"تحریریه صراط نیوز * فاطمه رضازاده" || تاریخ سیاسی معاصر امریکا نشان میدهد هر زمان ساکنان کاخ سفید کوشیدهاند برای جبران ورشکستگی سیاسی در داخل، پنجه در پنجه جمهوری اسلامی بیندازند، در باتلاقی فرورفتهاند که پایانش جز تحقیر بینالمللی و سقوط در صندوقهای رأی نبوده است.
سرنوشت مفتضحانه رؤسایجمهور امریکا حاکی از آن است که واشنگتن در مواجهه با اقتدار ایران، همواره از هیبت ادعایی یک ابرقدرت به تعبیر خبرنگار وقت واشنگتنپست، به یک «غول درمانده و بیچاره» فرو غلتیده است؛ واقعیتی تاریخی که چهار دهه پیش طومار جیمی کارتر را در هم پیچید و امروز نیز دونالد ترامپ و جمهوریخواهان را به پرتگاهی مشابه کشاند، هرچند حتی اسطورهسازیهای حزب جمهوریخواه از دوران رونالد ریگان نیز نتوانست از هزینههای سرسامآور تقابل با ایران بگریزد.
در آبان ۱۳۵۸ و پس از خروش دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در تسخیر لانه جاسوسی و به بند کشیدن ۶۶ مأمور امریکایی در واکنش به دههها خباثت واشنگتن و پناه دادن به دیکتاتور مخلوع پهلوی، دستگاه تبلیغاتی کاخ سفید تلاش کرد با حربه «اجماع حول پرچم» موقعیت متزلزل کارتر را ترمیم کند.
نظرسنجیهای مؤسسه گالوپ نشان میداد که محبوبیت کارتر از ۳۲ درصد به ۳۸ درصد و سپس با آزادی برخی گروگانها تا ۵۱ درصد جهش یافت، اما این نمایش فریبکارانه دوامی نیاورد. با فرسایشی شدن ماجرا و برملا شدن بیعرضگی دولتمردان امریکایی، ماسک اقتدار واشنگتن فرو ریخت. ضربه شست امدادهای غیبی در ماجرای شکست حقارتبار عملیات پنجه عقاب در صحرای طبس، آخرین میخ را بر تابوت سیاسی کارتر کوبید، تا جایی که طبق نظرسنجی مجله تایم، بیش از ۶۳ درصد جامعه امریکا مدیریت مفتضحانه کارتر را ضربه مهلک به آبروی واشنگتن خواندند و رضایت از او در ژوئن ۱۹۸۰ به مرز سقوط آزاد ۳۱ درصد و خشم عمومی ۵۸ درصدی رسید.
سرانجام در نوامبر ۱۹۸۰، پاسخ تحقیر امریکا توسط ایران پای صندوقهای رأی به کارتر داده شد؛ او با ثبت عملکردی اسفبار، ۴۱ درصد در برابر ۵۱ درصد، بازی را به رونالد ریگان باخت و حتی ۱۳ درصد از رأیدهندگان صراحتاً ناکامی در پرونده ایران را دلیل کنار زدن او اعلام کردند؛ زلزلهای سیاسی که نهتنها کارتر، بلکه کل اردوگاه دموکراتها را برای سه دوره پیاپی تا سال ۱۹۹۲ از اریکه قدرت کاخ سفید دور نگه داشت تا هزینه سنگین هماوردی با ایران برای دههها در حافظه سیاسی واشنگتن ثبت شود.
البته میراث شوم مواجهه با ایران، دامن دولتهای بعدی جمهوریخواه را نیز رها نکرد؛ چنانکه رونالد ریگانِ مدعی نیز در دوران ریاستجمهوریاش با باتلاق رسوایی «ایران-کنترا» و تقابلهای خونین دریایی در خلیج فارس، دستوپنجه نرم کرد؛ ماجرایی که در آن کاخ سفید مجبور شد با خفت تمام دست به دامان مذاکره پنهانی و باجدهی تسلیحاتی به تهران شود و هیمنهاش در برابر اراده جمهوری اسلامی شکست و رسوایی بزرگ سیاسی را برای دولتمردان وقت امریکا به ارمغان آورد.
اینک پس از چند دهه، قمارباز دیگری در کاخ سفید همان سناریوی سوخته را بازتولید کرده است. ترامپ که با خوی تجاوزکاری و محاسبات غلط، تنش با ایران را به فاز تقابل و تحمیل هزینههای سنگین کشاند، درست همان بنبست تاریخی کارتر را برای حزب خود رقم زده است.
دادههای متقن رویترز و ایپسوس نشان میدهد رضایت از کارنامه ترامپ به ۳۱ و ۳۲ درصد، یعنی کف تاریخی دوران او سقوط کرده و ۶۸ درصد امریکاییها از عملکرد اقتصادی ویرانشده دولت او به ستوه آمدهاند.
بهای این حماقت سیاسی، مستقیم به پای اردوگاه جمهوری خواهان نوشته شد و شکست سنگین این حزب در آوردگاه انتخابات میاندورهای را رقم زد. همانطور که شکاف بیسابقه ۱۲ درصدی به سود دموکراتها در ترجیحات حزبی رویترز و هشدار صریح تحلیلگرانی چون جسیکا تیلور نشان میداد، درگیری پرهزینه با تهران به پاشنه آشیل فیلهای جمهوریخواه بدل شد؛ تداوم تقابل با ایران و جهش سرسامآور قیمت حاملهای انرژی، پایگاه رأی جمهوریخواهان را در سراسر کشور متلاشی کرد و موج سنگین نارضایتی از این ماجراجویی کور، در نهایت به شکست تحقیرآمیز حزب ترامپ در صندوقهای رأی و از دست رفتن موازنه قدرت و اکثریت آنها در کنگره انجامید.
طبق اعلام فاکسنیوز، بیش از ۷۴ درصد رأیدهندگان آمریکایی اعلام کردند که جنگ ایران عاملی مهم و تاثیرگذار در انتخاب روز گذشته آنها بوده و تنها ۲۶ درصد معتقدند جنگ ایران فاکتور مهمی در رای آنها نبوده است.
این سیر تاریخی آشکار میسازد که فرمول تقابل با ایران برای ساکنان کاخ سفید همواره نتیجهای معکوس به بار آورده است؛ چماقی که کارتر برای نجات خود بلند کرد بر سر حزبش فرود آمد و گرداب تکراری تقابل با ملت مقتدر ایران، بار دیگر حزب حاکم جمهوریخواه را به تاوان جنون ترامپ، به نقطه شکست قطعی و رسوایی سیاسی رساند.
کوتاه سخن اینکه، سرنوشت محتوم مستکبرانی که در برابر این ملت الهی صفآرایی کردهاند، مصداق بارز کلام ماندگار رهبر شهید انقلاب است که با اشاره به سرنوشت فرعون، نمرود و پادشاهان پهلوی فرمودند: «ترامپ هم مثل فرعون و نمرود سرنگون خواهد شد.»