با شنیدن واژه چشم و همچشمی احتمالا در وهله اول ذهن ما به سمت نوعی رفتار بیمارگونه در رقابتی منفی با دیگران و موفقیتهای آنها میرود.
روانشناسان و كارشناسان هم اغلب توصیه میكنند از این خصلت منفی اخلاقی دوری كنیم. بدون تردید همه ما نمونه آدمهایی را كه گرفتار چشم و همچشمی هستند، دیدهایم.
شاید بدون تعارف خودمان هم در مواقعی به بازی آن گرفتار شدهایم و بدون اینكه دقت كنیم انرژی زیادی را صرف آن كردهایم.
اگرچه اصل این ویژگی همچنان به عنوان صفتی منفی شناخته میشود اما شاید بد نباشد در كنار همه جنبههای منفی آن، نگاهی هم بر جنبههای مثبت این ویژگی داشته باشیم. مثل وقتی چشم و همچشمی در امور معنوی یا كسب تحصیلات و رقابت علمی است.
در این حالت است كه این خصلت نهتنها چندان نتایج منفی به دنبال ندارد بلكه میتواند سكوی پرتابی برای رسیدن به موقعیتهای بهتر باشد.
شاید تعجب كنید از اینكه چشم و همچشمی میتواند جنبههای مثبتی داشته باشد. فرض كنید چشم و همچشمی به جای رقابت در امور مادی، نیازهای كاذب و غیرضروری جای خود را به رقابت در ویژگیهای مثبت و معنوی یا رقابت برای رسیدن به یكسری اهداف مثبت و پذیرفته شده دهد.
یعنی به جای اینكه در خرید وسایل لوكس، انواع مدل لباس، آرایش، ماشین و خانه با همسایه و دوست و آشنا رقابت كنیم، الگوی خود را آن دسته از دوستان و آشنایانی قرار میدهیم كه اصل اساسی زندگیشان، سادهزیستی، صمیمیت و بیآلایشی است.
در این حالت به جای اینكه در بازی ناتمام و بیسرانجام رقابت در خرید و چشم و همچشمی بیفتیم، به ساده و بیآلایش بودن هر چه بیشتر خود را نزدیك میكنیم.
مثلا در مهمانیهای فامیلی و خانوادگی سادهترین مهمانیها و پذیراییها را سرلوحه خودمان قرار دهیم و سعی كنیم حتی از آن هم سادهتر باشیم. به عبارتی در این وضع، چشم و همچشمی و رقابت، در سادگی و صمیمیت بیشتر باشد.
در این صورت افرادی كه توانایی رقابت با مهمانیها و چشم و همچشمیهای پرخرج را ندارند، از چرخه رفت و آمدهای دوستانه و خانوادگی حذف نمیشوند یا برای گرفتن یك مهمانی چند نفره تا مدتها زیر بار قرض و استرس نمیروند.
روانشناسان معتقدند در این صورت زندگی با آرامش بیشتری دنبال میشود، استرسها و فشارهای عصبی كمتر میشود و كارها خیلی راحتتر از زمانی كه چشم و همچشمیهای منفی وجود دارد، حل میشود.
تصور كنید عقد و عروسیهای ساده اسباب چشم و همچشمی فامیل، دوست و آشنا شود. در آن صورت برای گرفتن فلان خانه، جهیزیه و مهریه آنچنانی یا رفتن به فلان آرایشگاه و فلان اتومبیل، هر دو خانواده زیر بار قرض و فشار روانی نخواهند رفت البته این رفتار وقتی از سوی كسانی كه توانایی مالی دارند و به اصطلاح عامیانه دستشان به دهنشان میرسد، صورت گیرد، به مراتب تاثیر بیشتری دارد.
چون در آن صورت خانوادههای نسبتا مرفه، الگوی سادهزیستی میشوند و این فرهنگ از خانوادهای به خانواده دیگر منتقل میشود، حتی اگر این رفتار، الگوی یك نفر در زندگی شود باز هم ارزش دارد.
پیشی گرفتن برای رسیدن به موفقیت
رقابت در كسب علم و دانش هم از دیگر زمینههای مثبت چشم و همچشمی است. به عنوان نمونه دو دانشآموزی كه برای به دست آوردن رتبه بهتر در كنكور یا مثلا گرفتن مدال المپیاد علمی در درس خواندن و برنامهریزی بهتر داشتن، با هم رقابت دارند، دانشجویانی كه در ارائه پایاننامه جامعتر و علمیتر با هم رقابت میكنند یا دو استادی كه در به روز كردن اطلاعات و پربار كردن كلاسها و جذب دانشجویان با هم رقابت دارند. در این صورت بعید است این رقابت نتایج منفی و خانمانسوز داشته باشد.

نهایتا تلاش و بازده علمی دو استاد را بیشتر كرده و به تعدادی دانشجوی مستعد هم انگیزه تلاش و كوشش بیشتر داده است.
بار مثبت این موضوع را میتوانیم در خیلی زمینههای دیگر هم تصور كنیم. مثلا دو كارمندی كه در داشتن راندمان بالای كاری رقابت دارند یا رانندههای تاكسی كه در برخورد خوب داشتن با مسافران با یكدیگر چشم و همچشمی میكنند. در این حالت است كه رقابت در اخلاقیات و امور معنوی میتواند جایگزین رقابت بر سر ظواهر و ویژگیهای منفی شود.
كارشناسان چه میگویند؟
چشم و همچشمی ممكن است در فردی به صورت موقتی بروز كند و فرد را برای اینكه به اصطلاح جلوی دیگران كم نیاورد ترغیب به الگوبرداری از دیگران كند هرچند در این مورد هم ناشی از ضعف شخصیتی و كمبودی است كه در فرد وجود دارد اما این رفتار وقتی حالتی بیمارگونه پیدا كند و فرد همیشه و در همه حال دچار چنین ضعف شخصیتی و خلائی باشد با هیچ چیز جز چشم و همچشمی نمیتواند آرامش درون یابد.
شاید این واژه در نگاه اول ذهن را به سمت رقابتطلبی منفی و به نوعی واكنش در مقابل پیروزیها و موفقیتهای دیگران بكشاند اما در واقع چشم و همچشمی در امور معنوی شاید یك جهش مثبت در زندگی انسانها به وجود آورد، مثلارقابت در كسب تحصیلات عالیه خود امری است كه میتواند منجر به رشد و ترقی افراد شود.
در واقع میتوان گفت، شاید اگر به چشم و همچشمی با دید مثبت نگاه كنیم و جنبههای منفی آن را دور بیندازیم خواهیم دید كه این مقوله میتواند موتور محرك برای حركت انسان و ایستادگی در مقابل سكون و بیحركتی بسیاری از انسانها باشد.
به هر صورت چشم و همچشمی به عنوان یك پدیده رفتاری و ناهنجاری اخلاقی در رفتارها آشكار میشود و در نتیجه موجب رنجهای بیشماری خواهد شد كه بسیاری از آنان قابل درمان نیست. با وجود این كارشناسان به نتایج و جنبههای مثبت این ویژگی هم اشاره كردهاند.