به گزارش صراط به نقل از فارس، شبکه آمریکایی CNN در گزارشی از سرنوشت یک زن جوان ایرانی با نام مستعار «نیکا» خبر داده که پس از اخراج از آمریکا، به جمهوری آفریقای مرکزی منتقل شده است؛ کشوری که این زن اکنون بیش از دو ماه است در پایتخت آن، بانگی، زندگی میکند.
این زن ایرانی به CNN گفته است که بخش قابلتوجهی از دوران جوانی خود را در اعتراضات علیه جمهوری اسلامی گذرانده و در خردادماه، بالاجبار توسط دولت آمریکا همراه با ۱۷ مهاجر دیگر سوار یک پرواز شده است. به گفته او، تنها پس از سوار شدن به هواپیما متوجه شده که مقصد پرواز جمهوری آفریقای مرکزی است.
این زن جوان که اکنون در بانگی به سر میبرد، میگوید به دلیل ترس معمولاً از محل اقامت خود خارج نمیشود. او همچنین پس از ابتلا به مالاریا مدتی در بیمارستان بستری بوده است.

سی ان ان نوشت: «نیکا جزو تعداد فزایندهای از مهاجرانی است که توسط دولت ترامپ به کشورهایی که هرگز به آنها نرفتهاند، اخراج شدهاند - کشورهایی که به سختی میتوان آنها را پناهگاه امن دانست. این یک راه گریز است. قضات، دولت ایالات متحده را از بازگرداندن برخی از مهاجران به کشورهایشان منع کردهاند. بنابراین، دهها توافق با کشورهای ثالث امضا کرده است، جایی که افرادی مانند نیکا به طور فزایندهای در حال آلوده شدن هستند. از آنجا که او نگران امنیت خود و خانوادهاش است، نیکا یک نام مستعار است.»
نیکا در حالی که توصیف میکرد چطور تمام بدنش از ترس میلرزید، گفت: «این یکی از سختترین روزهای زندگی من است.» او گفت که تازه هنگام سوار شدن به پرواز بود که فهمید کجا میرود. مقصد روی صفحه نمایش کوچکی که به صندلی جلویش وصل شده بود، نشان داده میشد.
ماجرای نیکا در حالی رخ داده که آمریکا سالها تلاش کرده خود را بهعنوان مقصد نهایی آزادی، امنیت و زندگی بهتر به جهانیان معرفی کند و بهویژه برای ضدانقلاب، تصویری آرمانی از زندگی در این کشور ساخته شده است.
اما روایت این زن جوان تصویری متفاوت ارائه میکند؛ فردی که به گفته خودش پس از سالها نهتنها سرنوشت درخواست پناهندگیاش در آمریکا مشخص نشده، بلکه بدون اطلاع قبلی از مقصد، در هواپیما متوجه شده که قرار است به کشوری در آفریقا منتقل شود.
حتی به وی اجازه تصمیم گیری داده نشده و همچنین آمریکا میتوانست به خاطر ملیت وی او را به یک کشور آسیایی انتقال دهد، اما وی به کشوری تبعید شده حتی تصوری نسبت به آن ندارد و مشخص است تمامی حقوق انسانی وی با وجود ادعای آمریکا از زنان نقض و زیر پا گذاشته شده است.

در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱، شعار «زن، زندگی، آزادی» به یکی از نمادهای اصلی اعتراضات تبدیل شد و مقامها و چهرههای سیاسی آمریکایی نیز از معترضان و زنان ایرانی حمایت کردند؛ از جمله جیل بایدن که در همان مقطع از «شجاعت زنان و دختران ایرانی» تقدیر کرد.
حالا، اما با چنین روایتهایی تصویر متفاوتی از آن شعارهای پرطمطراق ارائه میکند؛ زنی ایرانی که پس از اخراج از آمریکا، نهتنها به کشور دیگری منتقل شده، بلکه سرنوشتش به جمهوری آفریقای مرکزی گره خورده است؛ تناقضی که میتواند فاصله میان شعارهای حقوق بشری واشنگتن و رفتار عملی آن با یک زن پناهجو را به نمایش بگذارد.