به گزارش صراط به نقل از عصرایرانیان، قرار بود قدرت نرم، چهره دیگری از سیاست خارجی باشد؛ چهرهای انسانی، فرهنگی و اجتماعی که بتواند تصویری از حقایق انسانی، ورای تیترهای خبری مربوط به یک کشور، به جهان ارائه کند. در این میان، حضور همسران و خانواده مقامات سیاسی در برنامههای دیپلماتیک نیز گاهی با همین استدلال توجیه میشود؛ اینکه آنان بخشی از تصویر کشورند و میتوانند در کنار دیپلماسی رسمی، وجهی نرمتر از مناسبات خارجی را نمایندگی کنند.
ایران در سالهای اخیر، زنان دیپلمات در قامت سفیر و سخنگو داشته و دارد که در وزارت امور خارجه مشغول به کار بودهاند. اما چالش پیش روی ما، تفاوت میان «زن دیپلمات» و «زنی است که به واسطه نسبت، یا بهتر بگوییم سرمایه خانوادگی، با یک مقام سیاسی وارد ویترین دیپلماسی میشود».
این روزها، در حالی که گلواژه صحبتهای رئیسجمهور همواره «نشد، نمیتوانیم و نداریم» است، یک سؤال ساده پیش میآید: وقتی قرار است کسی با هزینه عمومی، نماینده تصویری از یک کشور باشد، آیا نباید در برابر جامعهای که هزینه این تصویرسازی را میپردازد نیز پاسخگو باشد؟ آن هم در شرایطی که پس از دو سال ریاضت اقتصادی از سوی دولت و همچنین در پی آثار جنگ تحمیلی اخیر، کشور با فشار اقتصادی و محدودیت منابع عمومی مواجه است.
در همین حال، شاهد آن هستیم که منابع دولتی برای سفرهای خانوادگی رئیسجمهور، حتی با توجیهاتی همچون تقویت قدرت نرم، هزینه میشود؛ اما در ارائه تصویری متناسب با وضعیت واقعی ایران ناکام میماند.
اینجاست که استعاره عرشه تایتانیک معنا پیدا میکند. در حالی که زنان جنوب ایران مشغول شیون برای عروسی خونین شامگاه ۱۰ شهریور ۱۴۰۵ بودند؛ مصیبتی که پیشکش آمریکای مورد علاقه دولتمردان برای مذاکره بود، فردای آن روز، ۱۱ شهریور ۱۴۰۵، زهرا پزشکیان، فاطمه مهاجرانی و آرزو احمدوند، سه زن دوربینی دولت چهاردهم، مشغول سلفی گرفتن در عرشه، یعنی «نمایشگاه خیریه انجمن دیپلماتیک بانوان»، بودند.
گفتیم انجمن دیپلماتیک بانوان؛ انجمنی که همسر عباس عراقچی ریاست آن را بر عهده دارد و معمولاً در کنار وزیر امور خارجه دیده میشود. همانند زهرا پزشکیان که در تمام سفرهای دیپلماتیک و استانی و گاهی جلسات کاری پدر را همراهی میکند.
حال اگر قرار باشد حضور ایشان را بخشی از دیپلماسی عمومی و قدرت نرم کشور بدانیم، باید پرسید مأموریت رسمی آنان چیست؟ چه تخصصی برای ایفای این نقش دارند؟ چه خروجی مشخصی از حضورشان حاصل میشود و اساساً چه نهادی عملکرد آنان را ارزیابی میکند؟
نمیتوان کشور را در شرایط بحرانی دید و از مردم خواست هزینههای مادی و روحی آن را تحمل کنند، اما در ویترین، تصویری بیدغدغه از شکوه و آرامش به نمایش گذاشت. قدرت نرم اگر از رنج جامعه جدا شود، ممکن است تبدیل به نمایش نرم شود.
همدلی و همدردی با مصیبت جنوب ایران و لغو برنامههای جانبی، کمترین انتظار و سادهترین کار برای این زنان بود؛ کاری که متأسفانه در انجام آن شکست خوردند.