به گزارش صراط نیوز به نقل از فرهیختگان، در سالهای اخیر شبکهای از پلتفرمهای مختلف اعم از BNPLها، تسهیلاتیارها و پلتفرمهای اعطای اعتبار خُرد و خرید کالا در کشور رشد و توسعه پیدا کردهاند، اتفاقی که منجر به تغییر چهره بازار اعتبارات خرد ایران شده است. هرچند مقیاس و گردش مالی این شرکتها بههیچوجه قابل مقایسه با نظام بانکی نیست، اما این بازیگران با استفاده از فناوریهای مالی، فرایند دریافت اعتبار را سادهتر، سریعتر و در دسترستر قرار داده و بدون توجه به ارتباطات شخصی، خانوادگی و امثال آن، صرفاً با بررسی رتبه اعتباری و عملکرد فرد در سیستم اعتباری، به ارائه اعتبار خرید کالا و خدمات میپردازند. کارشناسان معتقدند در نبود سیستم وامدهی خرد و عدم کفاف منابع بانکی برای اعطای اعتبار خرد و همچنین ایجاد دسترسیهای ذینفعانه در نظام بانکی (اعطای اعتبار به اشخاص زیرمجموعه بانک یا اعطای اعتبار بر مبنای ارتباطات فامیلی، شغلی و...)، اگر این بازار با چهارچوبهای نظارتی مناسب توسعه یابد، میتواند به یکی از ابزارهای مهم تأمین مالی خرد در کشور تبدیل شود.
بررسیها نشان میدهد این پلتفرمها با یک چالش بزرگ روبهرو هستند. چالش اصلی برای مشتریان این است که بهای تمامشده اعتبار برای متقاضی بسیار بالاتر از سیستم بانکی است. در واقع، در دریافت تسهیلات از بانک و پلتفرمهای اعطای اعتبار، از نظر حقوقی و قراردادی، بانک همچنان تسهیلات را با نرخ سود ۲۳ درصد پرداخت میکند و این نرخ در قرارداد بانکی درج میشود؛ اما در دریافت وام از پلتفرمها، آنچه برای مصرفکننده اهمیت دارد، هزینه نهایی دسترسی به منابع مالی است. به عبارتی، زمانی که دریافت وام منوط به پرداخت حق اشتراک یا سایر هزینههای اجباری است، این هزینهها نیز بخشی از بهای تمامشده اعتبار محسوب میشوند و فرد بهجای 23 درصد، عملاً با نرخ سودهای 40 تا 60 درصدی روبهرو خواهد شد. به همین دلیل در بسیاری از کشورها علاوه بر نرخ سود قراردادی، شاخصی تحت عنوان نرخ سالانه هزینه اعتبار (APR) نیز منتشر میشود و تمام هزینههای اجباری را شفافسازی میکند تا بهای تمامشده تسهیلات مشخص شود. این چالشی است که در پلتفرمهای دریافت آنلاین وام ایران به آن توجه چندانی نمیشود.
نرخ سودهای 41 تا 57 درصدی وامهای آنلاین
«اعطای وام بانکی برای خرید کالا با نرخ سود 23 درصد» این جملهای است که در اغلب پلتفرمهای اعطای اعتبار و وامدهی تبلیغ میشود. به واسطه سرعت بالای اعطای اعتبار نسبت به نظام بانکی، این مدل دریافت وام برای خرید کالا در نگاه اول برای مخاطب بسیار جذاب است؛ اما مشکل از آنجا شروع میشود که مخاطب در ادامه فرایند دریافت وام متوجه میشود علاوه بر نرخ سود بانکی که 23 درصد است، برای دریافت وام از پلتفرمهای وامدهی و وامهای خرد، یک هزینه مازاد دیگر با عنوان هزینه اشتراک نیز باید تهیه کند. در واقع، در فرایند دریافت تسهیلات از پلتفرمهای اعطای اعتبار، متقاضی علاوه بر سود بانکی، هزینهای تحتعنوان اشتراک، عضویت یا خدمات نیز باید بپردازد؛ هزینهای که معمولاً پیش از پرداخت وام از مبلغ تسهیلات کسر میشود و باعث افزایش قابلتوجه هزینه واقعی تأمین مالی برای مشتری خواهد شد. بررسی نمونهای از چند پلتفرم ارائهدهنده اعتبار نشان میدهد باوجود ثابتبودن نرخ سود قراردادی بانک در سطح ۲۳ درصد، نرخ واقعی هزینه تأمین مالی برای مشتری، پس از لحاظ هزینه اشتراک، به حدود ۴۱ تا ۵۷ درصد در سال افزایش مییابد.
اولین نکتهای که باید به آن توجه کرد، تفاوت میان نرخ سود قراردادی بانک و هزینه واقعی دریافت وام است. در قرارداد بانکی، مبنای محاسبه اقساط، مبلغ کامل وام است، برای مثال اگر بانک وامی به مبلغ ۲۰۰ میلیون تومان با نرخ سود ۲۳ درصد و بازپرداخت ۱۲ماهه اعطا کند، اقساط نیز دقیقاً بر همین مبلغ محاسبه میشود؛ اما در پلتفرمهای وام و اعتبار آنلاین، پیش از پرداخت وام، مبلغی تحتعنوان حق اشتراک، هزینه عضویت یا خدمات از اصل تسهیلات کسر میشود، در نتیجه مشتری عملاً مبلغی کمتر از وام اسمی دریافت میکند، درحالیکه همچنان اقساط وام کامل را میپردازد. بهعبارتدیگر، نرخ سود بانکی تغییر نمیکند، اما هزینه واقعی استفاده از منابع مالی افزایش مییابد، برای مثال، فرض کنید فردی برای دریافت وام ۲۰۰ میلیونتومانی اقدام میکند. بانک اقساط را بر مبنای همین ۲۰۰ میلیون تومان محاسبه کرده و مجموع بازپرداخت به حدود 226 میلیون تومان میرسد؛ اما اگر پلتفرم قبل از پرداخت وام، 27 تا 29 میلیون تومان حق اشتراک کسر کند، مشتری در عمل 173 تا ۱۷1 میلیون تومان وام یا اعتبار دریافت خواهد کرد. در ظاهر نرخ سود قرارداد همچنان ۲۳ درصد است؛ اما واقعیت این است که فرد، مبلغ 226 میلیون تومان را برای استفاده از تنها 171 تا 173 میلیون تومان بازپرداخت میکند. همین اختلاف باعث میشود هزینه واقعی تأمین مالی به مراتب بیشتر از نرخ سود اسمی قرارداد باشد. این ارقام نشان میدهد هرچه مبلغ اشتراک نسبت به مبلغ وام بیشتر باشد، فاصله میان نرخ سود قراردادی و هزینه واقعی تأمین مالی نیز افزایش مییابد. حال این سؤال مطرح میشود که چرا هزینه اشتراک چنین اثری دارد؟ پاسخ آن ساده است. هزینه اشتراک از ابتدای قرارداد از مبلغ وام کسر میشود؛ بنابراین مشتری از کل مبلغ وام استفاده نمیکند؛ اما اقساط را بر مبنای مبلغ کامل وام میپردازد. برای نمونه، اگر دو نفر هر دو قراردادی با بازپرداخت 226 میلیون تومان داشته باشند؛ اما یکی ۲۰۰ میلیون تومان و دیگری ۱۷۱ میلیون تومان وام دریافت کند، طبیعی است هزینه تأمین مالی برای فرد دوم نزدیک به 57 درصد و برای فرد اول حدود 23 درصد خواهد بود. از نگاه اقتصادی، هزینه اشتراک بخشی از هزینه دریافت اعتبار است و باید در محاسبه هزینه واقعی وام لحاظ شود.
BNPLها و تسهیلاتیارها چگونه کار میکنند؟
یکی از موضوعات قابلتأمل در ایران، عدمشفافیت مرز بین سه مفهوم BNPLها، تسهیلاتیارها و لندتکهاست. شاید دلیلش این است که بسیاری از شرکتها همزمان چند مدل کسبوکار را ارائه میدهند. بهصورت کلی، لندتک عنوان کلی صنعت وامدهی دیجیتال است، درحالیکه BNPL و تسهیلاتیار دو مدل کسبوکار در بازار لندتک محسوب میشوند.
در سمت دیگر، در مقایسه BNPLها و تسهیلاتیارها، تسهیلاتیارها را میتوان بازوی دیجیتال شبکه بانکی دانست. این شرکتها فرایند اخذ وام را برای متقاضیان تسهیل میکنند؛ اما منابع مالی تسهیلات عمدتاً از سوی بانکها و مؤسسات اعتباری تأمین میشوند، بنابراین ساختار اعتباری آنها همچنان تابع ضوابط شبکه بانکی، از جمله نرخ سود مصوب، الزامات تضامین و مقررات اعتباری است. در مقابل، پلتفرمهای BNPL بیش از آنکه نقش واسطه بانکی را ایفا کنند، ارائهدهنده اعتبار خریدند. منابع این شرکتها عمدتاً از سرمایه سهامداران، جریان نقد عملیاتی، خطوط اعتباری یا سایر منابع غیربانکی تأمین میشود و اعتبار نیز صرفاً برای خرید کالا یا خدمات در شبکه پذیرندگان قابلاستفاده است. یکی از مهمترین مزیتهای BNPL نسبت به تسهیلاتیارها، سرعت بالای تخصیص اعتبار است. در بسیاری از موارد، فرایند اعتبارسنجی و تخصیص اعتبار در چند دقیقه انجام میشود و مشتری بلافاصله امکان خرید خواهد داشت. در مقابل، تسهیلاتیارها به دلیل ارتباط مستقیم با بانکها، هرچند نسبت به فرایندهای سنتی سریعترند، همچنان بخشی از تشریفات بانکی را طی میکنند و زمان پرداخت تسهیلات معمولاً طولانیتر است. دامنه فعالیت این دو مدل نیز متفاوت است. BNPLها معمولاً برای خریدهای خرد طراحی شدهاند و سقف اعتبار آنها در اغلب پلتفرمها از چند صدهزار تومان تا حدود ۷۰ میلیون تومان متغیر است.
در مقابل، تسهیلاتیارها امکان دریافت مبالغ بسیار بالاتری را فراهم میکنند و در برخی پلتفرمها سقف اعتبار به بیش از ۲۰۰ میلیون تومان و حتی 300 میلیون تومان نیز میرسد؛ موضوعی که آنها را برای خرید کالاهای سرمایهای و بادوام مناسبتر کرده است. یکی دیگر از تفاوتهای مهم، مدت بازپرداخت است. مدل BNPL عمدتاً بر بازپرداخت کوتاهمدت استوار است و دورههای یک تا چهارماهه را پوشش میدهد. در مقابل، تسهیلاتیارها بازپرداختهایی بین ۶ تا ۶۰ ماه ارائه میکنند که فشار نقدینگی کمتری بر خانوارها وارد میکند و امکان خرید کالاهای گرانقیمت را افزایش میدهد. اعتبار BNPL معمولاً بهصورت کیف پول اعتباری ارائه میشود و امکان برداشت نقدی ندارد؛ بنابراین منابع تنها در فروشگاهها و پذیرندگان طرف قرارداد قابلاستفاده است. این ویژگی باعث میشود اعتبار مستقیماً به سمت مصرف کالا و خدمات هدایت شود.
در مقابل، تسهیلاتیارها در بسیاری از موارد اعتبار را از طریق کارتبانکی یا کیف پول قابلاستفاده در شبکه گستردهتری از پذیرندگان ارائه میکنند و انعطاف بیشتری برای مصرفکننده ایجاد میشود. یکی از مهمترین تفاوتهای این دو بازار، نحوه مدیریت ریسک اعتباری است. BNPLها تلاش کردهاند وابستگی به ضامن و وثیقه را کاهش دهند و با استفاده از اعتبارسنجی دیجیتال، تحلیل دادههای تراکنشی و سوابق پرداخت مشتری، ریسک نکول را مدیریت کنند. در مقابل، تسهیلاتیارها به دلیل اتصال به نظام بانکی، در بسیاری از موارد همچنان از ابزارهایی مانند چک، سفته، کسر از حقوق یا سایر تضامین بانکی استفاده میکنند.
اگرچه نرخ سود تسهیلات بانکی بر اساس مقررات شبکه بانکی تعیین میشود، در برخی مدلهای BNPL و حتی برخی تسهیلاتیارها، هزینههایی مانند حق اشتراک، کارمزد یا هزینه خدمات نیز از متقاضی دریافت میشود. همین موضوع موجب شده کارشناسان بر ضرورت اعلام «هزینه واقعی تأمین مالی» در کنار نرخ سود اسمی تأکید کنند تا امکان مقایسه شفاف میان گزینههای مختلف برای مصرفکنندگان فراهم شود. یکی دیگر از ویژگیهای پلتفرمهای BNPL، قابلیت شارژ مجدد اعتبار است. مشتری پس از بازپرداخت بدهی میتواند بدون طی مجدد فرایند اخذ وام، دوباره از اعتبار خود استفاده کند. در مقابل، تسهیلاتیارها معمولاً برای هر درخواست جدید، فرایند بررسی و اعطای تسهیلات را از ابتدا آغاز میکنند.

100 بازیگر بازار تسهیلات خرد و آنلاین
بررسیها نشان میدهد تعداد بازیگران تسهیلات خرد و آنلاین بسیار پرشمار است، بهطوریکه اگر این بازیگران را شامل 1- بازیگران تخصصی BNPL، 2- تسهیلاتیارها، 3- بانکها (اینترنت بانک و موبایل بانک)، 4- نئوبانکها، 5- سوپراپلیکیشنهای مالی، 6- فروشندگان کالا و خدمات و 7- گروههای مالی در نظر بگیریم، تعداد بازیگران به عدد 100 هم میرسد. در ادامه به لیست 24 مورد از آنها اشاره میشود. لازم به ذکر است برخی از این پلتفرمها زیرمجموعه بانکهای کشور، برخیها زیرمجموعه فروشگاههای آنلاین و استارتاپهای حملونقلی و برخی دیگر زیرمجموعه فروشگاههای آنلاین هستند. در سالهای اخیر اپراتورهای تلفن همراه و دیگر بازیگران بزرگ در بخش خدمات کشور نیز اقدام به راهاندازی پلتفرمهای اعطای اعتبار چندوجهی کردهاند. برخی از این پلتفرمها عبارتند از: 1- دیجیشهر، 2- دیجیپی، 3- اسنپپی، 4- تربپی، 5- تارا، 6- نسیبا، 7- ایزیپی، 8- تکنوپی، 9- ازکیوام، 10- بالون، 11- جیبک، 12- مانیسا، 13- ستاره یک، 14- قسطیو، 15- لندو، 16- قسطا، 17- ونسی، 18- جیاسامپی، 19- زرینپلاس، 20- وایب، 21- باجت، 22- میلی 23- گرینپی، 24- جتوام و...
مزیتهای BNPLها و تسهیلاتیارها
در کنار سود بالای دریافت وام از BNPLها، تسهیلاتیارها و پلتفرمهای اعطای اعتبار، آنها مزیتهای زیادی برای مشتریان دارند. این توسعه پلتفرمها در سالهای اخیر، چهره بازار اعتبارات خرد ایران را دگرگون کرده است. این بازیگران با استفاده از فناوریهای مالی، فرایند دریافت اعتبار را سادهتر، سریعتر و در دسترستر کردهاند و علاوه بر مصرفکنندگان، بانکها، فروشندگان و اقتصاد دیجیتال نیز از گسترش این مدل منتفع شدهاند. کارشناسان معتقدند اگر این بازار با چهارچوبهای نظارتی مناسب توسعه یابد، میتواند به یکی از ابزارهای مهم تأمین مالی خرد در کشور تبدیل شود.
1- کاهش زمان و هزینه دریافت اعتبار
یکی از مهمترین مزیتهای BNPLها و تسهیلات یارها، کاهش چشمگیر زمان و هزینه دریافت اعتبار است. درحالیکه دریافت وام سنتی مستلزم مراجعه حضوری، تشکیل پرونده، ارائه مدارک متعدد و انتظار چندهفتهای است، بسیاری از پلتفرمهای جدید امکان دریافت اعتبار را ظرف چند دقیقه یا چند ساعت فراهم کردهاند. این موضوع هزینههای عملیاتی بانکها و مؤسسات مالی را نیز کاهش داده است.
2- افزایش دسترسی خانوارها به اعتبار
بسیاری از خانوارها، بهویژه جوانان، کارکنان بخش خصوصی و صاحبان کسبوکارهای کوچک، به دلیل دشواری تأمین ضامن یا وثیقه، دسترسی محدودی به تسهیلات بانکی دارند. پلتفرمهای BNPL و تسهیلاتیارها با استفاده از ابزارهای اعتبارسنجی دیجیتال، دامنه دسترسی به اعتبار را گسترش داده و امکان استفاده از خدمات مالی را برای گروههای بیشتری فراهم کردهاند.
3- توسعه اعتبارسنجی هوشمند
مدل سنتی اعطای تسهیلات عمدتاً بر وثیقه و ضامن متکی بود، اما فینتکها با بهرهگیری از دادههای تراکنشی، سوابق پرداخت، رفتار مالی و اطلاعات اعتباری، ارزیابی دقیقتری از ریسک مشتری ارائه میکنند. این تحول میتواند در بلندمدت کیفیت تخصیص اعتبار را افزایش داده و وابستگی نظام مالی به وثایق سنتی را کاهش دهد.
4- افزایش فروش کسبوکارها
یکی از مهمترین آثار توسعه BNPL، افزایش فروش فروشگاههای آنلاین و فیزیکی است. امکان پرداخت اقساطی، قدرت خرید مصرفکنندگان را افزایش میدهد و موجب میشود مشتریان راحتتر برای خرید تصمیم بگیرند. تجربه جهانی نیز نشان میدهد استفاده از خدمات BNPL معمولاً به افزایش نرخ تبدیل مشتری، رشد میانگین ارزش هر خرید و افزایش حجم فروش منجر میشود.
5- توسعه تجارت الکترونیکی
BNPLها و تسهیلاتیارها به یکی از ابزارهای توسعه اقتصاد دیجیتال تبدیل شدهاند. اتصال مستقیم اعتبار به بسترهای خرید آنلاین، باعث افزایش گردش مالی فروشگاههای اینترنتی، تسهیل پرداختها و بهبود تجربه خرید مشتریان شده است. این موضوع نقش مهمی در رشد تجارت الکترونیکی کشور ایفا میکند.
6- کاهش فشار بر نظام بانکی
اگر منابع مورداستفاده این شرکتها از محل سرمایه سهامداران، خطوط اعتباری، بازار سرمایه یا منابع عملیاتی تأمین شود و کاملاً متکی به منابع بانکی نباشد، در نتیجه بخشی از تقاضای اعتبار خرد بدون افزایش مستقیم فشار بر منابع بانکها پاسخ داده میشود و امکان توسعه ابزارهای نوین تأمین مالی را فراهم میکند.
7- تقویت رقابت و نوآوری در بازار مالی
ورود شرکتهای فینتکی موجب افزایش رقابت در بازار تسهیلات خرد شده است. نتیجه این رقابت، توسعه خدماتی مانند اعتبار آنی، کیف پول اعتباری، امضای الکترونیکی، خرید اقساطی و مدلهای متنوع بازپرداخت بوده که کیفیت خدمات مالی را برای مصرفکنندگان ارتقا داده است.
8- مزایای همکاری برای بانکها
تسهیلاتیارها رقیب بانکها نیستند، بلکه در بسیاری از موارد نقش بازوی اجرایی آنها را ایفا میکنند. بانکها از طریق همکاری با این شرکتها میتوانند فرایند اعطای تسهیلات را دیجیتالی کنند، هزینه جذب مشتری را کاهش دهند، مشتریان جدید جذب کنند و با استفاده از ابزارهای اعتبارسنجی دادهمحور، مدیریت ریسک خود را بهبود بخشند.
9- مدیریت بهتر نقدینگی خانوار
برای مصرفکنندگان نیز این ابزارها امکان مدیریت بهتر جریان نقدی را فراهم میکنند. خانوارها میتوانند کالا یا خدمات موردنیاز خود را بدون پرداخت یکجای هزینه، تهیه کرده و بازپرداخت را متناسب با درآمد ماهانه خود انجام دهند؛ موضوعی که بهویژه در شرایط کاهش قدرت خرید، اهمیت بیشتری پیدا کرده است.