به گزارش صراط به نقل از عصر ایرانیان؛ چند روزی است که از جلسه ماهیانه آقای روحانی رئیس جمهور ایران در دوره های یازدهم و دوازدهم با وزرا و معاونان خود میگذرد و روز به روز بر حواشی آن افزوده میشود. سخنان عجیب جناب روحانی درباره مسائل حساس کشور، ورود به موضوعاتی که دیگر مسئولیتی در قبال آنها ندارد و تلاش برای تعیین خطمشی سیاسی کشور، از جمله نکاتی است که نمیتوان به سادگی از کنارشان گذشت.
اما شاید بد نباشد از خودمان بپرسیم: چرا دولتی که سالهاست به پایان رسیده، هنوز در حال برگزاری جلسه و نسخهپیچی برای مسائل کلان امروز کشور است؟
نگرانی برای تنگه و کم رونق شدن تجارت بین الملل!
جناب روحانی گفتهاند: «تنگه بدون کشتی نمیشود. ما که نمیخواهیم تجارت جهانی را بیرونق کنیم. ما باید از تجارت بینالمللی حمایت کنیم.»
مهربانی و دلسوزی از ویژگیهای بارز جناب روحانی است؛ حتی دلشان برای اقتصاد جهانی هم میسوزد!
عجیب اینجاست که در شرایطی که فشار اقتصادی وارد بر مردم ایران بیش از هر زمانی است، ایشان به جای سخن گفتن از معیشت و اقتصاد مردم و ارائه راهکار به دولت برای مدیریت این بحران، نگران رونق تجارت بینالمللی و اختلال در عبور و مرور کشتیها از تنگه هرمز هستند.
یکی نیست به این عزیزان بگوید در مقابل دشمنی که با تمام قوا در حال ضربه زدن به اقتصاد ایران است، چرا باید اولویت ما نگرانی از رونق تجارت دشمنانمان باشد؟
تنگه هرمز فقط یک آبراه نیست؛ یک اهرم راهبردی در معادلات امنیتی و اقتصادی ایران است. وقتی طرف مقابل از ابزارهای اقتصادی و نظامی خود برای فشار بر ایران استفاده میکند، طبیعی است که جمهوری اسلامی ایران نیز از ظرفیتهای راهبردی خود برای فشار بر اقتصاد آمریکا و متحدانش استفاده کند.
قرار نیست ایران برای حفظ آرامش بازارهای جهانی، از ابزارهای قدرت خود چشمپوشی کند.
چه شد که دشمن برای مذاکره و آتشبس به التماس افتاد؟ در روزهایی که قیمت نفت از ۱۲۰ دلار عبور کرده بود و فشار ناشی از اختلال در بازار انرژی، هزینههای جنگ را بالا برده بود. البته که ما با تنفس آتش بس و عمل به وعده خود در تفاهم نامه و باز کردن تنگه، در مقابل دشمنی که به هیچکدام از وعده هایش عمل نکرد، بحران قیمت نفت را برای دشمن حل کردیم.
در نهایت مقام معظم رهبری نیز در پیام اول خود بر لزوم بسته بودن تنگه هرمز تاکید داشتند و تا زمانی که ایشان مجوز بازگشایی تنگه را صادر کنند، تنگه بسته خواهد ماند انشاالله.
*حمله به صداوسیما؛ نقد یا تسویه حساب؟*
همزمان با نزدیک شدن به زمان انتصاب رئیس جدید سازمان صداوسیما، گویا عدهای نیز فرصت را برای تسویهحساب با رسانه ملی مناسب دیدهاند.
جالب آنکه بعضی از همانهایی که مدام از «وفاق» و «اتحاد» سخن میگویند، در نقد صداوسیما چنان میتازند که گویی ملی بودن این سازمان، مشروط به همراهی آن با تفکرات سیاسی خودشان است!
عملکرد صداوسیما چه خوب و چه بد، قطعاً نیازمند نقد و بررسی است؛ اما نقد با تسویهحساب سیاسی تفاوت دارد.
اگر صداوسیما ضعیف عمل کرده، اگر سیاست رسانهای آن ایراد دارد، مصداق بیاورید و راهحل ارائه دهید. اما اینکه رسانه ملی را تنها زمانی «ملی» بدانیم که در حال تعریف و تمجید از ما و جریان سیاسی مورد علاقهمان باشد، بیشتر از آنکه نقد رسانهای باشد، نگاه ابزاری به رسانه است و با نقد خیرخواهانه رسانه ملی فرسنگ ها فاصله دارد.
تصمیم درباره آینده صداوسیما نیز در جای خود و توسط مقام معظم رهبری گرفته خواهد شد. رهبر جوان و عزیز ما، قطعاً بهتر از مدعیان امروز، ملاحظات این عرصه را میشناسند و بهترین تصمیم ممکن را خواهند گرفت.
پس شاید بد نباشد آقایان به جای تعیین تکلیف برای صداوسیما، کمی هم به عملکرد خودشان نگاه کنند.
به قول معروف: شما اگر بیلزنی، اول باغچه خودت را بیل بزن!
«پیامبر هم با مردم مشورت میکرد»؛ اما خودتان چطور؟
ایشان در بخشی دیگر از سخنان خود گفته اند که: به مردم بگوییم که میخواهیم ۲۰ سال با قدرت های بزرگ بجنگیم و اگر قبول کردند برویم و ادامه دهیم…پیغمبر هم با مردم مشورت میکرد و تصمیم میگرفت.
اولا جناب روحانی ما آغازگر جنگی نبودیم که بخواهیم از کسی بابت آن مشورت بگیریم که به جنگ برویم. ۲ مرتبه در وسط مذاکرات به خاک ما تجاوز شده است و ما درحال دفاع از خود هستیم. مردم غیور ما هم حدود ۲۰۰ شب است پا به پای نیروی های مسلح در خیابان ها مشغول دفاع از کشور اند.
اتفاقا جای شما هم ۲۰۰ شب است که خالی است. لطفا شما هم یک شب در میان مردم، در این #دفاع_ملی_شبانه حضور پیدا کنید!
دوما کاش نسخه هایی که میپیچید را خودتان اجرا کرده بودید. آیا شما برای برجام به معنای واقعی کلمه با مردم مشورت کردید؟ مگر بابت وجود مکانیزم ماشه با مردم مشورت کردید؟ مگر وقتی صبح جمعه، بیدار شدید و تغییر قیمت بنزین را دیدید با مردم مشورت کرده بودید؟ نکند برای افزایش ۹ برابری قیمت دلار با مردم مشورت کرده بودید؟
مشورت با مردم توصیه خوبی است؛ اما کاش توصیههای امروز را با کارنامه دیروز خودمان هم مقایسه کنیم.
رطب خورده کی منع رطب کند جناب روحانی؟
نسخه پیچیدن هایتان بماند برای همان دولت خیالی تان!
مخالفان پیمان؟! عجب!
جناب روحانی در بخش دیگر صحبت های خود بیان کرد که عده ای در داخل ظاهرا از مذاکره و پیمان بدشان می آید.
عجب! نکند این آقای روحانی سال هاست در ایران زندگی نمیکند و در جریان مذاکرات ایران و آمریکا در سال های گذشته نیست و آن آقای روحانی که ۸ سال رئیس جمهور ایران بود و خالق برجام شخص دیگری است؟
آقای رئیسجمهور سابق، لطفا از خواب بیدار شوید! قرارداد های الجزایر، برجام و اسلام آباد را به یاد بیاورید. کسی که اهل پیمان نیست و همیشه خلف وعده کرده است، ایالات متحده آمریکا است نه جمهوری اسلامی ایران. چه کسی از برجام خارج شد؟ چه کسی تعهداتش را انجام نداد؟ چه کسی ۲ مرتبه در میانه مذاکرات به خاک کشور ما تجاوز کرد؟ چه کسی ۱۶۸ دانش آموز را در میناب به خاک و خون کشید؟ چه کسی عالی ترین مقام کشور ما را به شهادت رساند؟ چه کسی درصدد ایجاد کریدور جنوبی در تنگه هرمز بود و به ترتیبات ایرانی پشت کرد؟ چه کسی در چند ماه گذشته هر زمان که خواسته به جنوب ایران تجاوز کرده است و هموطنان مارا در مراسم عروسی به شهادت رسانده است؟ چه کسی حتی برای امضای خودش هم ارزش قائل نیست و تفاهمنامه را تکه کاغذی بی اعتبار میخواند؟
این حجم از خود تحقیری و سفیدشویی آمریکا، نوبر است. انگار همه چیز تقصیر ماست و طرف مقابل برای ما آغوش باز کرده است ولی ما پس میزنیم!
آقای روحانی بدان؛ ایرانی ها از باوفا ترین مردم به عهد و پیمان خویش اند. اما عقل هم دارند و میدانند که آزموده را آزمودن خطاست!
دولت یازدهم و دوازدهم تمام شدهاند آقای روحانی؛ جلسات ماهیانهتان هم اگر ادامه دارد، لااقل برای همان دولت خیالی تصمیم بگیرید، نه برای ایران امروز! علی برکت الله…