم كه همه جهان كفر تمامي ظرفيت و تشكيلات خود را براي حمله و هجمه به دستاوردهاي كشور عزيزمان ايران به ميدان آورد. در اين ميان آشوب‌ها و اغتشاشات پس از انتخابات 22 خرداد ماه و واگذاري راهبري و هدايت آن به عده‌اي ديكتاتورمآب شكست خورده تا بدانجا ادامه پيدا كرد كه سران، آقازاده‌ها و پياده نظامان قانون‌گريز و ددمنش فتنه به تأسي از اربابان صهيونيستي خود از حمله به اموال و تباه ساختن بيت المال گرفته، تا سلب امنيت و اهانت به امام راحل(ره) و مقدسات امت و حرمت شكني عاشوراي حسين ابن علي‌(ع) به انتقام جويي از ملت مظلوم ايران پرداختند.
اكنون كه تنها چند روز از حضور گسترده، خردمندانه و الهي ملت ايران در محكوميت حمله وحشيانه عوامل سران فتنه و آشوب به ساحت مقدس عزاي حضرت اباعبدالله(ع) مي‌گذرد باخبر مي‌شويم كه محسن رضايي كانديداي شكست خورده 22 خرداد ماه كه به گونه‌اي مضحكه خود را قطب سوم دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري مي‌دانست پس از كنار گذاشته شدن از سوي ملت و پايان يافتن آمد و شدن‌هاي بيهوده‌اش، اين بار در اقدامي سؤال برانگيز به يكباره به صحنه مي‌آيد و در اظهار نظري عجيب با انتشار نامه‌اي خواستار وحدت سياسيون از جمله موسوي فتنه‌گر مي‌شود. لذا بر خود لازم دانستيم در اين خصوص مطالبي را براي هوشيار كردن پاره‌اي عزيزان! به روي كاغذ آوريم:
اول- بر كسي پوشيده نيست كه آن ذره از لقب اصولگرايي كه برادر محسن رضايي با خود به يدك مي‌كشد، دست مايه‌اي نيست جز آنچه كه جناب آقاي اكبر هاشمي رفسنجاني براي ايشان در نظر گرفته‌اند لذا با اين اوصاف قطعاً اين نامه قبل از هر چيز براي ملت ما تداعي كننده نامه‌اي جديد از سنخ نامه‌هاي موهن آقاي هاشمي خواهد بود كه اين بار پستچي آن آقاي رضايي شده است.
دوم- آقاي رضايي كه امروز به حضور پر شور عاشورائيان اعتراف مي‌كنند و پس از خروش ملت دست به قلم مي‌شوند چگونه است كه در محكوم كردن اقدام مذكور قلم فرسايي نمي‌كنند؟ برادر رضايي آيا بي حرمتي‌ها، زبان درازي‌ها، فحاشي‌ها و ياغي گري‌هاي كساني كه امروز نداي وحدت با آنان سر مي‌دهد را در روز قدس، سيزده آبان، شانزدهم آذر ماه و اهانت به تصوير حضرت امام(ره) و... را نديده بودند؟ دل خون و پر درد ملت را تا كنون مشاهده نكرده بودند؟ همه خوب مي‌دانيم اين مردم بودند كه به پاسداري از عقايد و آرمان‌هايشان در تك تك اين روزها به صحنه آمدند و دفاع كردند و يكي از به اصطلاح خواصي كه نبود و يا سكوت كرده بود، محسن رضايي بود.
سوم- آقاي رضايي به عنوان مهره موجه المنظر آقاي هاشمي در حالي نسخه وحدت با سران فتنه را مي‌پيچد كه اين آقايان و اعوان و انصارشان مدت‌هاست كه از سوي ملت طرد شده‌اند و امروز مردم انتظار ندارند آنان را ببينند، مگر در پشت ميز محاكمه. لذا بهتر است برخي از اين آقايان به جاي نامه‌نگاري به فكر نوشتن وصيت‌نامه‌هاشان باشند و برخي هم به تأملات فردي! كه در زندان برايشان رقم خواهد خورد، بينديشيند.
چهارم- با انتشار پشت سر هم و در يك روز بيانيه هفدهم موسوي و نامه آقاي رضايي از يك سو و گذري كوتاه به سال‌هاي جنگ و حضور سؤال برانگيز آقايان هاشمي، موسوي و رضايي -مثلث ما نمي‌توانيم- در پرونده ناراحت كننده خوراندن جام زهر به امام راحل(ره) سؤالات و ابهامات جدي و جديدي به عرصه مي‌آيد. به راستي آيا باز هم عده‌اي بناي بر تحميل خواست خود دارند؟ اگر اينگونه مي‌پندارند هوشيار باشند كه به يمن رهنمودهاي رهبري عزيز، بصيرت ملت آنچنان افزون است كه فيلم نامه‌هاي تكراري اين برادر گفته‌ها در انظار عمومي از پيش خوانده است و اين دست و پازدن‌هاي آخر راه به جايي ندارد و بدانند بايد تاوان تمامي خساراتي كه بر پيكره نظام مقدس جمهوري اسلامي زده‌اند، را بپردازند.
پنجم- اگر محسن رضايي، موسوي را صاحب نظر مي‌داند و با پيشنهادات قلدرمآبانه او در نظارت بر عملكرد دولت هم‌نوايي مي‌كند، بداند كه براي ملت و دانشجويان هرگز صورت مسأله اين نبوده است و از آغاز مطالبه و بحث بر سر كودتايي است كه آقايان بناي انجام آن داشتند. براي ملت ريخته شدن خون هموطنان و اقدام عليه امنيت و مقدساتشان مسئله اصلي است. برادر رضايي گويا جز نقد محمود احمد‌ي‌نژاد در زندگيشان هدف ديگري را دنبال نمي كرده‌اند كه با انتشار بيانيه بدون "بسم الله موسوي " اين چنين عنان از دست داده‌اند و به هم افزايي با سران فتنه مي پردازند.
ششم- مگر اين مملكت قانون ندارد كه بي شرمانه عده‌اي آزاد شدن قاتلين، آشوبگران، اراذل و اوباش خائن حامي سران فتنه را تحت عنوان آزادي زندانيان سياسي مطرح كنند؟ مگر تكليف فرزندان آشوبگر و فراري آقاي هاشمي و كروبي و... روشن شده است كه مردم كوتاه بيايند؟ اگر بناي بر دست يافتن به آرامش است ما دانشجويان به عنوان آوانگارد و بدنه‌اي كه ملت به آن اعتماد دارند اعلام مي‌كنيم كه آرامش را جز در مجازات، امحا و سركوب فتنه گران نمي‌دانيم.
هفتم- برادر عزيز در نامه خود از وضعيت اقتصادي كشور اعلام نگراني كرده‌اند، مگر نه آن است كه هر چه در اقتصاد بر سر ملت ما آمده است به سبب سياست‌هاي ليبرال مآبانه و زراندوزانه و اشرافي گرايانه آقايان تكنوكرات و دوم خردادي است؟ خدا را شاكريم اكنون كه قرار است فقرا و مستضعفين به نوايي برسند فدراليزاسيون اقتصادي غرب محور آقاي رضايي گريبان گيرمان نشده است. البته در اين ميان مردم صبور ايران بارها اثبات كرده‌اند كه براي بقاي استقلال و آزادي خود توان صبر و استقامت تا اصلاح موارد كلان‌تر از مسائل اقتصادي را هم داشته و دارند.
آخر- اكنون كه مدعيان دروغين خط امام و خواص مردود از شيخ ساده لوح اصلاحات تا كانديداي متوهم انتخابات همه و همه به زباله داني تاريخ رفته‌اند، به كساني كه بناي بر بازيافت آنان دارند هشدار مي‌دهيم بدانند كه اجازه نخواهيم داد عده‌اي با غرض ورزي‌ها يا خوش خدمتي‌ها، چاپلوسي‌ها و يا دلسوزي‌هاي غير حرفه‌اي خود به عالم سياست و كشور داري بازگردند و چنانچه به صرف ناداني اين روند را ادامه دهند، اين بار آتشي خواهيم افروخت كه دامان تمامي اين كم خردان را هم فرا بگيرد.