به گزارش صراط به نقل از فارس، برای چندمین بار، رسانههای معاند شایعه استعفای رئیسجمهور را مطرح کردهاند. تجربه دفعات گذشته نشان داد که این ادعاها هیچگاه صحت نداشته و با گذشت زمان نادرستی آنها آشکار شده است. این بار نیز شخص آقای پزشکیان بهصراحت اعلام کردند: «یا با قدرت عرصه را مدیریت میکنیم یا شهید میشویم؛ باید در صحنه باشیم و صحنه را مدیریت کنیم.».
اما پرسش اصلی این است که هدف از این شایعهسازیها چیست؟ چرا رسانههای وابسته به رژیم صهیونیستی، با وجود آگاهی از بیاساس بودن چنین ادعایی، تلاش میکنند این تصویر را القا کنند که رئیسجمهور ایران به دنبال استعفا است؟
رسانه ایران اینترنشنال همزمان دو گزاره را بهعنوان پشتوانه این شایعه مطرح میکند:
۱. دولت توانایی مدیریت کشور را ندارد و از اداره امور ناتوان است.
۲. میان دولت و سپاه اختلاف وجود دارد؛ سپاه به دنبال جنگ است، در حالی که دولت مسیر مذاکره را دنبال میکند.
تخریب عناصر قدرتساز به بهانه اختلاف
این روایت، همزمان دو نهاد مهم کشور را هدف قرار میدهد. از یک سو، دولتی که در دوران جنگ تلاش گستردهای برای مدیریت کشور و تأمین نیازهای مردم انجام داد، به ناتوانی و بیکفایتی متهم میشود. از سوی دیگر، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که نقش اصلی را در دفاع از مرزها و امنیت کشور بر عهده داشت، به دخالت در امور دولت متهم میشود.
ریشه این پروژه کجاست؟
به نظر میرسد بنبست نظامی دشمن در حال تبدیل شدن به بنبست سیاسی است. دشمن دریافته که با حاکمیتی منسجم و مردمی مواجه است که در بزنگاههای حساس از جمهوری اسلامی ایران حمایت کردهاند. در چنین شرایطی، یکی از معدود گزینههای باقیمانده برای او، سرمایهگذاری بر ایجاد شکاف، اختلاف و بیاعتمادی در داخل کشور است.
با این حال، اجرای چنین پروژهای چندان آسان نیست. واقعیتهای میدانی نشان میدهد که دولت، سپاه و سایر ارکان نظام در شرایط کنونی بر انجام مأموریتهای اصلی خود متمرکز هستند. حتی میتوان گفت هماهنگی و همافزایی میان نهادهای مختلف در دوران جنگ به یک نقطه قوت تبدیل شد.
نمونههای این همکاری کم نیست؛ از اصرار آقای پزشکیان بر حضور آقای قالیباف در رأس تیم مذاکراتی ایران گرفته تا همراهی شهرداری تهران و گروههای بسیجی در بازسازی منازل آسیبدیده. همچنین نقش نیروهای امنیتی در تأمین امنیت محمولههای اقتصادی و تلاش شبانهروزی دولت برای تأمین نیازهای اساسی مردم در روزهای جنگ، همگی نشاندهنده هماهنگی، انسجام و عزم مشترک برای عبور از بحران بوده است.
نقش وحدتآفرین رهبری
در کنار همه این عوامل، مهمترین مانع در برابر پروژه اختلافافکنی دشمن، رهنمودهای رهبر انقلاب است. ایشان با تأسی به سیره رهبر شهید، همواره وحدت را بهعنوان یکی از خطوط اصلی سیاست کشور مورد تأکید قرار دادهاند و حتی در شرایط جنگی، صریحاً توصیه کردند که از دامن زدن به اختلافات، حتی اختلافات موجه، پرهیز شود.
این رویکرد را میتوان یکی از مهمترین حمایتها از دولت و مسئولان کشور دانست. در واقع، رهبر انقلاب با تأکید بر حفظ انسجام ملی، همه جریانها و گروهها را به اعتماد نسبت به مسئولان دعوت کردند و یادآور شدند که حتی اگر نسبت به برخی تصمیمات نقد یا ابهامی وجود دارد، نباید اجازه داد این مسائل به اختلاف و دوگانگی در جامعه تبدیل شود.
بر همین اساس، شایعاتی از جنس استعفای رئیسجمهور را باید بیش از آنکه یک خبر واقعی دانست، بخشی از پروژهای رسانهای برای تضعیف انسجام داخلی و ایجاد شکاف میان ارکان قدرت در کشور ارزیابی کرد؛ پروژهای که موفقیت یا ناکامی آن، بیش از هر چیز به میزان حفظ وحدت و همدلی در داخل بستگی دارد.