بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی روز یکشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۵، در جریان جلسهای با خبرنگاران، نقشهای از آرایش ائتلافها و معادلات منطقهای غرب آسیا را به نمایش گذاشت و همزمان، دکترین جدید امنیت ملی رژیم صهیونیستی را تشریح کرد.این نقشه، منطقه را به سه محور اصلی تقسیم میکرد: ائتلاف موسوم به «الماس سنی» با محوریت ترکیه، مصر، عربستان و پاکستان؛ محور مقاومت به رهبری ایران و ائتلاف رژیم صهیونیستی، امارات و آذربایجان.نقشهای که بنیامین نتانیاهو از خاورمیانه ترسیم کرده، صرفاً یک تقسیمبندی جغرافیایی نیست؛ بلکه تصویری از نظم سیاسی و امنیتی مطلوب رژیم صهیونیستی، در منطقه است.
به گزارش صراط به نقل از فارس ، در این نقشه، امارات در جایگاه یکی از مهمترین متحدان رژیم صهیونیستی، تحت عنوان «اسرائیل خلیج فارس» قرار گرفته است. این مسئله نشان میدهد که ارتباط رژیم صهیونیستی و امارات فراتر از یک شریک منطقهای بوده و امارات را به یک کشور صهیونیست در دل کشورهای اسلامی تبدیل کرده است.
تغییر جایگاه امارات پس از امضای توافق عادی سازی روابط با اسرائیل
امارات در سال ۱۹۷۱، پس از پایان ترتیبات تحتالحمایگی انگلیس، از اتحاد هفت امیرنشین ابوظبی، دبی، شارجه، عجمان، امالقیوین، رأسالخیمه و فجیره شکل گرفت. این کشور در دهههای بعد، با اتکا به درآمدهای نفتی، تجارت بینالمللی، سرمایهگذاری خارجی و توسعه زیرساختهای مالی و اقتصادی، به یکی از مراکز مهم اقتصادی منطقه تبدیل شد. با این حال، گسترش روابط امارات با آمریکا و رژیم صهیونیستی، بهویژه پس از توافق عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی، در سال ۲۰۲۰، جایگاه سیاسی و امنیتی این کشور را در معادلات غرب آسیا تغییر داده است. همکاریهای اقتصادی، فناوری، اطلاعاتی و امنیتی میان ابوظبی و تلآویو، این پرسش را تقویت میکند که آیا سیاست خارجی امارات صرفاً بر مبنای منافع ملی این کشور تنظیم میشود یا بخشی از راهبرد گستردهتر آمریکا و رژیم صهیونیستی برای بازآرایی موازنه قدرت در منطقه است؟براین اساس لایه دیگر از بازیگری امارات به عنوان «اسرائیل دوم» نقش آن بهعنوان یکی از مهمترین مراکز پولشویی کارتلهای بینالمللی و تراستیهای صهیونیستی در اقتصاد جهانی است. امارات با ایجاد یک نظام مالی مبتنی بر مالیات پایین، محرمانگی اطلاعات و سهولت ثبت شرکتهای صوری، به مرکزی برای کارتلهای صهیونیست در منطقه تبدیل شده است.
دبی پایگاه اصلی شبکه های پولشویی
گزارشهای بینالمللی نشان میدهد که دبی به پایگاه اصلی شبکههای پولشویی مرتبط با کارتلهای اقتصادی تبدیل شده و شرکتهای صوری در این امیرنشین، پوششی برای انتقال داراییهای نامشروع و پنهانسازی مالکیت واقعی فراهم میکنند. در این میان، جزایر فراساحلی و مناطق آزاد تجاری امارات، بهویژه در دبی، به مکانی برای فعالیت تراستیها و شبکههای مالی صهیونیستی تبدیل شدهاند؛ ساختاری که به کارتلها و سرمایهداران بینالمللی اجازه میدهد ثروت غارتشده از کشورهای اسلامی و جهان سوم را در آن پنهان کرده و در عین حال، از نظارت و پاسخگویی فرار کنند. این نظام مالی، در واقع بازوی اقتصادی همان پروژهای است که نتانیاهو در نقشه خود آن را «اتحاد ششضلعی» مینامد. پروژهای که هدف آن نه تنها عادیسازی سیاسی، بلکه ادغام اقتصاد منطقه در شبکههای سرمایهداری جهانی تحت هژمونی صهیونیسم و غرب است.در چنین ساختاری، امارات بخشی از شبکه قدرت اقتصاد سیاسی غرب با محوریت آمریکا و صهیونیسم برای مداخله در غرب آسیا و آفریقا و کنترل کشورهای اسلامی است. همچنین امارات «اسرائیل دوم» در غرب آسیا است و با آن، نه به عنوان یک کشور اسلامی بلکه به عنوان امتداد جبهه دشمن صهیونیستی در منطقه برخورد کرد. بنابراین، در شرایط کنونی منطقه و جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، ضرورت دارد نحوه مواجهه و پاسخ به اقدامات خصمانه امارات همانند پاسخ ایران به آمریکا و رژیم صهیونیستی باشد.