زمانی که ترامپ تازه از برجام خارج شده بود، برخی از چهرهها و جریانهای سیاسی دلایل بسیار ساده لوحانهای را برای این عهدشکنی مسلم دولت آمریکا مطرح میساختند.
به گزارش صراط به نقل از فارس، تیتر «موشک پرانی سپاه» در آن دوران، شاه بیت مطالب رسانههای طیف اصلاح طلب شده بود که سعی داشتند رابطهای مستقیم بین آزمایش موشکی سپاه با خروج ترامپ از برجام برقرار کنند.
موضوعی که حتی خود ترامپ نیز علی رغم پرحرفیهایش حتی یکبار به آن (به عنوان دلیل خروج از برجام) اشاره نکرده بود.در همان زمان یکی چهرههای سیاسی نزدیک به جریان اصلاح طلب گفته بود: «مسئول وضعیت جاری کشور آنهایی هستند که با هوا کردن موشک تلاش کردند برجام اجرا نشود که البته به هدفشان هم رسیدند.»
مانور بیخودی روی موشکهای خودی
تجربه سالهای بعد نشان داد که چطور مانور به ظاهر ساده لوحانه روی تاثیر آزمایش موشکی سپاه در برجام، باعث توجیه بدعهدی آمریکا در این خصوص شد.
حرکتی که زمینهسازی آن پیش از خروج ترامپ از برجام، در بالاترین سطح دولت روحانی صورت گرفته بود. چنانچه حسن روحانی در سال ۹۶ در مناظرههای انتخاباتی برای دور دوم ریاست جمهوری خود، گفته بود: «روی موشک شعار نوشتند تا برجام را برهم بزنند.»
ظریف هم بعدها با چنین استدلالی گفته بود: «ما نمیگفتیم موشک نسازید، اما آن شعاری را که روی موشک نوشته بودند، نمیدانیم با چه کسی هماهنگ کرده بودند».
شعار مورد نظر ظریف که ظاهرا باید با آنها هماهنگ میشد، یک شعار ساختاری در نظام اسلامی است که سالهاست مطرح میشود؛ «مرگ براسرائیل» و ضدیت با این غده سرطانی که در اولین سخنرانیهای حضرت امام در شروع نهضت اسلامی مطرح شده بود، موضوع تازهای نبود که نوشتن آن روی موشک چنین هیاهویی را از سوی برخی اصلاح طلبان ایجاد کند.
بازی روی واژهها برای عوام فریبی
در واقع بحث نه تنها روی موشک نبود، بلکه تمرین زمینه سازی برای تقلیل مسائل پیچیده به مباحث کوچه و بازاری بود تا در وقت بزنگاه، علاوه بر لاپوشانی ناکامی اصلاح طلبان در موضوعاتی چون برجام، راه را برای استراتژی تکراری «مذاکره و توافق به هرقیمتی» باز کند.
وقتی روحانی در سال 96 «موشک پرانی» را مقابل برجام گذاشت، در واقع داشت زمینههای لازم برای توجیه احتمال خروج آمریکا از برجام و توجیه این بدعهدی برای دیگر مناسبات سیاسی و همچنین مذاکرات آتی را فراهم کند.
چنانچه در سالهای قبل از برجام نیز هرگاه مذاکرات به بن بست میخورد، اولین و آخرین مقصر آن «تندروهایی» بودند که بیش از موشکها روی آنها مانور داده میشد.
نهایتا با خروج ترامپ از برجام به جای آنکه ریشههای این بدعهدی از سوی دشمن به خوبی برای مردم تبیین شود، با تکرار اصطلاحاتی چون «موشک پرانی»، «کاسبان تحریم» و...اجازه ندادند تا این تجربه تلخ به یک تجربه ماندگار در مواجهه با آمریکا و محور غرب تبدیل شود.
از صلح شرافتمندانه تا رفراندوم وسط جنگ
در روزهای گذشته که دوباره دوگانهسازیهای موهوم بر سر مسائلی چون مذاکره یا جنگ بالا گرفته است. باز هم ساده انگاری مسائل پیچیده سیاسی از سوی برخی از چهرههای سیاسی به گونهای دنبال میشود تا با کوچه و بازاری کردن این مباحث، افکار عمومی را با خود همراه سازند.
بازی روی اصطلاحات به ظاهر زیبا چون «صلح شرافتمندانه» یکی از این سادهانگاریها است که از سوی محمد خاتمی، رئیس دولت اصلاحات مطرح شده است. بدون آنکه به ریشهیابی این جنگ تحمیل شده و همچنین شرایط پیچیده حاکم بر منطقه درپی تجاوز نظامی دشمن پرداخته باشد.
یا از عجیبتر از همه، سخنان حسن روحانی است که پیشنهاد رفراندوم وسط جنگ را مطرح میسازد. گویی این ایران بوده که ابتدا تصمیم به حمله به منافع آمریکا در منطقه گرفته و اکنون باید از مردم پرسیده شود آیا خواستار تداوم این حملات هستند یا نه؟
روحانی گفته بود: «بگوییم مردم! قرار ما این است که با قدرتهای بزرگ جهانی ۲۰ سال دیگر بجنگیم، اگر مردم گفتند ما قبول داریم خیلی هم خوب است، برویم ادامه بدهیم، اما اگر مردم نپذیرفتند و راه دیگری را نشان ما دادند آیا ما نمیخواهیم بپذیریم؟»
در واقع روند رسیدن به طرح عجیب «رفراندوم وسط یک جنگ تحمیل شده» کاهش سطح مسائل پیچیده سیاسی به مباحث کوچه و بازاری است که با چند حربه و اصطلاح نخنما شده، چشم برروی تمام بدعهدیهای دشمن بسته و اکنون پس از دو بار حمله نظامی آمریکا وسط مذاکرات، همچنان بردوگانه موهوم یا مذاکره یا جنگ میدمد بدون آنکه از گذشته درس بگیرد.