۱۲ تير ۱۳۸۹ - ۲۳:۳۳

مارادونا را ول كن رفقاي گر گرفته و عصبي ما را بچسب!

کد خبر : ۶۹۵۳
يك ضدانقلاب فراري از وضعيت عصبي به هم ريخته شماري از عناصر آشوب طلب و بي عاري شماري ديگر از آنها در سالگرد 18تير خبر داد.
«عليرضا-ر» در وبلاگ خود با اشاره به اوضاع به هم ريخته كاربران ضدانقلاب سايت «بالاترين» -يكي از حاميان اصلي آشوب و اغتشاش- نوشت: 18تير داره مياد، چه خبر از جنبش سبز؟ برزيل حذف شد... «بالاترين» هم كه صفاست! «خنده دارترين عكسي كه تا حالا از مارادونا ديده ايد» با بيش از 8 هزار كليك وسط صفحه اول مي درخشد، لينك مورد بحث، سكس ]...[ است و در آستانه 18تير همه دارند سر اين موضوع بحث مي كنند و احيانا لينكي هم درباره 18تير. در عوض تا دلت بخواهد همه دارند بهم فحش مي دهند. بدون هيچ و حتي يك استثنا، و همه، به همه. انگار كه همه تا آخرين حد ممكن عصبي باشند. هر كدام مثل كسي كه فحش تازه اي ياد گرفته باشد و دنبال اولين دليل كه آن فحش را يكجا بدهد. رفقا... چرا اين همه گر گرفته و عصبي؟
وي اضافه مي كند: اين وسط من و مثل من ها مي مانند كه هنوز از شوك بلايي كه سرشان آمده در نيامده، هنوز آب تبعيدگاهي كه به ناچار و نامردي رفته اند از گلويشان پايين نمي رود، هر روز را از شروع و تا آخر با تمام وجود حسرت يك دقيقه ديگر بودن در خيابانهاي تهران را مي كشند و فقط هم همين ماهائيم كه هرگز و هيچ جا جزو هزينه دادگان جنبش سبزمان به حساب كه خوب است به لعنت هم نمي آئيم. و در عوض هر روز بايد صفحاتمان را باز كنيم و درباره خودمان بخوانيم كه «از روزي كه رفته اي خارج...» هيچي... مختصر اينكه شده اي گه!» و من حق ندارم كه پارسالم را كه لحظه لحظه اش توي جمعهاي عاشق خود شما بودم را بياد بياورم و باز دلم آتش بگيرد و اگر بپرسم كه داريم چه مي كنيم؟ داريم كجا مي رويم؟ بايد بشنوم كه نشستي بيرون ميگي لنگش كن! راست ميگي، بيا ايران خودت برو تو خيابون! پول سبزها را گرفتي داري حال مي كني، تئوري صادر نكن!
نامبرده در پايان مدعي شد «ديشب كه با رفيقم كه او هم تازه زده بيرون، موقع برگشت به خانه از مترو جا مانديم و دوتايي جمعا روي هم حتي 02 يورو هم نداشتيم كه تاكسي بگيريم و تلفن هايمان هم حتي اينقدر شارژ نداشت كه به كسي زنگ بزنيم و كمك بخواهيم. درمانده تر از هر بي كس و كاري همانجا روي يك نيمكت نشستيم و بدون اينكه با هم حرف بزنيم انگار هردويمان به يك چيز مشترك فكر مي كرديم و به ريش خودمان مي خنديديم»!