به گزارش صراط به نقل از خراسان، ایران فرصت دارد تا به انجام حملات پیش دستانه روی بیاورد و یک دوره جنگ پرفشار را قبل از پایان انتخابات میاندورهای به ترامپ تحمیل کند.
اگرچه هر دو طرف [ایران و آمریکا]شاید به دلایلی به رسیدن به یک توافق کوتاه مدت متمایل باشند، اما موضوع هستهای همچنان عامل اصلی اختلاف است.
آمریکاییها نمیخواهند به توافقی بدون بندهای هستهای برگردند و ایران نیز به هیچ وجه در این مرحله درباره هستهای گفتوگو نخواهد کرد.
در واقع اختلاف بر سر هستهای میتواند به عاملی برای به نتیجه نرسیدن مذاکرات ختم شود و در چنین شرایطی برخی معتقدند ایران فرصت استفاده از نقشه دومش را خواهد داشت تا به انجام حملات پیش دستانه روی بیاورد و یک دوره جنگ پرفشار را قبل از پایان انتخابات میاندورهای به ترامپ تحمیل کند.
این رویکرد برای ایران دو حسن خواهد داشت: اول این که ابتکار عمل را از دشمن میگیرد و اجازه تکمیل اطلاعات و لجستیک را به دشمن نمیدهد.
دوم این که شدت گرفتن جنگ باعث افزایش شیب قیمتی انرژی میشود و همراه با شکست و تحقیر مجدد آمریکایی ها، اثرات جبران ناپذیر و شدیدی را متوجه نتیجه انتخابات آمریکا خواهد کرد.
متن کامل این یادداشت را میتوانید در ادامه بخوانید.
عراقچی به تازگی در مصاحبهای با شبکه آمریکایی ان بی سی، درباره پاسخ طرف آمریکایی به شروط ایران گفت: «اگرچه از ترامپ شنیدهایم که این توافق را رد کرده است، ما همچنان منتظر پاسخ رسمی از طریق میانجیها هستیم.» این پاسخ که شاید در وهله اول تاحدودی عجیب به نظر برسد، گویا مبتنی بر این اصل بوده که طرف ایرانی اصلا مصاحبهها و اظهارنظرهای ترامپ را به جایی حساب نمیکند و نظام، تعامل با آمریکاییها را صرفا بر اساس پاسخ مکتوب و رسمی آنها که از طریق واسطهها به ایران اعلام میشود، انجام میدهد.
در همین زمینه آکسیوس مدعی شد که ترامپ پس از رد پیشنهادهای ایران، در مصاحبه با این رسانه گفته است: «پیش بینی میکنم که (این هفته) مذاکرات بیشتری با ایران انجام شود. آنها میخواهند به یک توافقی دست یابند که مدنظر من نیست. شاید ما یک سال پیش با این توافق موافقت میکردیم.»
در همین زمینه، رویترز نیز مدعی شد که عراقچی و میانجیها برای از سرگیری مذاکرات در نیویورک میمانند و گفتوگوها بر نسخه اصلاحشده پیشنهاد اخیر ایران متمرکز خواهد بود. این اخبار یعنی در واقع ترامپ به رغم لفاظیهای اخیرش مجبور شده تا مذاکره بر سر شروط ایران را بپذیرد.
اما هدف ایران و آمریکا از ورود دوباره به مذاکرات چیست؟
۱ ـ ایران به دنبال پنجره تنفس
تجربه تفاهم اسلام آباد به ایران نشان داد که میتواند در میز مذاکره دستاوردهای میدانی مقاومت خود را نقد کند و حتی در یک بازه زمانی کوتاه هم که باشد، از آنها سود هم ببرد.
از طرف دیگر، گویا طرف ایرانی راههایی پیدا کرده تا این بار برخلاف دفعه قبلی حتی پولهای بلوکه شده ایران را هم مجددا نقد کند؛ موضوعی که به تازگی عضو تیم رسانهای هیئت مذاکراتی ایران نیز بدان اشاره کرد.
سعید آجورلو، در مصاحبه با برنامه تلویزیونی به وقت ایران، مدعی شد: ایران در بحث آزادسازی پولها تغییراتی داده است. موضع مهم بعدی طرف ایرانی، تثبیت تنگه هرمز و امضای یک سند با عمان بر سر کنترل تنگه هرمز و البته با پشتیبانی کشورهای منطقه است.
اما نکته اساسی این جاست که پیش فرض اساسی ایران در تمامی این مراحل توجه به موضوع مذاکره به عنوان یک پنجره محدود و بازهای برای آماده شدن برای یک دور جدید از درگیریهای پرفشار است که گرچه نمیتوان برای آن زمان تعیین کرد، اما احتمال وقوع آن پس از انتخابات کنگره بیشتر است.
۲ ـ آمریکا و راهبرد از این ستون به آن ستون
وضعیت ترامپ در ابعاد سیاسی، اقتصادی و نظامی بسیار وخیمتر از آن چیزی است که او با لفاظی هایش نشان میدهد. حتی دروغ کنترل تنگه که او برای توجیه رد شروط ایران بدان متوسل شد هم ۱۲ ساعت دوام نیاورد.
در مدت کوتاهی ایران دومین زهپاد آمریکایی را در تنگه به دام انداخت و قیمت نفت هم به سیر صعودی خود ادامه داد؛ آن چنان که قالیباف نیز در آخرین توئیت خود این موضوع را دستمایه تحقیر ترامپ قرار داد و تصریح کرد: نگاهِ فریبکاری آمریکا میگوید ایران کنترلی بر تنگه هرمز ندارد، اما بازار یک اضافهبهای (پرمیوم) سنگین روی نفت کشیده است: ۳۵ دلار بالاتر از قبل از تهاجم، و ۵۰ دلار بر اساس قیمتهای نفت فیزیکی.
پس یا بازار احمق است که نفت را با این قیمتهای بالاتر میخرد، یا دستگاه روایتشویی آمریکا دارد سیاهبازی میکند. برای کسانی که حرف آمریکا را باور دارند، یک دستگاه چاپ دلار رایگان در تنگه هرمز گذاشتهاند؛ بفرمایید بروید بردارید!
روزنامه والاستریت ژورنال نیز با اشاره به وخامت وضعیت تسلیحات ارتش آمریکا در گزارشی اذعان کرد که تکاپوی شرکتهای نظامی و پیمانکاران دفاعی برای تولید موشکهای پیشرفته جهت پر کردن زرادخانه خالی آمریکا، هنوز به نتیجه چندان ملموسی منجر نشده است.
از سوی دیگر افزایش قیمت نفت، وضعیت انرژی و به تبع آن وضعیت اقتصاد داخلی آمریکا را به شدت تحت تاثیر قرار داده است؛ موضوعی که عملا به پاشنه آشیل جمهوری خواهان در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره تبدیل شده است.
۳ ـ هستهای عامل اساسی اختلاف
اگرچه هر دوطرف شاید به دلایلی به رسیدن به یک توافق کوتاه مدت متمایل باشند، اما موضوع هستهای همچنان عامل اصلی اختلاف است. آمریکاییها نمیخواهند به توافقی بدون بندهای هستهای برگردند و ایران نیز به هیچ وجه در این مرحله درباره هستهای گفتوگو نخواهد کرد.
در واقع اختلاف بر سر هستهای میتواند به عاملی برای به نتیجه نرسیدن مذاکرات ختم شود و در چنین شرایطی برخی معتقدند ایران فرصت استفاده از نقشه دومش را خواهد داشت تا به انجام حملات پیش دستانه روی بیاورد و یک دوره جنگ پرفشار را قبل از پایان انتخابات میاندورهای به ترامپ تحمیل کند.
این رویکرد برای ایران دو حسن خواهد داشت: اول این که ابتکار عمل را از دشمن میگیرد و اجازه تکمیل اطلاعات و لجستیک را به دشمن نمیدهد. دوم این که شدت گرفتن جنگ باعث افزایش شیب قیمتی انرژی میشود و همراه با شکست و تحقیر مجدد آمریکایی ها، اثرات جبران ناپذیر و شدیدی را متوجه نتیجه انتخابات آمریکا خواهد کرد.