۰۱ خرداد ۱۴۰۵
۰۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۴

روایت افسر سابق ۸۲۰۰ اسرائیل از سرعت بازسازی نظامی ایران

روایت افسر سابق ۸۲۰۰ اسرائیل از سرعت بازسازی نظامی ایران
افسر سابق واحد8200 در ارتش اسرائیل در یک گفتگو به سرعت بالای بازسازی قدرت موشکی و پهپادی ایران اشاره کرده و هشدار می‌دهد که توان نظامی ایران اکنون بسیار بیشتر از روزهای پیش از جنگ است؛ او تأکید می‌کند که اختلاف ظاهری نتانیاهو و ترامپ، فریب رسانه‌ای است.
کد خبر : ۷۳۸۲۴۹

به گزارش صراط، شائیل بن-افرائیم، افسر سابق واحد ۸۲۰۰ در ارتش اسرائیل معتقد است، جنگ در چندین جبهه، جامعه اسرائیلی را در آستانه فرسایش قرار داده و این وضعیت به افراط‌گرایی و روحیه تهاجمی‌تر دامن می‌زند و تغییر نخست‌وزیر هرگز باعث دگرگون شدن رویکرد توسعه‌طلبانه این رژیم نخواهد شد. او تأکید می‌کند روایت «اختلاف میان ترامپ و نتانیاهو» یک دروغ رسانه‌ای و اقدامی در جهت فریب افکار عمومی است تا از این طریق «تصویر مستقل بودن برای ترامپ» در اذهان ایجاد کنند.

نیروی نظامی ایران همچنان قدرتمند است و قدرتمندتر خواهد شد

بن‌افرائیم ادعای نابودی گسترده توان نظامی ایران از سوی آمریکا و اسرائیل را بزرگ‌نمایی رسانه‌ای توصیف می‌کند، زیرا به عقیده او در جنگ‌های مدرن، مخصوصاً علیه کشوری مانند ایران، بخش مهمی از زیرساخت‌های موشکی و پهپادی، پنهان، پراکنده و قابل جایگزینی هستند. او تأکید می‌کند بسیاری از تجهیزاتی که اسرائیل مدعی انهدام آنها شد، فناوری پیچیده‌ای ندارند و به‌سرعت قابل بازسازی هستند.

از نگاه او، رسانه‌ها، انفجار‌های بزرگ و حملات سنگین را با «فلج شدن راهبردی» ایران اشتباه گرفتند، در حالی که ساختار واقعی قدرت نظامی ایران بر تولید انبوه، ارزان و انعطاف‌پذیر استوار است. بن‌افرائیم همچنین معتقد است ایران در طول جنگ نه‌تنها فرو نپاشید، بلکه در حوزه هدایت موشکی، پهپاد و پدافند، در حال تطبیق و حتی تقویت ظرفیت‌های خود است؛ به همین دلیل او پیش‌بینی می‌کند ایران ظرف چند ماه بتواند بخش عمده‌ای از توان ازدست‌رفته را احیا کرده و در بلندمدت حتی قدرتمندتر از قبل ظاهر شود.

اسرائیل در ترور موفق است، اما با ترور نمی‌توان به برتری راهبردی دست یافت

افسر سابق واحد ۸۲۰۰، میان «ترور و عملیات اطلاعاتی» با «جنگ واقعی و فرسایشی» تمایز قائل می‌شود و استدلال می‌کند که اسرائیل در حذف افراد، نفوذ امنیتی و عملیات‌هایی مانند خرابکاری‌ها یا ترورها، شاید موفق‌ترین بازیگر جهان باشد، اما این مهارت الزاماً به معنای توانایی پیروزی در جنگ‌های طولانی نیست.

او می‌گوید ارتش اسرائیل با وجود برتری تکنولوژیک، نیروی هوایی پیشرفته و حمایت آمریکا، در تبدیل دستاورد‌های تاکتیکی به پیروزی راهبردی ناکام مانده است؛ زیرا جنگ فرسایشی نیازمند ظرفیت انسانی، تاب‌آوری اجتماعی، کنترل زمین و توان تحمل هزینه‌های طولانی‌مدت است.

از نگاه او، اسرائیل توانسته افراد کلیدی را حذف کند و ضربات اولیه سنگینی وارد آورد، اما در برابر بازیگرانی مانند ایران، حزب‌الله و حماس که ساختار‌های غیرمتمرکز و انعطاف‌پذیر دارند، این برتری اطلاعاتی به شکست کامل منجر نشده و حتی برخی برآورد‌های اطلاعاتی اسرائیل درباره میزان تخریب توان دشمن نیز نادرست از آب درآمده است.

اختلاف میان ترامپ و نتانیاهو، یک عملیات فریب و دروغ است

بن-افرائیم بحران راهبردی آمریکا در غرب آسیا را مستقیماً به شکاف فزاینده میان ترامپ و نتانیاهو پیوند می‌زند و معتقد است واشنگتن عملاً در وضعیتی شبیه فرسایش دوران ویتنام گرفتار شده است؛ در این وضعیت ادامه جنگ هزینه‌های عظیم سیاسی، اقتصادی و نظامی ایجاد می‌کند، اما خروج از آن نیز به‌معنای نمایش ضعف خواهد بود.

او می‌گوید ترامپ برخلاف لفاظی‌های تند، به‌خوبی می‌داند گزینه نظامی قاطعی علیه ایران وجود ندارد و به همین دلیل مدام میان تهدید و عقب‌نشینی در نوسان است؛ در حالی که نتانیاهو به‌دلیل بحران داخلی و نیاز سیاسی خود، خواهان تداوم فضای جنگی و فشار بر ایران است.

این افسر سابق اسرائیلی همچنین نسبت به روایت‌های رسانه‌ای درباره «درگیری شدید» میان ترامپ و نتانیاهو بدبین است و معتقد است بخشی از این نشت‌های خبری عمداً برای القای تصویری مستقل‌تر از ترامپ طراحی می‌شود، اما در عین حال تأکید می‌کند اختلاف واقعی بر سر این است که تل‌آویو هنوز به دنبال گسترش جنگ است، در حالی که واشنگتن از گرفتار شدن در یک جنگ فرسایشی جدید در خاورمیانه هراس دارد؛ به ویژه با توجه به اینکه چنین جنگی توان آمریکا را به شدت تحلیل برده و آن را در برابر چین و روسیه، در وضعیت ضعیف‌تری قرار خواهد داد.

این کارشناس در ادامه تأکید می‌کند روایت «اختلافات شدید» ترامپ و نتانیاهو الگویی است که بار‌ها تکرار شده و در نهایت واشنگتن و تل‌آویو در عمل، سیاست‌های هماهنگی را پیش می‌برند. او معتقد است که پشت این جنگ رسانه‌ای، یک اختلاف واقعی نیز وجود دارد: اسرائیل به‌دنبال تداوم فشار و جنگ برای کسب دستاورد‌های بیشتر است، اما ترامپ به‌دلیل نداشتن گزینه نظامی مطمئن و نگرانی از تبعات داخلی و بین‌المللی، تمایلی به ورود به یک جنگ بزرگ و فرسایشی جدید ندارد.

اسرائیل در غزه گرفتار شده و حماس همچنان بهرمند از پایگاه اجتماعی گسترده است

بن-افرائیم سپس به گرفتاری اسرائیل در غزه اعتراف کرده و می‌گوید به‌رغم ایجاد ویرانی گسترده در این منطقه، اسرائیل هنوز نتوانسته جایگزینی واقعی برای حماس ایجاد کند؛ او توضیح می‌دهد اسرائیل از یک‌سو حاضر نیست اداره مستقیم غزه و مسئولیت دو میلیون فلسطینی را برعهده بگیرد و از سوی دیگر، گروه‌های مسلح محلی و شبه‌نظامیانی که برای مقابله با حماس به آنها تکیه کرده، فاقد پایگاه اجتماعی و توان حکمرانی هستند.

او توضیح می‌دهد که سیاست اسرائیل مبتنی بر کوچک‌تر کردن مداوم مناطق قابل سکونت در غزه و فشار انسانی شدید بوده، اما این روند برخلاف انتظار، باعث تمرکز بیشتر جمعیت و در نتیجه انسجام دوباره ساختار حماس شده است.

از نگاه او، حماس اگرچه از نظر تسلیحاتی ضعیف‌تر از گذشته است، اما اکنون در بخش‌هایی که هنوز خارج از کنترل اسرائیل قرار دارند، نوعی انحصار قدرت و کنترل اجتماعی ایجاد کرده و همین مسئله اسرائیل را در بن‌بست قرار داده است؛ زیرا ادامه پیشروی نظامی بدون داشتن طرح سیاسی برای «روز بعد از جنگ» عملاً راه‌حل پایداری تولید نمی‌کند.

اسرائیل با ایجاد قحطی مصنوعی و تداوم جنایت، به دنبال کوچاندن اجباری فلسطینیان است

این افسر اسرائیلی همچنین از راهبرد بلندمدت اسرائیل در غزه پرده برمی‌دارد و توضیح می‌دهد دولت افراطگرای اسرائیل، نه اشغال کامل و نه بازسازی سیاسی این منطقه را دنبال می‌کند، بلکه درصدد تبدیل آن به محیطی غیرقابل‌زیست برای فلسطینی‌هاست تا در نهایت موجی از مهاجرت اجباری شکل بگیرد.

او می‌گوید تل‌آویو به‌جای پذیرش هزینه‌های اداره مستقیم غزه یا سپردن آن به تشکیلات خودگردان فلسطین، تلاش می‌کند از طریق تخریب زیرساخت‌ها، فروپاشی خدمات درمانی، ایجاد قحطی مصنوعی، بحران بهداشتی و فشار مداوم نظامی، جمعیت فلسطینی را به خروج تدریجی وادار کند.

با این حال، به‌گفته او، این پروژه تاکنون ناکام مانده است؛ زیرا هم نگرانی‌های امنیتی ناشی از تجربه‌هایی مانند اردن و لبنان وجود دارد و هم بسیاری از کشور‌ها نمی‌خواهند در روندی که از نگاه افکار عمومی جهان «کوچ اجباری» و جنایت جنگی تلقی می‌شود، شریک شوند. از نگاه بن-افرائیم، همین بن‌بست باعث شده اسرائیل میان ادامه فشار انسانی و ناتوانی در یافتن راه‌حل سیاسی پایدار گرفتار شود.

ایران در آینده نزدیک، توان بازدارندگی فرامنطقه‌ای خود را نیز تثبیت می‌کند

بن-افرائیم با اشاره به تهدیدات ایران علیه پایگاه‌های آمریکا در یونان، رومانی و حتی آلمان، آن را در چارچوب «بازدارندگی نمادین» تحلیل می‌کند و معتقد است ایران در حال حاضر اراده قصد ندارد پایگاه‌های دوردست ناتو را هدف قرار دهد. او معتقد است منطق تهران در این مورد نشان دادن این مهم است که «هیچ نقطه‌ای کاملاً امن نیست» و لذا نوعی فشار روانی و سیاسی بر طرف مقابل تحمیل می‌کند. بن-افرائیم همچنین هشدار می‌دهد که با توجه به بومی بودن توان موشکی و دقت حملات ایران و همچنین ادامه حمایت‌های چین و روسیه، تهران می‌تواند در آینده نزدیک به سطحی برسد که تهدید‌های فعلی را به راحتی از وضعیت نمادین خارج کرده و به عنوان یکی دیگر از مؤلفه‌های بازدارندگی فرامنطقه‌ای خود، به کار بگیرد.

رژیم اسرائیل با تغییر نخست‌وزیر، دستورکار افراطگرایانه و توسعه‌طلبانه خود را رها نمی‌کند

این افسر اسرائیلی در رابطه با ساختار حکمرانی در اسرائیل تأکید می‌کند که حتی تغییر چهره‌ها در صدر حکومت، الزاماً به تغییر مسیر راهبردی این رژیم منجر نمی‌شود. او توضیح می‌دهد که اگرچه احتمال تضعیف یا کنار رفتن نتانیاهو افزایش یافته و نفتالی بنت می‌تواند در قالب یک ائتلاف جدید به قدرت برسد، اما اختلاف اصلی میان آنها بیشتر بر سر «مدیریت بحران» است تا ماهیت سیاست‌ها؛ زیرا هر دو به پروژه امنیتی و توسعه‌طلبانه اسرائیل باور دارند.

از نگاه او، نتانیاهو به‌دلیل پرونده‌های فساد و نیاز دائمی به بقای سیاسی، به فضای جنگ و تنش مستمر وابسته شده، در حالی که بنت احتمالاً تلاش خواهد کرد با کاهش شدت درگیری‌ها، بازسازی ارتش و ترمیم روابط خارجی، فرسایش داخلی اسرائیل را کنترل کند. با این حال، بن-افرائیم هشدار می‌دهد که در پشت این جابه‌جایی‌های ظاهری، جریان راست مذهبی و افراطی در حال قدرت‌گیری تدریجی است؛ جریانی که چهره‌هایی مانند بن‌گویر و اسموتریچ نمایندگی‌اش می‌کنند و حتی اگر موقتاً خارج از دولت بمانند، گفتمانشان به‌تدریج به جریان اصلی سیاست اسرائیل تبدیل می‌شود.

او معتقد است حذف این چهره‌ها لزوماً به معنای تغییر سیاست نیست، بلکه فقط ممکن است همان رویکرد‌ها با ظاهری نرم‌تر و هزینه رسانه‌ای کمتر ادامه یابد؛ در نتیجه، بحران‌های جنگی اخیر نه‌تنها اسرائیل را فرسوده کرده، بلکه جامعه و سیاست آن را به سمت امنیتی‌تر، رادیکال‌تر و ایدئولوژیک‌تر شدن سوق داده است.

ارتش و جامعه اسرائیل فرسایش یافته و با یک دوره بی‌ثباتی درازمدت مواجه است

این افسر سابق واحد ۸۲۰۰ در نهایت اعتراف می‌کند که اسرائیل هرچند در ظاهر از برتری نظامی و تکنولوژیک برخوردار است، اما مجموعه جنگ‌های همزمان در غزه، لبنان، سوریه، عراق و ایران، ارتش و ساختار سیاسی این رژیم را به مرحله‌ای از فرسایش رسانده که حتی فرماندهان نظامی اسرائیل نیز درباره آن هشدار می‌دهند.

او می‌گوید ارتش اسرائیل با کمبود نیرو، فرسودگی روانی گسترده، فشار بی‌سابقه بر نیرو‌های ذخیره و کاهش توان اداره چند جبهه مواجه شده و همین مسئله باعث شده پیروزی‌های تاکتیکی نتوانند به دستاورد راهبردی تبدیل شوند.

از نگاه او، بحران کنونی نشانه ورود اسرائیل به دوره‌ای از بی‌ثباتی بلندمدت سیاسی، اجتماعی و نظامی است که در آن، حتی تغییر دولت‌ها نیز قادر به حل ریشه‌ای مشکلات نخواهد بود؛ زیرا ادامه جنگ‌ها از یک‌سو ارتش را تحلیل می‌برد و از سوی دیگر، جامعه اسرائیل را بیش از پیش به سمت افراط‌گرایی، نظامی‌گری و شکاف داخلی سوق می‌دهد.