به گزارش صراط به نقل از فارس، رفاقت «علیاصغر مالکینژاد» رزمنده و مداح دوران دفاع مقدس است با سیدحسن نصرالله به ۴۲ سال پیش برمیگردد؛ به سال ۱۳۶۲. رفاقتی که پایه و اساس آن محبتی بود که خط کشی عرب و عجم را برنمیتافت. او درباره آغاز رفاقتش با سیدحسن نصرالله میگوید: «ما سال ۶۲ اعزام شدیم به لبنان. آن موقع نیرو اعزام میکردند. اولین برخورد بنده و آغاز رفاقتمان با شهید سیدحسن نصرالله در شهر هرمل لبنان بود که در پایگاهی که ما خدمت میکردیم، ایشان را آنجا دیدم و از آنجا باهم رفیق شدیم. بعد از این آشنایی، ما به بعلبک رفتیم. در آنجا کار من و سیدحسن نصرالله به هم مربوط میشد و به همین خاطر بیشتر باهم بودیم. آن موقع ایشان یک طلبه جوان بود و هنوز هم حزبالله لبنان شکل نگرفته بود، به قول معروف، جهاد اسلامی بود آن موقع. من ۳ ماه در آنجا بودم و رفتوآمدهایمان خیلی نزدیک بود. در مأموریتی که به بعلبک رفته بودیم، من مجروح شدم و تقریباً بعد از ۴ ماه به ایران برگشتم.»
این دوستیها تا سالها ادامه داشت. تا جایی که وقتی علیاصغر مالکینژاد به لبنان رفته بود، سیدحسن نصرالله به او گفته بود: «برای نیروهای حزبالله هم مداحی کن!»مالکینژاد ادامه میدهد: «هر وقت به دیدار ایشان رفتم، با آغوش باز از من استقبال میکرد. شهید نصرالله به قدری مهماننواز بود که وقتی به دیدارش میرفتم، تمامقد بلند میشد. وقتی که من را در آغوش میگرفت، احساس سبکی میکردم و انگار داشتم در آسمان بال میزدم و به سیدحسن نصرالله این احساس را بیان میکردم. شهید نصرالله بسیار فرد عاطفی بودند و درعین حال به قدری شجاع بودند که از هیچ کسی نمیترسیدند، جز خدا.»
در این دیدارها سیدحسن نصرالله و آقای مالکینژاد باهم مینشستند و درباره اتفاقهای روز و خاطرات جبهه و اوایل دهه ۶۰ صحبت میکردند. با توجه به رفاقت مالکینژاد با شهید سیدهادی نصرالله، ایامی که سیدهادی شهید شد، او به لبنان میرود. و امروز درباره روحیه سیدحسن میگوید: «وقتی برای عرض تسلیت به لبنان رفتم، دیدم سیدحسن نصرالله روحیه عجیبی دارد. خیلی غبطه میخورد که چرا سیدهادی شهید شد و من ماندهام؟! در واقع ایشان آرزوی شهادت داشت.»
مالکینژاد بیان میکند: «خاطره جالبی که میخواهم بگویم این است که ما همیشه دعا میکردیم، خدایا از عمر ما بکاه و به عمر رهبر انقلاب بیفزا. اما شهید نصرالله میگفتند: من همیشه در نمازهایم به خدا التماس میکنم که خدایا همه عمر من را بگیر و به امام خامنهای تقدیم کن! این نگاه سیدحسن نصرالله نشان میداد که ذوب در ولایت بودند. خیلی تفاوت است بین دعای ما و ایشان. سیدحسن میخواستند همه عمر خود را به امام خامنهای بدهند.»


