۱۳ تير ۱۳۹۱ - ۱۶:۰۵

چرا بازار شیرو گوشت ناآرام شد؟

وقتی تولید توسعه پیدا کند، اشتغال و درآمد ایجاد می شود و همه از آن نفع می برند. حالا در ارتباط با این موضوع اقشار کم درآمد جامعه را می توان به عنوان یک جامعه هدف مشخص کرد و کمک هایی در اختیار آنان قرار داد.
کد خبر : ۷۰۰۸۴

خبر آنلاین/ محمد هیراد حاتمی: اگر به قصد گشت و گذار سری به نقاط مختلف ایران سفر کرده باشید یکی از پدیده های تلخی که می توان در مناطقی که کشاورزی در آن رواج دارد مشاهده کرد تغییر کاربری اراضی کشاورزی و تبدیل آن به واحد های مسکونی است.
پدیده تلخی که در بلند مدت آسیب های فراوانی را برای یکی از اصلی ترین بخش های تولید کشور به بار خواهد آورد.
از سوی دیگر این روزها حال و روز بخش کشاورزی مورد توجه بسیاری از کارشناسان اقتصادی است و جملگی آنان اعتقاد دارند نباید در شرایط موجود ذره ای از این بخش غفلت کرد. بررسی وضعیت بخش کشاورزی سبب شد تا به سراغ عباس رجایی، رئیس کمیسیون کشاورزی مجلس نهم برویم تا او در این رابطه توضیح دهد.
 رجایی که در چهار سال فعالیت مجلس هشتم نیز ریاست کمیسیون کشاورزی را بر عهده داشت، در واپسین روزهای خرداد با 16 رای در رقابت با اسماعیلی‌نیا به عنوان رییس کمیسیون کشاورزی انتخاب شد.
او اعتقاد دارد کشاورزی باید مدرن شود چرا که در این شرایط کشاورز احساس می کند اگر روی زمین خودش بایستد کار کند درآمد بیشتری دارد و از مهاجرت به شهر پرهیز خواهد کرد. متن کامل گفت و گو با عباس رجایی، رئیس کمیسیون کشاورزی مجلس نهم را در ادامه می خوانید:

 

بی تردید « کشاورزی » نقش مهمی در اقتصاد و حیات جامعه ایفا می کند. با وجود نقش مهم کشاورزی در اقتصاد کشور انتقاد هایی به عملکرد این حوزه وجود دارد. به نظر شما اصلی ترین نگرانی که در حال حاضر بخش کشاورزی آن را احساس می کند به چه موضوع یا موضوعاتی بر می گردد؟ 

به شخصه اولین عنصر را « مدیریت » می دانم. دوم اینکه راهبرد های کلان در بخش کشاورزی نداریم. واقعا در بخش کشاورزی نمی دانیم دنبال چه چیزی هستیم. به هر حال یک سری قوانین تعریف شده است اما در مقام اجرا، « راهبردها »  مشخص نیست. یعنی قوانین اجرا نشده است. به طور مثال قانون افزایش بهره وری بخش کشاورزی قانون بسیار مترقی است. یا قوانین دیگری که در بخش کشاورزی تصویب شده و در اختیار دولت برای اجرا قرار گرفته است. همه اینها را که بررسی کنید به این نتیجه می رسید که ده درصد آن اجرایی نشده است. این قوانین که راهبردها و راهکارهایی را برای حرکت کشاورزی تعریف کرده است عملیاتی نمی شود. سومین موضوعی که می خواهم بگویم این است که سرمایه گذاری در بخش کشاورزی محدود است. البته در سال جاری بحثی را برای توسعه کشاورزی در نظر گرفتند که در واقع همان چیز هایی است که مجلس تصویب کرده است. آنها را کنار همدیگر قرار دادند و می خواهند اجرایی کنند. من امیدوارم این موضوع خوب اجرا شود. این نکته وجود دارد که بیش از آنکه به کشاورزی و شکل دهی به مسائل کشاورزی توجه شود، قصد بر این است که آمار اشتغال مان را بالاببریم. اگر هدف آمار « اشتغال  » باشد نتیجه لزوما کشاورزی نمی شود اما اگر کار کشاورزی را درست جلو ببریم نتیجه کار کشاورزی اشتغال هم خواهد بود. وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی در یک سری مسائل متولی موضوع است و می خواهد آمار اشتغال بدهد. پس این وزارتخانه سراغ موضوعاتی می رود که اشتغال مطرح باشد. حالا اینکه به این اشتغال برسیم یا نرسیم بحث ها و نگاه های مختلفی دارد. هدف تولید نیست و هدف اشتغال شده است. از این جهت در بحث توسعه کشاورزی و مهر کشاورزی که مطرح شده نگران هستم.

بحث را بیشتر باز کنید. اینکه نگرانی شما از چه جهتی است؟
نگرانی من از این جهت است که 4 ماه از سال دارد می گذرد و هنوز آثار عملی این پروژه هایی که امسال به صورت روتین در سرمایه گذاری ها انجام می شده است را مشاهده نکردیم. هنوز در دور نیافتاده است. یعنی بانک کشاورزی و وزارت جهاد کشاورزی یک کارهایی را به صورت روتین انجام می دادند که همه اینها متوقف شده است و وارد سیستم دیگر کردند. در واقع منابع بانک کشاورزی و منابعی که از توسعه ملی می آید به نوعی حالت تسهیلاتی گرفته و در سیکل دیگری عمل می شود که هنوز عملا به مزرعه و باغ نرفته است. من نگرانی دارم که از فضای کار خودش منحرف شود.

اتفاق تلخی که این روزها در بخش کشاورزی شاهد آن هستیم تبدیل زمین های کشاورزی به ساختمان های مسکونی است. یعنی کافی است سری به مناطق پر رونق کشاورزی بزنیم و مشاهده کنیم بسیاری از اراضی کشاورزی در حال تبدیل شدن به واحد های مسکونی است. رویدادی که چندان خوشایند نیست و تبعات خوبی را به همراه ندارد. در این بخش نگرانی وجود ندارد؟  
قطعا همینطور است. روزی مشاهده کردیم بحثی به نام « باغ شهر » مطرح شد. این « باغ شهر » ها به نظر من حرفی بود که بسیار غیر کارشناسی بود. « باغ شهر » یعنی شما شهری را می خواهید درست کنید که در کنار آن باغ باشد و نه باغی که در کنار آن مسکونی باشد. این دو نگاه متفاوت است. وقتی شما می گویید « باغ شهر » یعنی اینکه خانه سازی ها و شهرسازی هایی صورت بگیرد که فضای سبز هم وجود داشته باشد. هدف شهر است. ما در تغییر کاربری اراضی زراعی و باغ ها در مجلس هفتم مصوب کرده بودیم کسانیکه باغ دارند برای اینکه بتوانند از فضای باغ شان استفاده کنند اجازه داشته باشند یک حالت مسکونی محدودی با توجه متراژ درست کنند. این اجازه هم در چارچوب قانون حفظ کاربری داده شد و تغییر و تحولی در رابطه با باغ نباید صورت بگیرد. اینکه باغ شهر شود زمین تا آسمان با این موضوع فرق دارد. از سوی دیگر وقتی شما بیایید در حوزه کشاورزی کاری کنید که کشاورز صرفه اقتصادی نداشته باشد و سرمایه گذاری ای که می کند را برداشت نکند قطعا تبعاتی دارد.

یعنی درآمد پایین کشاورزان آنها را از ادامه این شغل باز می دارد؟

به طور متوسط در ایران عموم کشاورزان و باغداران در طول یک سال خیلی پول گیرشان بیاید زیر ده میلیون تومان است. زیر ده میلیون تومان در آمد طی یک سال در دست کشاورز،  قاعدتا او را راضی نمی کند که جوانش در روستا بماند و کشاورزی کند. روستایی مشاهده می کند اگر جوانش برود در شهر کارگری کند پول بیشتری خواهد داشت. طبیعی است در چنین شرایطی کشاورز به دنبال این است که زمین را به ارزش افزوده بیشتری تبدیل کند. از فراز های قانونی و غیر قانونی که شکل می گیرد می رود استفاده می کند و متاسفانه تبدیل ها صورت می گیرد. یا اینکه کشاورز زمین را رها می کند و می رود. ما در قانون جامعه منابع طبیعی که در مجلس هنوز تصویب نشده است در این رابطه بحث های جدی صورت گرفته است. امیدوارم در مجلس نهم این قانون به تصویب برسد. بر این اساس من فکر می کنم اگر کشاورزی را مدرن کنیم و کشاورز احساس کند در شرایطی که روی زمین بایستد و کار کند درآمد بیشتری از مهاجرت به شهر خواهد داشت می ماند و کار کشاورزی خود را ادامه می دهد. ما باید این فضا را شکل دهیم که نتیجه یک تفکر تولیدگرا در بخش کشاورزی است. یعنی همه کسانیکه در حوزه تصمیم گیری و تصمیم سازی کشور حضور دارند باید به این نکته برسند در غیر این صورت نتیجه ای نخواهیم گرفت.

شما به نکته خوبی اشاره کردید اما در این شرایط اجرایی شدن قانونی مانند هدفمند شدن یارانه ها روند رشد کشاورزی را کند نمی کند؟ آقای رجایی پس از اجرایی شدن قانون هدفمند شدن یارانه برخی بر این باورند کشاورزی لطمات زیادی را تجربه کرده است. شما به بالا رفتن هزینه های تولید اشاره کردید اما گروهی هم بر این باورند پرداخت پول یارانه به شکل نقدی تا حدی انگیزه تولیدی کشاورزان را برای درآمد زایی از بین ببرد. به نوعی یک نقد اجتماعی از پشت عینک اقتصاد در این رابطه مطرح می شود. تحلیل شما از این داستان چیست؟

اصلا اینکه پول ما به مردم بدهیم یک روش بسیار غلط است که من اعتقادی به آن ندارم. به این شکل مردم همه حقوق بگیر دولت هستند که سیاست بسیار غلطی است که دولت دنبال کرد. قانون هدفمند شدن یارانه ها هم این را نمی گوید.
آنچه این قانون می گوید این است که شما از منابعی که به دست می آورید باید اقدام هایی از جمله توسعه تولید صورت دهید.
وقتی تولید توسعه پیدا کند، اشتغال و درآمد ایجاد می شود و همه از آن نفع می برند. حالا در ارتباط با این موضوع اقشار کم درآمد جامعه را می توان به عنوان یک جامعه هدف مشخص کرد و کمک هایی در اختیار آنان قرار داد.
ما در سال گذشته حدود 55 هزار میلیارد تومان پول به مردم دادیم. از این رقم اگر 30 تا 40 هزار میلیارد تومان به تولید می رفت چه تحول عظیمی در تولید به وجود می آمد. در این حالت تورم ناشی از اجرای قانون را هم نداشتیم و برخی از تنبلی ها که شما اشاره کردید هم وجود نداشت. در چنین شرایطی پول در جایگاه خود خرج شده بود و استفاده های دقیق تری از آن صورت می گرفت.
اینکه ما پول به مردم دهیم آثار نامطلوبی دارد و هرچه سریع تر باید جلوی آن را گرفت. نکته دیگر اینکه در تمام دنیا یارانه بخش کشاورزی وجود دارد. یارانه بخش کشاورزی نه اینکه بیاییم و کالایی را ارزان به کشاورز بدهیم.
 این موضوع غلط است و در آن رانت وجود دارد. بحث من این است ک امروز تمام دام کشور ما شناسنامه دارد. بر اساس گزارش هایی که دامپزشکی و دامپروری وزارت جهاد اعلام کردند تمام دامداری های صنعتی و غیر صنعتی کشور دام شان شناسایی شده و مالکیت ها مشخص شده است. اگر هم این موضوع وجود نداشته باشد در یک برنامه زمان بندی کوتاه می توان این اطلاعات را به دست آورد.
ما بیاییم و بگوییم کسانیکه به طور مثال تولید گوشت می کنند اگر گوشت با کیفیت مشخصی که اعلام می شود، در کشتارگاه تحویل دادند به آن فرد به ازای هر کیلوگرم گوشت تولیدی مورد نظر، مقداری یارانه به حسابش پرداخت می شود.
در این حالت برای تولید گوشت انگیزه ایجاد می شود و در وهله دوم کیفیت ها تعریف می شود. سوم اینکه شما مجموعه نهاده هایی که دامدار می خواهد استفاده کند را آزاد کردید و هرچه قدر مورد احتیاج اش باشد تامین می کنید و دیگر داستان هایی مانند شرکت های پشتیبانی، سیستم های علوفه و ... جمع می شود.
ما بحث مان در مجلس هم این بوده که در بخش کشاورزی ده گروه کالا داریم که گفته شده تولید این مواد استراتژیک است و دولت باید حمایت کند. به این ده گروه کالا بین 20 تا 40 درصد از هزینه تمام شده اش را یارانه بدهیم مشروط به اینکه تولید کننده، تولید کند. در آن شرایط نگاه به کشاورزی تغییر پیدا می کند.

اخیرا در بخش محصولات کشاورزی ناآرامی هایی در بازار وجود دارد. اگر بخواهم به طور موردی سوال بپرسم به طور مثال می توانم به شیر اشاره کنم. چه اتفاقی سبب به هم ریختن ثبات در تولید شیر شد؟

خشکسالی، برخی از بیماری هایی که یک دفعه اپیدمی شد و مشکلاتی به وجود آورد را می توان مطرح کرد. به اضافه گران شدن علوفه و سخت شدن نقل و انتقال پول برای تامین علوفه سبب شد بخشی از دام مولد ما در بحث شیر متاسفانه به کشتارگاه رفت. البته در برخی استان ها از این حرکت جلوگیری شد و از ورود دام های مولد به کشتارگاه جلوگیری شد اما آسیب این موضوع رسیده شد. نتیجه این شد که تولید شیر در کشور کاهش پیدا کرد. از سوی دیگر دستوری عمل کردن در اقتصاد کشاورزی اثر گذار بود. به جای اینکه بروند این موضوع را حل کنند رفتند گفتند کارخانه دار حق ندارد بیشتر از یک رقم خاص از دامدار بخرد. حتی دامداری که شیر را با قیمت گران تر فروخته بود به تعزیرات بردند. این ها سبب شد مشکلات جدی در بحث شیر به وجود آمد و هنوز هم حل نشده است.

در رابطه با گوشت هم یک سری ناآرامی ها در بازار به وجود آمد. در این رابطه چه چییز سبب بروز نا آرامی شد؟ 

برای گوشت هم داستان همین است. به طور مثال مرغ تعریف روشن و شفافی دارد. جوجه یک روزه بعد از 45 روز تبدیل به مرغ می شود و وارد باز می شود. این مدت یک فرآیندی باید طی شود. به طور مثال دان و مکمل باید استفاده شود و سپس کشتارگاهی بیاید آن را بگیرد و تبدیل به مرغی شود که در بازار به فروش می رسد. در این فرآیند اگر فاکتوری از تولید به موقع عمل نشود مشکل ایجاد می شود. ما می گوییم اینها بسیار شفاف است و ارقام مشخص است که چه میزان باید وارد شود، چه قدر آن داخل است. یک فرمول بسیار ساده است. اگر ما در این فرمول ساده دخالت کنیم و نگذاریم به موقع عمل شود مشکل ایجاد می شود. در رابطه با جوجه ریزی و مرع مدتی همین اتفاق افتاد و بعضی از مرغداری ها جوجه ریزی نکردند. وقتی جوجه ریزی هم نشد کمبود طبیعی است که به وجود آید. امروز جوجه ریزی نمی شود 45 روز بعد آثار آن قابل مشاهده است.

در رابطه با برنج هم نگرانی هایی وجود دارد. اینکه در استانی مانند مازندران که یکی از اصلی ترین محل های تولید برنج ایران است برنج های خارجی در بازار مشاده می شود. واکنش شما به این موضوع چیست؟

 بله. ما خیلی از واکنس های مان را رسانه ای نمی کنیم. متوسط مصرف برنج در ایران نسبت به دنیا بالا تر است. متوسط مصرف برنج در ایران برای هر نفر 43 کیلیوگرم در سال است. در حالیکه در دنیا این رقم 20 کلیوگرم است که نشان می دهد ما در موضوع برنج اصراف هایی داریم. نمونه های آن را می شود مشاهده کرد. ما اعتقاد داریم باید الگو را اصلاح کنیم تا متوسط مصرف پایین بیاید. اگر متوسط مصرف پایین بیاید ما دیگر نیاز به واردات برنج نداریم. اگر فرض بگیریم همین رقم ها باشد ما 500 هزار تن واردات برنج بیشتر نیاز نداریم. ما می توانیم این 500 هزار تن را در فصل غیر برداشت محصول خودمان وارد کشور کنیم اما یکباره حدود 1 میلیون و 500 هزار تن برنج وارد می شود. متاسفانه این اقدام زمانی انجام می شود که مشغول برداشت برنج خودمان هستیم. البته وزارت صنعت، معدن و تجارت می گوید برنامه ریزی ما قبل از زمان برداشت است اما وقتی که شما زمستان ثبت سفارش کنید، تابستان برنج وارد خواهد شد.

نظرات بینندگان
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۹:۰۸ - ۱۳۹۱/۰۴/۱۳
عامل اصلی این ناآرامیها خود دولته.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۳:۲۵ - ۱۳۹۱/۰۴/۱۳
چه چیزآرومه
ناشناس
|
United States of America
|
۱۲:۵۵ - ۱۳۹۱/۰۴/۱۶
نه بابا تقصیر خاتمیه... شاید تقصیر جورج سورس باشه.. اصن ربطی به شرایط حاضر نداره از اون موقع باقی مونده...