در یکی از همین روزهای پر گرد و غبار تهران از مرتفع ترین برج تهران نگاهی به گوشه و کنار شهر می اندازیم.
شهری که در چند روز گذشته ریز گردهای خاکستری امان از شهروندانش بریده است.
تهران 730 کیلومتر مربعی با بیش از هشت میلیون نفرساکن وبنابر آمارهای جهانی هجدهمین شهر پرجمعیت جهان دارای سازه های متنوع وناهمگونی با کاربری های متفاوت می باشد.
وقتی با چشمان غیر مسلح از ارتفاع و حتی در تاریکی به این شهر بزرگ غرب قاره پهناور آسیا نگاهی می اندازیم شکل و شمایل یک شهر پیشرفته و در حال رشد و توسعه را شاهد هستیم و اما وقتی با لنزهای تله زوم و یا دوربین ، دقیق تر به نظاره سازه های شهری می نشینیم به حقیقتی بی مزه (نمیدانم تلخ است یا شیرین) پی می بریم و آن این است که این سازه ها در کنار هم هیچ تناسبی ندارند.
تکه ای تپه، تکه ای زمین حصار کشیده،تکه ای جاده در حال عمران،تکه ای جنگل و تکه ای بیابان.تکه ای سازه رها شده در انتظار آبادانی و تکه ای سازه که جلوی آبادانی آن گرفته شده، زمین های بلا تکلیف گودبرداری شده که آهسته آهسته قدمتی برای خود دست و پا می کنند و سویی دیگر سازه های کهنه و کلنگی در کنار سازه های مدرن.
خوب از تمام این صحبتها که بگذریم راستی خانه، محل کار،تفرجگاه و محل ورزش شما در کدام پهنه این شهر قرار دارد؟شمال؟جنوب؟غرب؟ویا شرق.
نگاهی متفاوت به شهرمان تهران می اندازیم.
خونه ما که اینجاها نی ...
خونه ما زیر پونس نقشه اس :دی ...
ما آخر دنیاییم بعد ما زمین تموم میشه ...
بچه جنوب شهریمو ...
قبله ام یک سرخ ، جانمازمون هم که چشمه ...
دیگه برات بگم که ، مهرمونم که نوره ...
بالاخره خوشیم ، ملخّص کلام ..
ما که تو جوب بزرگ شدیم ...
کَل و کثیف ...
جون شوما بیسته بیستیم ...
منطقه بیستو میگم ...
مثه آبجی نورا و خواهرش بچه باکلاسم نیستیم ...
سر زانمونم همیشه پاره اس ...
یاحق
دم آبجیبمون گرم ...
بچه ها مژده نورا بچه جنوبه ...
من گفتم لابد تهرونی هستی نورا ...
پس از اهالی خون گرم جنوب ایرانی ...
پرچم هر چی بروبچّ جنوبه بالاس ...
مردمانی سخت کوش و پرتلاش ...
دم هر چی بچه جنوب بامرام و باغیرت و ناموس پرسته گرم ...
آبجی نورا خدا ذرات گردوغبار رو ازتون دور کنه ...
که میدونم خیلی اذیت میشید ...
یاحق