۰۷ آبان ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۳
روایت یک جنایت دردناک در شهرک اکباتان؛

چهار سال از شهادت آرمان عزیز گذشت اما قاتلان هنوز نفس می‌کشند!

آرمان علی وردی
چهارم آبان ۱۴۰۱، شهرک اکباتان تهران شاهد حادثه‌ای دردناک بود، گروهی وحشیانه به یک جوان ۲۱ ساله حمله کردند و هر چه که در دست داشتند را روی سر و صورت این جوان کوبیدند.
کد خبر : ۷۵۳۲۲۸

سال بیشتر نداشت؛ جوانی که می‌توانست در دانشگاه مهندسی عمران بخواند، اما راه حوزه علمیه را انتخاب کرد. چهارم آبان ۱۴۰۱، در شهرک اکباتان تهران، ضربات پی‌درپی اغتشاشگران او را از پا درآورد و دو روز بعد، قلبش از تپش ایستاد تا یکی از تلخ‌ترین وقایع آن روز‌ها رقم بخورد.

به گزارش صراط به نقل از فارس، آرمان علی‌وردی متولد ۱۳ تیر ۱۳۸۰ در تهران بود. جوانی که هنوز ۲۲ ساله نشده بود و برای زندگی‌اش مسیری انتخاب کرده بود؛ مسیری که از دانشگاه آغاز شد، اما به حوزه علمیه آیت‌الله مجتهدی تهران رسید.

او در رشته مهندسی عمران دانشگاه پذیرفته شده بود، اما پس از یک سال تحصیل تصمیم گرفت راه دیگری را دنبال کند. علاقه به درس‌های حوزه، او را از دانشگاه به مدرسه علمیه کشاند. هنگام شهادت، در پایه سوم تحصیلات حوزوی بود و در کنار آن، به‌عنوان بسیجی فعالیت می‌کرد.

آرمان ساکن محله شهران تهران بود؛ شاید آن روز، وقتی از خانه بیرون رفت، خانواده‌اش تصور نمی‌کردند که دیگر قرار نیست او را سالم و سرحال در آستانه خانه ببینند.

چهار سال از شهادت آرمان عزیز گذشت اما قاتلان هنوز نفس می‌کشند!

آنچه در روز حادثه بر آرمان گذشت

آنچه چهارم آبان ۱۴۰۱، شهرک اکباتان بر آرمان گذشت، بسیار دردناک و عجیب بود. خیابان شلوغ بود و ناآرام، یک گروه وحشیانه هر چیزی سر راهشان بود را به آتش می‌کشیدند و تخریب می‌کردند، صحنه‌های وحشتناکی در حال رقم خوردن بود و درست وسط این جریان آرمان گرفتار این گروه شد؛ وقتی چشمان آنها به آرمان افتاد به جانش افتادند، ابتدا با ضرب‌وشتم شدید و فحاشی آغاز شد، شدت ضربات به حدی بود که آرمان غرق در خون شد.

آرمان که به‌شدت مجروح شده بود، از آن محل دور شد و به سمت خیابان اصلی رفت؛ مسیری که او را به گروه دیگری از اغتشاشگران رساند. مهاجمان با دیدن وضعیت آرمان متوجه شدند که با یک بسیجی مجروح روبه‌رو هستند.

اینجا داستان شهادت آرمان تلخ‌تر شد؛ مهاجمان به پیکر نیمه‌جان او هم رحم نکردند. ضرب‌وشتم دوباره آغاز شد و افراد حاضر با استفاده از وسایلی از جمله سنگ و چاقو و میله فلزی به او حمله کردند.

یکی از افراد حاضر، در حالی که از آرمان فیلم می‌گرفت، از او می‌خواست به مقدساتش توهین کند.

اما آرمان سکوت کرد...

این صحنه از تلخ‌ترین لحظات حادثه بود؛ جوانی مجروح که حتی در آن وضعیت نیز حاضر نشد خواسته تحقیرآمیز مهاجمان را بپذیرد.

ضرب‌وشتم آن‌قدر ادامه یافت تا آرمان غرق در خون بیهوش شد. به روایت دوست او، پس از بیهوشی نیز برخی از مهاجمان به رفتار‌های تحقیرآمیز ادامه دادند و از صحنه فیلم‌برداری کردند.

ضاربان وقتی دیدند آرمان در خون شناور شده و جانی در بدن ندارد، او را کنار خیابان رها کردند.

پس از دور شدن مهاجمان از محل حادثه، یکی از کارگران افغانستانی ساختمان‌های اطراف به آرمان نزدیک شد، زیر سر او بالش گذاشت و پتو روی بدنش انداخت. در آن شرایط، انتقال سریع او به مرکز درمانی نیز با دشواری روبه‌رو بود.

سرانجام آرمان به بیمارستان منتقل شد.

وضعیت او وخیم بود؛ سطح هوشیاری‌اش بسیار پایین آمده و صورتش بر اثر جراحات ورم کرده بود. آرمان مدتی در حالت کما ماند و سرانجام به شهادت رسید.

چند ساعتی گذشت تا پیکر نیمه‌جان او پیدا شد.

جوانی که تا پیش از آن برای درس خواندن و زندگی کردن برنامه داشت، حالا به‌شدت مجروح و غرق در خون بود. او را به بیمارستان بقیةالله (عج) منتقل کردند؛ اما شدت جراحات و خون‌ریزی، فرصتی برای بازگشت باقی نگذاشت.

روح آرمان دو روز پس از حادثه، جمعه ششم آبان، به آسمان پر کشید.

شهادت آرمان اگرچه پایان زندگی زمینی یک جوان بود، اما برای خانواده‌اش آغاز روز‌هایی شد که دیگر هیچ چیز نمی‌توانست جای خالی فرزندشان را پر کند.

آرمان به خانه بازنگشت...

برای خانواده آرمان، دیگر خبری از بازگشت فرزندشان نبود؛ برای دوستانش، جای خالی طلبه‌ای باقی مانده بود که هنوز فرصت زیادی برای زندگی داشت، اما این فرصت را از او دریغ کردند.

آرمان علی‌وردی می‌توانست سال‌های بیشتری زندگی کند؛ درس بخواند، در حوزه پیشرفت کند، شغلی داشته باشد و در کنار خانواده‌اش روز‌های دیگری را تجربه کند. اما زندگی او در ۲۱ سالگی، پس از حادثه‌ای خشونت‌بار، به پایان رسید.

ضاربان دستگیر شدند...

پس از شهادت آرمان، پلیس با انجام تحقیقات ۵ نفر از عوامل اصلی این جنایت هولناک را دستگیر کرد، در میان این ۵ نفر که هیچکدام اهل شهرک اکباتان نبودند، یکی فردی بود که چاقو به‌دست داشت، دیگری کسی بود که با سنگ به شهید ضربه زده بود، نفر سوم شهید را مورد ضرب و شتم قرار داده و ۲ نفر دیگر نقش فیلمبردار و انتشار آن را در فضای مجازی به‌عهده داشتند.

مطالبه عموی برای برخورد قاطع با عوامل ناامنی

شهادت آرمان علی‌وردی بسیار دردناک بود و امروز مردم خواهان برخورد قاطع و بدون مماشات با قاتلان این شهید و تمام کسانی هستند که کشور را ناامن کردند. جامعه انتظار دارد که امنیت عمومی، حرمت انسان‌ها و حقوق شهروندان با جدیت محافظت شود و هیچ فرد یا گروهی نتواند چنین رفتار وحشیانه و خشونت‌آمیزی را با دیگران انجام دهد.

مردم می‌خواهند با کسانی که به جان و امنیت دیگران تعرض می‌کنند، برخوردی متناسب، قاطع و بازدارنده صورت گیرد، زیرا اگر با رفتار‌های خشونت‌آمیز و اقدامات تهدیدکننده امنیت عمومی برخورد مؤثری انجام نشود، در آینده نیز احتمال تکرار چنین رفتار‌هایی وجود خواهد داشت و اغتشاشگران و عناصر وابسته به دشمن جسورتر خواهند شد.

نقش رسانه‌های معاند فراموش نشود

سردار رحیمی رئیس پلیس وقت تهران تأکید می‌کند که شهادت آرمان یک جنایت بزرگ و فجیع بود و عاملان این جنایت که فریب خورده دشمن هستند نیز تحت‌تأثیر احساسات و ناآگاهی، این شهید مظلوم را به شهادت رساندند.

ضاربان نیز در مصاحبه‌هایی که بعد از دستگیری داشتند اعتراف کردند که فریب رسانه‌های معاند را خوردند.

مسلما نقش رسانه‌های معاند و ضدایرانی در حوادث سال‌های گذشته را نمی‌توان نادیده گرفت؛ رسانه‌هایی که با انتشار اخبار جهت‌دار، روایت‌سازی هدفمند و فضاسازی هیجانی، به تشدید التهاب در جامعه دامن زدند. در چنین شرایطی، مرز میان اعتراض و خشونت، واقعیت و خبرسازی و مطالبه‌گری و آشوب، زیر سایه روایت‌های یک‌سویه و جهت‌دار کمرنگ می‌شود.

در جریان اغتشاشات سال ۱۴۰۱ نیز بخشی از این رسانه‌ها با انتشار اخبار تأییدنشده، برجسته‌سازی گزینشی رویداد‌ها و ارائه روایت‌هایی یک‌طرفه، فضای افکار عمومی را تحت تأثیر قرار دادند. نتیجه چنین فضاسازی‌هایی، دشوارتر شدن تشخیص واقعیت برای مخاطبانی بود که اخبار حوادث را عمدتاً از همین منابع دنبال می‌کردند.

این نقش‌آفرینی صرفاً به انتشار خبر محدود نماند. در برخی موارد، محتوای منتشرشده در رسانه‌ها و بستر‌های وابسته به جریان‌های ضدایرانی، به تشدید فضای تقابل و تحریک احساسات مخاطبان کمک کرد. همچنین، انتشار تصاویر خشونت‌آمیز، بازنمایی قهرمانانه اقدامات غیرقانونی و تلاش برای مشروعیت‌بخشی به رفتار‌های خشن، زمینه عادی‌سازی خشونت و تکرار آن را فراهم کرد.

این موضوع ضرورت بررسی دقیق‌تر ارتباط میان روایت‌های رسانه‌ای و تحولات میدانی را برجسته می‌کند. به‌ویژه هرجا که محتوایی با هدف آموزش، تشویق یا توجیه اقدامات خشونت‌آمیز منتشر می‌شود، باید میان اطلاع‌رسانی، تحریک به خشونت و عملیات روانی تمایز قائل شد و با مستندات روشن به بررسی آن پرداخت.