۳۰ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۵:۴۶
قالی باف بدون اشاره به شکست مسیر طی‌شده در اسلام‌آباد مدعی شد: «رویکرد منتقدان، کشور را به سمت فرسایش و جنگ بی‌پایان می‌برد!»؛

اصرار بر خطای مذاکراتی

قالی باف
در شرایط اسقاط تفاهم‌نامه میان رئیس‌جمهور ایران و آمریکا و در شرایطی که معاون و وزیر امور خارجه و عضو هیئت مذاکره‌کننده اذعان داشته که تمامی بندهای این تفاهم از سوی آمریکا دچار فروپاشی شده، محمدباقر قالیباف همچنان بر مسیر طی‌شده اصرار دارد.
کد خبر : ۷۴۹۴۴۸

به گزارش صراط به نقل از نوبنیاد، در شرایط اسقاط تفاهم‌نامه میان رئیس‌جمهور ایران و آمریکا و در شرایطی که معاون و وزیر امور خارجه و عضو هیئت مذاکره‌کننده اذعان داشته که تمامی بندهای این تفاهم از سوی آمریکا دچار فروپاشی شده، محمدباقر قالیباف همچنان بر مسیر طی‌شده اصرار دارد. او در سخنان روز گذشته خود در نطق پیش از دستور، بدون اشاره به شکست مسیر طی‌شده توسط او و پزشکیان، منتقدان مذاکره با آمریکا را مورد انتقاد قرار داد و مدعی شد نخستین خطا نگاهی است که از جنگ سخن می‌گوید اما هیچ افق و سازوکاری برای پایان مقتدرانه آن ندارد؛ این نگاه با نفی هرگونه تعامل و دیپلماسی بدون محاسبه مقدورات، عملاً کشور را به سمت فرسایش و جنگ بی‌پایان می‌برد!

قالیباف روز گذشته طی سخنانی که برخی رسانه‌ها آن را به‌عنوان مواضع رئیس تیم مذاکره‌کننده در مذاکرات میناب ۱۶۸ بازتاب دادند، مدعی شد: «متأسفانه در فضای نخبگانی و سیاسی کشور، دو خطای راهبردی وجود دارد که هر دو، واقعیت را ساده‌انگاری می‌کنند.»

وی سپس یک گزاره ادعایی را به منتقدان مذاکره با آمریکا نسبت داد و در نقد آن گفت: «نخستین خطا، نگاهی است که از جنگ سخن می‌گوید، اما هیچ افق و سازوکاری برای پایان مقتدرانه آن ندارد. این نگاه با نفی هرگونه تعامل و دیپلماسی، بدون محاسبه مقدورات، عملاً کشور را به سمت فرسایش و جنگ بی‌پایان می‌برد.»

وی خاطرنشان کرد: «ما معتقدیم دوگانه جنگ یا مذاکره واقعی نیست؛ بلکه هم باید جنگید و هم مذاکره کرد. باید معقول و مقتدرانه جنگید و در زمان مناسب، با اقتدار و عقلانیت مذاکره کرد. یعنی در لحظه لازم، با تمام توان نظامی که داریم، دشمن را عقب زده و به او ضرباتی مهلک وارد کنیم، اما در زمانی که پیروزی میدانی قابل‌توجهی به دست آورده‌ایم و دشمن در ضعف است، با ابزار دیپلماسی این امتیازات را تثبیت کنیم تا اینکه با تحمیل شکست به دشمن و همچنین تقویت مؤلفه‌های قدرت خود، به مرحله بازدارندگی برسیم.»

قالیباف در این سخنان، در حالی گزاره «نفی هرگونه تعامل و دیپلماسی» را به منتقدان نسبت داد که اساساً این ادعا، عینیت و مصداقی در مواضع منتقدان مذاکره با آمریکا و مسیر طی‌شده در تفاهم‌نامه اسلام‌آباد نداشته است.

منتقدان این مسیر، که به اذعان اعضای هیئت مذاکره‌کننده دچار فروپاشی شده و رئیس‌جمهور تروریست آمریکا نیز آن را «یک تکه کاغذ بی‌ارزش» توصیف کرده، بر این باور بودند که مذاکره و تفاهم با آمریکا در نقطه و زمانی انجام گرفت که عملاً آمریکا را از زیر فشار افزایش قیمت انرژی رهانید و بر همین مبنا، مهم‌ترین ابزار ایران در مصاف با این کشور را از دست کشورمان خارج کرد.

نکته جالب توجه، کنایه قالیباف به منتقدان با گزاره «فرسایش و جنگ بی‌پایان» است. این ادعا اتفاقاً توصیف دقیق همان مسیری است که قالیباف در اسلام‌آباد طی کرده و کشور را دچار محاصره دریایی و در ادامه، حملات ممتد و ادامه‌دار به مناطق جنوبی کشور کرده است.

مبنای اصلی انتقاد به تفاهم‌نامه اسلام‌آباد این بود که این تفاهم، نه‌تنها سایه جنگ را از کشور دور نمی‌کند، بلکه بالعکس، فضای جنگی حاکم بر ایران را تداوم خواهد بخشید؛ رویکردی که از نگاه منتقدان، در ادامه محقق شد و کشورمان تا مدت‌ها پس از تفاهم‌نامه و تا همین اواخر، هدف حملات ناجوانمردانه تروریست‌های آمریکایی قرار گرفت.

به نظر می‌رسد در مقطع فعلی، قالیباف باید پاسخگوی روند طی‌شده توسط او و پزشکیان باشد؛ روندی که نه‌تنها جنگ را پایان نداد، بلکه محاصره دریایی و حملات نظامی به بخش‌های قابل‌توجهی از جنوب کشور را نیز به ارمغان آورد.

انتقاد اشتریان از نهادینه‌شدن تنش در پی تفاهم اسلام‌آباد

کیومرث اشتریان، استاد برجسته علوم سیاسی دانشگاه تهران، نوشت: موافقان «یادداشت تفاهم اسلام‌آباد» که به توافق مشهور است، چنین استدلال می‌کنند که امتیازات داده‌شده قانع‌کننده بوده، ایران جنگ را در ابعاد استراتژیک و تاکتیکی برده و ساختار حکمرانی همچنان استوار باقی مانده است. از این منظر، اگر آمریکا پس از توافق بار دیگر جنگ را آغاز کند، ایران چیز مهمی را از دست نداده و به همان نقطه‌ای بازخواهد گشت که پیش از توافق در آن قرار داشت؛ ضمن آنکه توقف جنگ می‌تواند فرصتی برای بازتجهیز نظامی و اقتصادی نیز فراهم کند.

در مقابل، استدلال می‌شود که تجربه نشان داده توافق با آمریکا ناپایدار، فاقد پشتوانه و در عمل به معنای «نهادینه شدن تنش» است؛ وضعیتی که نه جنگ است و نه صلح. بر این اساس، توافقی ناپایدار کمکی به حل مسائل ایران نمی‌کند.

نهادینه شدن تنش، حالتی است که در آن وضعیت خصومت، تحریم، تهدید نظامی، بازدارندگی، فشار اقتصادی و آمادگی امنیتی، از یک وضعیت موقت به نوعی تعادل نسبتاً پایدار تبدیل می‌شود. در چنین شرایطی، تنش نهادینه‌شده به یک «زیست سرگردان سیاسی» بدل می‌شود.