به گزارش صراط به نقل از فارس؛ در سالهای گذشته، عدم برخورداری رضا پهلوی از کار و اشتغال و نداشتن منبع درآمد مشخص، همواره یکی از موضوعات جالب برای برخی رسانهها و کاربران فضای مجازی بوده است.حتی مواردی وجود دارد که افراد رضا پهلوی را مستقیماً مورد سؤال قرار دادهاند و پرسیدهاند که «شغل تو چیست؟».
بهعنوان مثال، همین اخیراً بود که رضا پهلوی در گفتوگو با رویترز با این چالش روبهرو شد و خبرنگار از سؤالهای درباره اشتغال پاین شخص مطرح کرد.در یکی دیگر از موارد نیز که رضا پهلوی در استودیو شبکه منوتو حاضر شده بود، یکی از مخاطبین این شبکه در تماس تلفنی با پهلوی، عنوان کرد که «میخواهم بدانم فعالیت اقتصادی رضا پهلوی در این سالها چه بوده و منبع درآمد او کجا بوده است؟».
هرچند رضا پهلوی ابتدا سعی کرد به نوعی از پاسخگویی طفره برود و حواس مخاطب را به موضوعی بیربط درباره سرمایهگذاری در ایران معطوف کند.اما از آنجایی که موفق نشد، به ناچار جواب داد که «خوشبختانه از طرف خانواده حمایت [مالی] میشوم؛ برای اینکه بتوانم بهصورت تماموقت به فعالیت سیاسی بپردازم» و جالبتر اینکه مجری منوتو نیز ادعا کرد که «شغل تماموقت شاهزاده، مبارزه در راه آزادی است».
بهطور کلی اینکه رضا پهلوی در این سالها هرگز شغلی نداشته و به قول برخی فعالان رسانهای و سیاسی خارج کشور، پهلوی در تمام عمرش حتی یک سوپرمارکت یا چلوکبابی را هم اداره نکرده، بر کسی پوشیده نیست.
اما رضا پهلوی هم روزگاری برای خودش صاحب شغل بود؛ درست روزهای پیش از انقلاب که در ایران زندگی میکرد.بهطور مثال روزنامه اطلاعات در اوایل شهریور سال ۴۷ گزارش داده که طبق فرمان محمدرضاشاه، رضا پهلوی به «ریاست انجمن ملی و خانههای فرهنگ روستایی» منتصب شده بود. (روزنامه اطلاعات، ۶ شهریور ۱۳۴۷.)
نکته جالب نیز این است که رضا پهلوی در آن مقطع، سوادش در حد «ابتدایی» بود و چیزی از «فرهنگ» نمیدانسته که بخواهد بر انجمنی ریاست کند که در فعالیت آن در زمینه مسائل فرهنگی بوده است.در مجموع رضا پهلوی همواره در همه مقاطع زندگیاش در رفاه و آسایش به سر میبرده و هیچگاه با مشکلات مالی و مسائل اینچنینی مواجه نبوده است.
اسدالله علم، وزیر دربار پهلوی، در خاطراتش مینویسد: «از یکشنبه تا چهارشنبه در کیش بودم. به کارهای عمرانی اینجا که یک دریا شده، رسیدگی کردم. کاخ ولیعهد دارد تمام میشود. آبشیرینکن به ظرفیت ده هزار متر مکعب در روز و همچنین مرکز برق بسیار بزرگ اینجا بهکار میافتند». (خاطرات اسدالله علم، جلد ۵، صفحه ۵۰۷، یکشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۵۴.)در حالی که رضا پهلوی در بالاترین سطح ممکن از رفاه برخوردار بود، همسالانش گویا اصلاً نمیدانستند رفاه چیست؛ به گونهای که «رضا که ولیعهدِ ناکام بود، در ۱۴سالگی، کاخ، استخر، اتوموبیل، موتورسیکلت، زمین، هواپیمای اختصاصی، شمشهای طلا، حسابهای انبوه بانکی و سگهای تربیتشدهٔ گرانقیمت داشت؛ با هلیکوپتر به مدرسه میرفت؛ در حالی که همسالان او در کورههای آجرپزی خشت میکوبیدند و در زمینهای خاکی با قوطی کمپوت فوتبال بازی میکردند». (پهلویها را بهتر بشناسیم، هادی قطبی، صفحه ۱۲۸.)