به گزارش صراط به نقل از نوبنیاد؛ درحالیکه برخی جریانها همچنان تلاش میکنند واقعیت میدانی لبنان را پشت واژههایی مانند تفاهم و آتشبس پنهان کنند، درگیریها در ارتفاعات علیالطاهر تصویر دیگری ارائه میدهد. تصویری از پیشروی تدریجی رژیم صهیونیستی، تثبیت مواضع اشغالی و تبدیل آتشبس به فرصتی برای تحکیم دستاوردهای نظامی. ادعای نفوذ نیروهای ویژه اسرائیلی به تأسیسات زیرزمینی علیالطاهر، در کنار تداوم حملات و بمباران مناطق مختلف جنوب لبنان، نشان میدهد که دشمن نهتنها متوقف نشده، بلکه در حال تغییر معادله میدانی به سود خود است.
ماجرا را باید از یک سؤال ساده آغاز کرد؛ تفاهمی که قرار بود به توقف درگیریها و کاهش فشار بر لبنان منجر شود، در میدان چه چیزی برای لبنان به ارمغان آورده است؟ و پاسخ به این پرسش واضح است؛ تقریباً هیچ!
حتی در شرایطی که آتشبس یکی از محورهای اصلی تفاهم اعلامشده بود، ارتش رژیم صهیونیستی نهتنها از مواضع خود عقب ننشست، بلکه به گفته منابع مختلف، دامنه تحرکاتش را در عمق خاک لبنان گسترش داد و به اطراف شهر نبطیه نزدیکتر شد.
اکنون نیز ارتفاعات علیالطاهر به یکی از مهمترین نقاط درگیری تبدیل شده است. منطقهای که از نظر جغرافیایی بر نبطیه، اقلیم التفاح، ارتفاعات ریحان و بخشهایی از مناطق اشغالی اشراف دارد.
رسانههای صهیونیستی مدعی شدهاند نیروهای ویژه ارتش رژیم و یگان «ماگلان» وارد بخشی از تأسیسات زیرزمینی منتسب به حزبالله در این منطقه شدهاند و از کشف مراکز فرماندهی، تجهیزات، پهپاد و موشکهای ضدزره سخن گفتهاند. این ادعاها هنوز از سوی حزبالله تأیید نشده و باید با احتیاط درباره جزئیات آن سخن گفت، اما اصل مسئله مهمتر از جنگ روایتهاست. اینکه رژیم صهیونیستی در حال تلاش برای تثبیت حضور نظامی خود در نقاط راهبردی جنوب لبنان است.
علیالطاهر، مرکز راهبردی حزب الله
ارتفاعات علیالطاهر با ارتفاع حدود ۶۹۰ متر از سطح دریا، صرفاً یک نقطه جغرافیایی نیست. این ارتفاعات از جنوب بر بخشهایی از الجلیل و مواضع ارتش اسرائیل در داخل خاک لبنان اشراف دارد و از شمال نیز به اقلیم التفاح و ارتفاعات ریحان و از غرب به شهر نبطیه و ارتفاعات شقيف مشرف است.
به همین دلیل است که صهیونیستها برای تسلط بر آن تلاش میکنند. اگر این ارتفاعات در اختیار دشمن قرار گیرد، امکان تثبیت مواضع اشغالی و کنترل بهتر محورهای پیرامونی برای رژیم فراهم میشود. به بیان دیگر، علیالطاهر بخشی از پازل بزرگتری است که هدف آن ایجاد کمربندی از مواضع نظامی در عمق جنوب لبنان است.
رسانههای صهیونیستی همچنین مدعی شدهاند که در این منطقه، تأسیسات زیرزمینی مستحکمی وجود دارد و عملیات اخیر بخشی از تلاش برای کشف مسیرهای امدادرسانی و پشتیبانی نیروهای مستقر در این تأسیسات بوده است. در مقابل، گزارشهایی از ادامه حضور و فعالیت نیروهای مقاومت در منطقه منتشر شده و بنابراین هنوز نمیتوان ادعاهای طرف مقابل درباره تصرف کامل علیالطاهر را قطعی تلقی کرد.
از نبطیه تا فرودگاه ابوظهور
همزمان با تشدید تحرکات در علیالطاهر، رژیم صهیونیستی حملات هوایی شدیدی را علیه مناطق مختلف لبنان انجام داده است. در یکی از موجهای حمله، مناطقی مانند دیرالزهراوی و انصار هدف قرار گرفتند و بر اساس گزارش وزارت بهداشت لبنان، ۱۱ نفر شهید و ۱۹ نفر مجروح شدند.
حتی در روایت رسانههای صهیونیستی نیز روشن است که هدفگذاری صرفاً محدود به خطوط مرزی نیست. ترور فرماندهان مقاومت، حمله به مناطق مسکونی و تلاش برای ضربهزدن به زیرساختهای مقاومت، بخشی از راهبردی است که میخواهد لبنان را از درون تحت فشار قرار دهد.
از سوی دیگر، حملات رژیم به فرودگاه نظامی ابوظهور در سوریه و هدف قرار دادن تجهیزات و رادارهای مورد استفاده برای رصد تحرکات هوایی نیز نشان میدهد که صهیونیستها در حال طراحی یک زنجیره منطقهای هستند؛ زنجیرهای که فقط جنوب لبنان را هدف نگرفته است.
لبنان را با تفاهم نباید باخت
اینجاست که یک واقعیت تلخ خود را نشان میدهد. تفاهمنامه نهتنها برای لبنان کاری نکرد، بلکه اگر قرار باشد همین وضعیت ادامه پیدا کند، میتواند به پوششی برای تثبیت دستاوردهای رژیم صهیونیستی تبدیل شود.
اگر ایران در این مقطع اقدام مؤثر و راهبردی برای جلوگیری از تغییر معادله لبنان انجام ندهد، خطر فقط از دست رفتن یک ارتفاع یا حتی چند منطقه نیست. مسئله بزرگتر است. لبنان در معرض باختن تدریجی قرار میگیرد و این شکست، مستقیماً به ایران نیز متصل است. صهیونیستها و آمریکا زمانی که بتوانند جبهه لبنان را مهار کنند، دست بازتری برای فشار در دیگر جبههها خواهند داشت. محاصره دریایی آمریکا نیز در چنین شرایطی میتواند اثرگذاری بیشتری پیدا کند، چراکه یکی از مهمترین اهرمهای بازدارندگی منطقهای علیه فشار بر ایران، همین پیوستگی جبهههای مقاومت است.
بنابراین مسئله فقط لبنان نیست. اگر دشمن بتواند جنوب لبنان را به یک منطقه تثبیتشده نظامی تبدیل کند، در مرحله بعد فشار بر عراق، یمن و در نهایت ایران آسانتر خواهد شد. این همان زنجیرهای است که نباید اجازه داد شکل بگیرد.
مقاومت هنوز زنده است
در چنین شرایطی، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد حفظ روحیه مقاومت و جلوگیری از القای شکست است. حتی گزارشهای میدانی درباره ادامه حضور نیروهای حزبالله در مناطق درگیری و تداوم عملیات علیه تحرکات صهیونیستی نشان میدهد که جنگ هنوز به پایان نرسیده است.
از سوی دیگر، فضای سیاسی و امنیتی جدید در ایران نیز میتواند برای جبهه مقاومت پیامآور انسجام و اقتدار باشد. انتصاب چهرههایی با سابقه روشن در حوزه امنیت و مقاومت، از جمله سردار وحیدی و دیگر مسئولان جدید، اگر با یک سیاست فعال منطقهای همراه شود، میتواند پیام روشنی برای دشمن داشته باشد.
امروز مسئله علیالطاهر فقط مسئله یک تپه نیست؛ مسئله این است که آیا قرار است صهیونیستها با استفاده از خلأ سیاسی و پوشش یک آتشبس، مرزهای اشغال را گامبهگام جلو ببرند یا مقاومت و حامیان آن اجازه خواهند داد معادله تغییر کند؟
اگر لبنان را واگذار کنیم، دشمن یک قدم به ایران نزدیکتر شده است؛ و اگر اجازه دهیم محاصره دریایی و فشار نظامی آمریکا همزمان با تثبیت اشغال در لبنان پیش برود، هزینه مقابله با پروژه دشمن بهمراتب سنگینتر خواهد شد.