۱۴ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۳:۵۹
از «سند شکست آمریکا» تا پیشروی اسرائیل؛ تفاهم اسلام‌آباد در میدان چه چیزی را ثابت کرد؟

تیر آخر علی‌الطاهر به تابوت تفاهم

عراقچی
ادعای تسلط ارتش رژیم صهیونیستی بر تپه استراتژیک علی‌الطاهر در جنوب لبنان، فقط یک خبر میدانی نیست؛ این رخداد سیلی محکمی به روایت‌هایی است که طی ماه‌های اخیر، تفاهم اسلام‌آباد را عامل توقف جنگ و عقب‌نشینی اسرائیل معرفی می‌کردند. اگر قرار بود امضای ترامپ ماشین جنگی اسرائیل را متوقف کند، امروز چرا اسرائیل در حال پیشروی است؟ اکنون بهتر می‌توان خطا در دستگاه محاسبات مسئولان را بررسی و واکاوی کرد.
کد خبر : ۷۴۸۲۲۱

به گزارش صراط به نقل از نوبنیاد، نتانیاهو روز پنجشنبه مدعی تسلط بر تپه استراتژیک علی‌الطاهر در نزدیکی نبطیه و شمال رود لیتانی شد؛ منطقه‌ای که از مهم‌ترین مواضع حزب‌الله در جنوب لبنان و مقر یگان بدر به شمار می‌رفت. اسرائیل طی هفته‌های اخیر برای تصرف و خنثی کردن این موقعیت، بمباران سنگین و عملیات نظامی گسترده‌ای را دنبال کرده و مقاومت عاشورایی رزمندگان حزب‌الله، پیشروی آن را به تأخیر انداخت.

این واقعیت میدانی، در کنار اظهارات ماه‌های اخیر برخی مسئولان ایرانی، یک تناقض بزرگ را مقابل افکار عمومی قرار می‌دهد. محمدباقر قالیباف، رئیس و مسئول تیم مذاکره‌کننده ایران، از اواخر خرداد تا شهریور ۱۴۰۵ بار‌ها درباره نقش تفاهم اسلام‌آباد در پایان جنگ لبنان سخن گفت. او بند نخست تفاهم را سندی برای پایان جنگ در تمام جبهه‌ها، از جمله لبنان، توقف عملیات نظامی، حفظ حاکمیت ملی لبنان و عقب‌نشینی نیرو‌های اشغالگر دانست. حتی فراتر از این رفت و تفاهم را «سند شکست آمریکا و رژیم صهیونیستی» معرفی کرد. اما شاه‌بیت این تحلیل، جمله‌ای بود که قالیباف اواخر مرداد در نشست با جمعی از فعالان فرهنگی بر زبان آورد: «ترامپ پای جبهه مقاومت و رسمیت جبهه مقاومت را به زبان فارسی امضا کرد.»

ذوق زدگی غرب‌گرایان تا جایی پیش رفته است که چندی قبل سیدعباس موسوی، معاون تشریفات رئیس‌جمهور و سخنگوی پیشین وزارت خارجه نیز در اظهارنظری عجیب، از خوشحال‌کننده بودن امضای ترامپ پای تفاهم سخن گفت. عراقچی نیز در برنامه «ماجرای جنگ» تأکید کرد که حزب‌الله از توافق حمایت کرده و «دیپلماسی دارد به کمک میدان می‌آید.»

این اتفاق‌ها، نشانه‌ای بسیار خطرناک از اختلال در دستگاه محاسباتی است؛ جایی که پس از سال‌ها تجربه بدعهدی آمریکا، همچنان «امضا» به‌عنوان ضمانت تلقی می‌شود و اعتبار یک توافق نه از رفتار و سابقه طرف مقابل، بلکه از امضای رئیس‌جمهور آمریکا استخراج می‌شود. همان منطقی که روزگاری امضای جان کری را پشتوانه برجام می‌دانست و حالا با همان ادبیات، امضای رذل‌ترین رئیس جمهور آمریکا یعنی ترامپ را به‌عنوان برگ برنده تفاهم اسلام‌آباد معرفی می‌کند. بدتر آنکه این نگاه تنها در سخنان قالیباف باقی نماند. احدیان، مشاور سیاسی او، که در زمان برجام نیز گوی دفاع از ظریف و خسارت برجام را از همه ربوده بود، مدعی شد: «اسرائیل قبل از تفاهم‌نامه تا آستانه سقوط علی‌الطاهر رفت، اما با امضای تفاهم‌نامه و فشار دیپلماتیک جلوی سقوط علی‌الطاهر گرفته شد.» حالا اسرائیل دقیقاً به سراغ همان علی‌الطاهر رفته است.

کاغدپاره یا سند پیروزی

ترامپ و روبیو نیز در روز‌های اخیر خود تفاهم اسلام‌آباد را رسما «کاغذپاره» خوانده‌اند. عجیب‌تر آنکه در حالی که امضاکننده، سند را کاغذپاره می‌داند، در تهران از همان امضا به‌عنوان برگ برنده سخن گفته می‌شود.

در همین راستا شاید یکی از مهم‌ترین وجوه اشتراک سه رهبر انقلاب اسلامی یعنی امام خمینی، رهبری شهید و آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای را در مسئله اشتباه در دستگاه محاسباتی مسئولین و خطر آن برای کشور دید. رهبر معظم انقلاب در ۲۷ تیر فرمودند::دشمن تاب‌آوری مردم و ایجاد خطا در دستگاه محاسبات مسئولان را هدف گرفته». شهید آیت الله سید علی خامنه‌ای نیز سال ۱۳۸۷ در تشریح سرنوشت شاه سلطان حسین صفوی اظهار داشتند که «اگر جمهوری اسلامی دچار شاه سلطان حسین‏ها بشود، دچار مدیران و مسئولانی بشود که جرأت و جسارت ندارند؛ در خود احساس قدرت نمیکنند، در مردم خودشان احساس توانائی و قدرت نمیکنند، کار جمهوری اسلامی تمام خواهد بود»؛ و امروز خطرناک‌تر از همه این است که امضای رئیس‌جمهور آمریکا تبدیل به ستون اصلی عالی‌ترین تصمیم سیاسی رئیس جمهور و رئیس مجلس برای مواجهه با جنگ تمام عیار دشمن شده است. آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای نیز در پیام ۲۷ تیر، به مسئولین اعلام داشتند که: «نقض عهد‌های مکرّر شیطان بزرگ نسبت به تفاهم‌نامه امضا شده بین رئیس‌جمهوران ایران و آمریکا بار دیگر این حقیقت را به همگان ثابت کرد که امضای رئیس‌جمهور آمریکا چقدر بی‌ارزش و نامعتبر است» ایشان همچنین تفاهم اسلام آباد را تجربه تاریکی از جنایت و بدعهدی و سند محکم دیگری بر دروغگویی، غیرمنطقی و غیر قابل اعتماد و پلید بودن آمریکا دانستند.

پایان روایت سیاسی غرب‌گرایان از تفاهم

اکنون تفاهم اسلام‌آباد اگر نتوانسته مانع پیشروی اسرائیل شود، آمریکا را به تعهداتش پایبند کند و اگر خود رئیس‌جمهور آمریکا آن را کاغذپاره می‌خواند، اصرار بر حفظ این روایت که «اسلام‌آباد سند شکست آمریکا» بوده، دیگر دفاع از دیپلماسی نیست؛ دفاع از یک برآورد اشتباه است. تاریخ درباره این مسئله تعارف ندارد. در برجام نیز مشکل فقط خود توافق نبود؛ مشکل بزرگ‌تر، شکل‌گیری این تصور بود که با یک امضا می‌توان رفتار دشمن را مهار کرد. نتیجه را همه دیدند. امروز نیز نباید اجازه داد همان خطای محاسباتی با نامی جدید بازتولید شود.

علی‌الطاهر اگر سقوط کرده باشد، فقط یک تپه از دست نرفته است؛ این روایت سیاسی نیز زیر آوار آن دفن شده است که امضای ترامپ می‌تواند جلوی گلوله اسرائیل را بگیرد و اگر این حقیقت ساده دوباره فراموش شود، خطر اصلی نه در جنوب لبنان، بلکه در جایی بسیار نزدیک‌تر خواهد بود.

تکرار تجربه تلخ!

علی‌الطاهر قرار بود به روایت حامیان تفاهم اسلام‌آباد، نماد اثرگذاری «دیپلماسی» بر میدان باشد؛ اما بمب‌های اسرائیلی و پیشروی ارتش اشغالگر، تصویری کاملاً متفاوت ساخته‌اند. حالا در شرایطی که اسرائیل همچنان در جنوب لبنان عملیات می‌کند، عجیب آن است که هنوز عده‌ای از «امضای ترامپ» و دستاورد‌های تفاهم سخن می‌گویند؛ گویی تجربه برجام، اینستکس و بدعهدی‌های آمریکا هیچ‌گاه اتفاق نیفتاده است.