۰۱ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۷:۴۰

روایت متفاوت فاطمه طباطبایی از نگاه امام به روحانیت و سیاست

فاطمه طباطبایی با اشاره به دیدگاه امام خمینی(ره) درباره نقش روحانیت گفت امام از ابتدا موافق ورود مستقیم روحانیت به سیاست نبودند و تأکید داشتند روحانیت باید پناهگاه و پشتیبان مردم باقی بماند؛ روایتی که به گفته او، فاصله گرفتن از این اصول تبعات ناخوشایندی برای جامعه به همراه داشته است.
کد خبر : ۷۴۷۱۳۷

به گزارش صراط به نقل از روابط عمومی «مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)»، فاطمه طباطبایی در نشست «امام امروز؛ امام تحول» با تأکید بر ضرورت بازخوانی روشمند اندیشه امام راحل اظهار کرد: آنچه موجب جذب او به امام می‌شد، ظهور ایمان در رفتار ایشان و پیوند عمیق میان نظر و عمل بود. امام به این باور رسیده بود که «دین، علاوه بر آخرت، برای زندگی دنیایی انسان نیز مفید است.» بنابراین، «این دنیا را باید به‌گونه‌ای ساخت که سعادت و امنیت انسان را تأمین کند.»

وی با اشاره به اینکه امام در تمام تحولات اجتماعی تردید نداشتند، چراکه تصمیماتشان بر پایه باورهای عقلانی استوار بود، تصریح کرد: امام به دنبال «تأسیس جامعه‌ای بود که در آن، باورهای دینی به دستورات حکمرانی تبدیل شود.»

استاد دانشگاه با بیان اینکه امام به دنبال جامعه‌ای توحیدی، عقلانی و عاری از رفتارهای ناپسند مانند غیبت، تهمت و نفاق بود، افزود: «اگر بخواهیم این اندیشه در جامعه پیاده شود، باید قلمرو دین را در زندگی فردی و اجتماعی به‌درستی تبیین کنیم، وگرنه نمی‌توانیم پاسخگوی نیازهای بشر امروز باشیم.»

وی همچنین با اشاره به نگاه اولیه امام درباره روحانیت و ورود به سیاست، یادآور شد: امام از ابتدا موافق ورود مستقیم روحانیت به سیاست نبودند، زیرا معتقد بودند روحانیت باید پناهگاه و پشتیبان مردم باقی بماند. تأکید امام بر این بود که روحانیت باید نقش رهایی‌بخشی خود را در جامعه ایفا کند؛ اما فاصله گرفتن از این اصول اصیل، تبعات ناخوشایندی برای جامعه به همراه داشته است.

اشتریان: اندیشه امام باید از مسیر سیاست‌گذاری گفتمانی به مسئله و سیاست تبدیل شود

کیومرث اشتریان، استاد دانشگاه و سیاست‌پژوه، در ادامه نشست با تأکید بر ضرورت تبدیل اندیشه‌های امام خمینی(س) به سیاست‌های عملی، «سیاست‌گذاری گفتمانی» را مسیر اصلی ورود یک نظریه به عرصه سیاست‌گذاری دانست و تأکید کرد: «ورود یک نظریه به عرصه سیاست‌گذاری، به‌ویژه در حوزه فرهنگ، نباید صرفاً از مسیر آیین‌نامه‌ها، مدل‌های برنامه‌ریزی استراتژیک و ابزارهای رایج «تحلیل سیاست» صورت گیرد؛ بلکه مسیر اصلی، «سیاست‌گذاری گفتمانی» است.»

اشتریان ادامه داد: «یک گفتمان یا نظریه ابتدا باید به یک «منظومه معنایی» تبدیل شود که در آن عبارت‌ها، مفاهیم و گزاره‌های کلیدی شکل می‌گیرند؛ اما برای آنکه این منظومه معنایی به «عملیات» و سیاست تبدیل شود، به نوعی «مهندسی معکوس» نیاز داریم؛ یعنی مسئله‌شناسی مبتنی بر همان گفتمان و معطوف به همان نظریه.»

وی با بیان اینکه مسئله‌شناسی هرگز «رها» نیست و همواره نظریه‌مند است، افزود: «اگر سازمانی مانند صداوسیما را از منظر نظریه لیبرال مسئله‌شناسی کنیم، میزان رعایت حقوق فردی و آزادی‌های اساسی را می‌سنجیم و اگر از منظر نظریه سوسیالیستی نگاه کنیم، چگونگی بازتولید روابط طبقاتی و نظام مالکیت را در عرصه رسانه واکاوی می‌کنیم.»

استاد دانشگاه مشکل اصلی در عدم تبدیل اندیشه‌های خوب به سیاست را نبود «مسئله‌شناسی» و «آسیب‌شناسی» بر مبنای همان گفتمان دانست و گفت: «ما صرفاً به ترویج عمومی مفاهیمی مانند معنویت و عدالت از منظر امام راحل بسنده می‌کنیم و سراغ «مهندسی معکوس» و تبدیل آن به مسئله‌شناسی نمی‌رویم؛ به همین دلیل، گفتمان به سیاست تبدیل نمی‌شود.»

اشتریان بخشی از این ناتوانی را فنی و ناشی از کمبود یا فقدان مهارت‌های سیاست‌گذاری و بخش مهم‌تر را ریشه‌دار در «اقتصاد سیاسی» خواند و افزود: «گفتمان معنویت» امام راحل را به‌مثابه «چتر اصلی» و چارچوب راهبردی فرهنگ دانست که می‌تواند سایر عناصر و مؤلفه‌های راهبردی فرهنگ را در خود جای دهد. محور اندیشه امام راحل «معنویت» و هویت اصلی انقلاب اسلامی نیز معنوی است.

وی در ادامه به تحلیل نهاد روحانیت پرداخت و با بهره‌گیری از مفاهیم جامعه‌شناختی «کارکرد، نقش و هویت» اظهار کرد: تغییر کارکردها و نقش‌های روحانیت پس از انقلاب و ورود آن به عرصه سیاست، موجب «اختلال هویتی» در روحانیت به‌مثابه حاملان اصلی گفتمان معنویت امام شده است. چهار صورت یا «تیپ ایده‌آل» روحانیت شامل روحانیت رهایی‌بخش علمی، روحانیت فقاهتی تأسیسی، روحانیت شعایری منبری و روحانیت امنیتی.

استاد دانشگاه معیار «مکتب فکری شدن» را متضمن «حل مسئله»، «کارآمدی» و «اتصال به مسأله‌شناسی جدی اجتماعی» دانست و گفت: در اندیشه امام راحل «عدالت» نیز ذیل گفتمان معنویت تعریف می‌شود.

الویری: بازخوانی اندیشه امام راحل در جهان پیش‌رو ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است

حجت‌الاسلام والمسلمین محسن الویری، استاد دانشگاه و مدرس حوزه، در این نشست با تأکید بر جایگاه اندیشه و سیره امام راحل بازخوانی این اندیشه را متناسب با تحولات جهان امروز ضرورتی اجتناب‌ناپذیر دانست و با تأکید بر اینکه انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ نقطه‌عطفی در حرکت‌های اصلاحی معاصر بوده است، گفت: «این انقلاب نه‌تنها اندیشه اصلاحی امام راحل را به حکومت و نهاد تبدیل کرد، بلکه آغازگر حرکتی بالنده در جهان اسلام و مقدمه‌ای برای جابه‌جایی تمدن‌ها در عرصه جهانی است.»

الویری با بیان اینکه اندیشه و سیره امام راحل باید به‌مثابه «آیه محکم» و «ستاره راهنما» در همه ساحت‌های فکری و اجرایی انقلاب مورد توجه باشد، تصریح کرد: «همان‌گونه که در فهم آیات متشابه به محکمات رجوع می‌کنیم، در ارزیابی اندیشه‌ها و سلوک‌ها نیز باید میزان سنجش، اندیشه امام باشد.»

وی با اشاره به جهان پیش‌رو، از «تشنگی معنا»، «ظهور انسان جدید»، «تحول در مفاهیم بنیادی» و «جابه‌جایی تمدن‌ها» به‌عنوان چهار ویژگی اصلی این دوران یاد کرد و افزود: «در چنین شرایطی، بازخوانی اندیشه امام راحل ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است.»

استاد دانشگاه چهار پیشنهاد راهبردی برای ادامه این مسیر مطرح کرد و افزود: نخست، خوانش دوباره محورهای اصلی اندیشه امام در حوزه‌هایی همچون دین‌پژوهی، فقه، سیاست، انسان‌پژوهی و نظام روحانیت. دوم، نظریه‌مند کردن دیدگاه‌های امام برای امکان مقایسه علمی و نخبگانی. سوم، تدوین دانشنامه یا دائرةالمعارفی روشمند از اندیشه امام و چهارم، فراهم‌کردن زمینه گفت‌وگوهای درون‌دینی و برون‌دینی، به‌ویژه با حوزه‌های تمدنی جهان اسلام و نیز تمدن‌های هند، چین و روسیه.

کمساری: اندیشه امام باید به زبان سیاست‌گذاری و حکمرانی ترجمه شود

حجت‌الاسلام والمسلمین علی کمساری، رئیس مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س)، در بخش پایانی نشست با تأکید بر ضرورت عبور از سطح نظریه‌گویی صرف، تبدیل اندیشه امام راحل به سیاست‌های عملی و مدل‌های حکمرانی را از مهم‌ترین مسائل امروز دانست و اظهار کرد: «مسئله‌ای که به‌صورت روشمند در قالب نظریه در نیاید، نمی‌تواند به سیاست‌گذاری تبدیل شود و در نتیجه، امکان اجرا نیز نخواهد داشت.»

کمساری تأکید کرد: «دستگاه‌های سیاست‌گذار باید با شناخت واقعیت‌ها و پذیرش آن‌ها، مسأله را به‌صورت جدی دنبال کنند، نه با زبان شعاری. آنچه امروز بیش از هر چیز اهمیت دارد، دیده‌شدن ردّ پای امام راحل و اندیشه ایشان در سیاست‌گذاری‌های کشور است.»

رئیس مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام راحل افزود: «امام امروز نیز زنده و اثرگذار است و اگر این اندیشه در عرصه‌های حکمرانی و سیاست‌گذاری حضور نداشته باشد، فاصله میان آنچه امام می‌گفت و می‌خواست با واقعیت‌های جاری، روزبه‌روز بیشتر می‌شود.»

وی با بیان اینکه این فاصله به معنای انحراف نظام نیست، گفت: «در برخی حوزه‌ها مانند عزت، استقلال و استکبارستیزی، جمهوری اسلامی در تراز بالایی قرار دارد؛ اما در بسیاری از ساحت‌ها، از افق فکری و عملی امام فاصله گرفته‌ایم. «عدالت امام» و دیگر مفاهیم بنیادین اندیشه امام هنوز به‌درستی به مدل حکمرانی تبدیل نشده‌اند و شاید یکی از ریشه‌های این مشکل، عدم تبدیل مفاهیم به نظریه باشد.»

کمساری اعلام کرد: «مؤسسه در حال حرکت به‌سوی تدوین بسته‌های سیاستی و نیز سند حکمرانی مردمی از منظر امام است تا این مباحث در قالبی قابل استفاده و قابل بهره‌برداری در اختیار شوراهای بالادستی و سایر بخش‌ها قرار گیرد.»

وی با اشاره به تغییرات سریع در جامعه مخاطب، جامعه جهانی، ابزارها، روش‌ها و رویکردها، بر ضرورت تأسیس یک اندیشکده چابک، غیربروکراتیک و مسئله‌محور تأکید کرد؛ اندیشکده‌ای که بتواند خروجی‌های کاربردی و راهبردی تولید کند و تأکید کرد: باید مدلی شکل بگیرد که «کاملاً چابک، کم‌هزینه، حل‌مسأله‌محور و دارای خروجی‌های عملی باشد»؛ مدلی که بتواند مباحث نظری را به ابزارهای واقعی برای بهره‌برداری در حوزه حکمرانی تبدیل کند.