به گزارش سرویس وبلاگ صراط، نویسنده وبلاگ شاهدان شهید ... بچه های آسمان در آخرین به روز رسانی وبلاگ خود نوشته است:
بمناسبت ولادت حضرت علی اکبر (علیه
السلام)
در مهر ماه سال 59 یکی دو فروند میگ عراقی که بر فراز پایگاه هوانیروز کرمانشاه به قصد حمله ظاهر شده بودند مورد هدف پدافند هوانیروز قرار گرفته و لاشه آن درست روی ساختمان محل زندگی شهید شیرودی سقوط کرده و ساختمان را ویران می کند .در آن زمان شیرودی ،عازم به ماموریتی بود .به او گفتند سری به منزلت بزن ببین چه بلایی سرش آمده .ولی در کمال تعجب وی با خنده و خونسردی کامل گفت :ترجیح می دهم به منطقه بروم ؛و رفت و کلید منزلش را فرستاد تا دوستانش بروند واگر اثاثیه ای مانده است به جای دیگر ببرند .
بچه های انجمن اسلامی رفتند و داوطلبانه اثاثیه منزل او را به خانه دیگری منتقل کردند و شیرودی پس از انجام چند پرواز بر گشت و به منزل جدیدش سر زد .
در یکی ار عملیات هایی هم که در کردستان داشتیم ،حین نبرد با دمکراتها ،علی اکبر پس ازاتمام مهماتش می بیند که یک اتومبیل حامل دمکراتها در حال فرار است ؛فورا پایین می آید و اتومبیل را با« اسکیتهای» هلی کوپتر از زمین بلند کرده و به همراه سر نشینان با خود به پادگان می آورد ،بسیار سریع و برق آسا این کار را انجام می دهد ....
عضویت رسمی این نهاد در می آید و آرم سپاه را روی سینه خود می زند ،اما
رابطه خود را با پادگان هوانیروز قطع نمی کند . همواره به صورت یک پل ارتباطی بین سپاه و
ارتش عمل می نماید . همیشه سپاهیان را سرور خود می خواند و هر زمان که پاسداران به
خطر می افتادند خود را مانند سیمرغی که پرش را آتش زده باشند ،می رساند و آتش بار جهنمی
خود را به سوی دشمنان نشانه می گرفت . به همین دلیل بود که به او لقب «سپاهیار» داده
بودند .در زمانی که طی یکی از عملیات ،ضد انقلاب پی در پی آماج حملات دشمن شکن
شهید شیرودی قرار می گیرد و نجات خود را تنها در گرو خاموشی آتشباریهای هلی
کوپتر علی اکبر می بیند ،برای شخص او پیغامی می فرستند ،بدین مضمون که ما دو راه در مقابل
خلبان شیرودی قرار می دهیم ،یا به ما بپیوندد و در خدمت ما بجنگد که در این صورت ماهیانه
صد هزار تومان –در سال 59 – به عنوان حقوق در یافت می نماید و یا به شهر خود بازگشته و
تنها از حضور در جبهه ها خود داری کند که در آن صورت مبلغ سی هزار توما ن از ما در یافت می
دارد .راه سومی هم هست .در صورت نپذیرفتن این دو راه خلبان شیرودی باید یقین داشته باشد که
سر بریده اشرا برای خانواده اش ارسال خواهیم کرد .در همان زمان که شیرودی مشغول پیکار با ضد انقلاب و متجاوزین بعثی بود
،جبهه ای دیگر نیز از سوی لیبرالها و عوامل دولت موقت و سپس بنی صدر در مقابل او تشکیل
شد. قلب مهربان او که به عشق اسلام ،امام و امت می تپید ،همواره از کار شکنی ها و اخلال آن
روباه صفتان به درد می آمد و روح بلندش آزرده می گشت ،اما طبق قول خودش اگر چه می تواند
آنان را رسوا و افشا نماید ،اما به خاطر فرمان و اراده حضرت امام سکوت اختیار می
کند
