به گزارش صراط به نقل از چارسو فرهنگ، پرستویی در مارمولک جملهای دارد که راستِ کار این روزهاست:«دل آدم باید ذاتش درست باشه» این جنگ خیلی خوب این جمله را به همه ثابت کرد؛ اشک تمساح ریختن و آه و ناله زدن برای فلان مسئله سیاسی و اجتماعی هنرمند جماعت را آدم نمیکند، آدم آن کسیست که واقعیتها را بگوید و لیچار بابت هزار تومان بیشتر بار مردم نکند.
همه اینها را گذاشتیم کنار هم که به اینجا برسیم. دیروز که ماجرای ۶۲ قطعه و ۳۲ تن در رسانهها پیچید، پرستویی در پستی باعث و بانیان این کفنهای کوچک را لعن کرد و امروز راننده اوبری که گویا شغل پردرآمدتری از کار سابق پیدا کرده و خودفروشی میکند، پاسخ پرستوییِ شریف را با لعن داد.
انگار همین موجود فراموشش شده که سر ماجرای دعوای پرستویی و علی علیزاده برای آنکه خودش را در متن اتفاقات روز نگه دارد یادداشت مینوشت و کلمه استاد از دهانش نمیافتاد تا از کنار اسم پرستویی چیزی هم به او بماسد، حالا چه شده که لیچار بار همان اساتید میکند؟ احترام استاد واجب است اما کباب دم و دستگاه پهلوی خوشمزهتر؟!
چه شده کسی که برای بازی در فیلمهای دولتی سر و دست میشکست، حالا به پرستویی میگوید حکومتی؟ اولین لازمه برای طرف گرفتن با پرستویی و دعوای لفظی با او این است که حداقل در جنگ زیر موشکهای دشمن مملکت باشی، نه اینکه عمویت کفنهای چند سانتی برای این ملت درست کند.