در ماههای اخیر، فشار برخی از چهرهها و جریانهای سیاسی برای تجویز نسخه فقط «مذاکره و توافق» به دولت و نظام افزایش یافته است. از اصطلاح «صلح شرافتمندانه» تا دوقطبیسازیهای موهوم، همچنان سخنان و مواضع این چهرههای سیاسی بر وحدت جامعه ضربه میزند.
به گزارش صراط به نقل از فارس، اما برای ایران که تجربه خروج یکطرفه آمریکا از برجام با پیشینه سالها مذاکرات و همین طور دو بار حمله غافلگیر کننده دشمن به ایران در میان مذاکرات را دارد، بازخوانی بدعهدیهای آمریکا میتواند درس عبرتی برای جریانهایی باشد که همچنان برچرخه مذاکره و توافق اصرار دارند.
میز مذاکرهای که به جنگ 12 روزه ختم شد
در سراسر بهار سال 1403 همه تحولات در مذاکرات بین ایران و آمریکا در مسقط و رم روی میز خوشبینی چیده شده بود. زمانی که دولت دوم ترامپ با شعار تغییر رویکردهای گذشته روی کار آمد و چهرههای جدیدی مانند استیو ویتکاف را مسئول مذاکره با ایران کرد، رسانههای عموما اصلاحطلب از فضای مثبت مذاکراتی مینوشتند که سه دور آن در مقسط و دو دور هم در رم برگزار شد.
آن روزها قرار بود یک تجربه دیگر در تاریخ معاصر ایران و خصوصا آن بخش از تاریخ که در تعامل و ارتباط با طرفهای غربی و خصوصا آمریکا میگذشت، تکرار شود.چند سال قبل، برجام که ماحصل سالها مذاکره بود با خروج ترامپ تبدیل به یک تجربه تلخ شد، اما همان نسخه تکراری فقط «مذاکره و توافق» که در هر شرایطی سعی میکند دولتها و دستگاه سیاست خارجی را به سمت مذاکره با غرب هل بدهد، از برجام درس نگرفت و روی سلسله مذاکرات ایران و آمریکا در مسقط و رم بیش از حد خوشبینی نشان داد.
نهایتا پس از پنج دور گفتوگو، روز 22 خرداد اعلام شد که زمان نهایی دور ششم مذاکرات تعیین شده است، چند ساعت بعد بامداد بیست و سوم خرداد ناگهان رژیم صهیونیستی به ایران حمله کرد تا ترامپ در اولین واکنش به این تجاوز نظامی بگوید: «از اسرائیل در هر شرایطی حمایت میکنیم»
مذاکرات ژنو و آغاز جنگ رمضان
تنها 10 روز پس از جنگ تحمیلی 12 روزه بود که اسماعیل بقایی سخنگوی وزارت خارجه در پاسخ به سوالی پیرامون احتمال شروع دوباره مذاکرات با آمریکا گفت: «در حال حاضر افکار عمومی آنقدر خشمگین است که هیچ کس حتی جرأت صحبت درباره مذاکره و دیپلماسی را ندارد.»اما چند روز بعد روزنامه آرمان ملی با تیتر «کسی مخالف مذاکره نیست» که نقل قولی از مهدی هاشمی بود، نشان داد که برخی از چهرههای سیاسی نه تنها جرات طرح مذاکره را دارند که برای آغاز آن قصد وارد کردن فشار دیگری به دولت و نظام را دارند.
اندکی بعد نیز محمد جواد ظریف، با توجه به غیر مستقیم بودن مذاکرات قبل از جنگ 12 روزه با آمریکا، اینبار پیشنهاد داد که باید به مذاکره مستقیم با آمریکا بپردازیم تا مفید واقع شود!
وزیرخارجه دولت روحانی در گفتوگو با النهار لبنان گفته بود: «مذاکره واقعی یعنی از زندان گذشته بیرون آمدن و از همه امکانها و ظرفیتهای قدرت ملی استفاده کردن.»چند ماه بعد به قول ظریف، ایران از «زندان گذشته» بیرون آمد و در بهمن و اسفند سال 404 دور دیگری از مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو برگزار شد.
در حالی که اینبار ناوهواپیمابر آبراهام لینکلن در راس یک ناو گروه نظامی، به سمت آبهای منطقه در حرکت بود.اینبار نیز درست در زمانی که ترامپ گفته بود: «ترجیح من دیپلماسی است» آمریکا و اسرائیل سه روز پس از ایراد سخنرانی او در کنگره، به ایران تجاوز نظامی کردند.
سومین بدعهدی پس از جنگ رمضان
پس از تفاهم نامه اسلام آباد و در حالی که قرار بود کنترل عبور و مرور تنگه هرمز تحت نظارت ایران باشد، آمریکا سعی کرد تا از مسیر عمان، کشتیهایی را عبور دهد. همزمان اسرائیل بارها آتشبس در لبنان را نقض کرد و توافق برسر مسائل اقتصادی نیز آن طور که باید اجرا نمیشد.با عهدشکنی آمریکا، توافق به خودی خود بیاثر شده بود.
اما وقتی که تنشها پیرامون تنگه هرمز بالا گرفت، چهرههای سیاسی عموما اصلاحطلب تمام کاسه و کوزهها را برسر کسانی شکستند که از نظر آنها «طرفدار جنگ» بودند.
حتی محمد خاتمی در این خصوص گفته بود: «من به حکم انصاف طرفداران جنگ را همدل با اسرائیل نمیدانم، ولی همان حرفی را میگویند که اسرائیل میرود و میگوید.»
اکنون که آمریکا از تفاهمنامه اسلام آباد خارج شده و دود آتش آن را در اقتصاد این کشور استشمام میکند، فشار برخی از جریانها برای فقط «مذاکره و توافق» میتواند کمک به دولت ترامپ باشد تا برای بلوف «یا تسلیم یا نابودی ایران» همنوایانی در داخل ایران بیابد.