۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۱ - ۰۹:۴۹

چرا تصمیم‌کبری و کوکب‌خانم حذف‌شدند؟

معتقدم کتاب درسی به لحاظ محتوایی، روش آموزشی، دانشی و بینشی قوی‌تر از کتاب‌های دهه‌های 30 و 40 هستند و اکنون علمی‌تر و روشمندتر به لحاظ روانشناسی بوده و به نیازهای کودکان توجه کرده است؛ به عبارت دیگر کتاب‌های درسی فعلی، کودکان را برای زندگی آماده می‌کند نه فقط خواندن و نوشتن.
کد خبر : ۶۳۰۹۲

فارس: رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی به دلایل حذف برخی داستان ها مانند تصمیم کبری از کتب درسی اشاره کرد و گفت: بنده در دهه چهل دانش‌آموز بودم و اکنون دهه 90 است، آیا نیازها بعد از 50 سال عوض نشده است؟

حجت‌الاسلام محی‌الدین بهرام محمدیان، معاون پژوهشی وزیر آموزش و پرورش و رئیس سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی در خصوص حذف برخی داستان ها مانند کوکب خانم و تصمیم کبری از کتب درسی اظهار داشت: شاید هم‌سن و سال‌های من به کتاب‌های دانش‌آموزی دوره خودشان علاقه داشته باشند، همچنان که وقتی ما به یاد کفش، کیف و لباس دوره دانش‌آموزی خودمان می‌افتیم لذت می‌بریم، اما واقعاً سلایق و نیازهای امروز مانند چهل سال قبل است؟

وی با تأکید بر اینکه نوع نگاه به زندگی تغییر کرده است، ادامه داد: بنده در دهه چهل دانش‌آموز بودم و اکنون دهه 90 است، آیا نیازها بعد از 50 سال عوض نشده است؟ نوع نگاه به زندگی تغییر نکرده است؟

حجت‌الاسلام محمدیان با بیان اینکه امروز باید کتاب‌های درسی و محتواهای آموزشی ناظر به نیازها، سلایق و علایق امروز دانش‌آموزان باشد، افزود: به صورت نوستالوژیک شاید به قصه تصمیم کبری، کوکب‌خانم، پطروس فداکار دلبستگی داشته باشیم، اما امروز در کشور ما محتوای جدید تولید شده است و نیازهای جدیدی داریم، ضمن اینکه ادبیات جدیدی نیز خلق شده است.

وی اضافه کرد: شاید در 50 سال آینده نیز وقتی این دانش‌آموزان بزرگ شوند، بگویند کتاب‌های درسی ما خیلی خوب بود، در هر حال ما باید ناظر به نیازها، شرایط و محتوا را تغییر دهیم اما مبنا، اصول‌ و ارزش‌ها ثابت باشد؛ به عنوان مثال راستگویی و فداکاری را در کتاب درسی ترویج دهیم.

* امروزه صدها فداکارتر از پطروس در کشورمان پیدا شده است

رئیس سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی با بیان اینکه در دوره‌ای فداکاری در قالب پطروس فداکار بود، گفت: امروز در داخل کشورمان صدها پطروس و فداکارتر از پطروس پیدا شده است که اگر قرار است بگوییم باید زندگی فداکاران روزگار خودمان را بگوییم.

وی افزود: معتقدم کتاب درسی به لحاظ محتوایی، روش آموزشی، دانشی و بینشی قوی‌تر از کتاب‌های دهه‌های 30 و 40 هستند و اکنون علمی‌تر و روشمندتر به لحاظ روانشناسی بوده و به نیازهای کودکان توجه کرده است؛ به عبارت دیگر کتاب‌های درسی فعلی، کودکان را برای زندگی آماده می‌کند نه فقط خواندن و نوشتن.

حجت‌الاسلام محمدیان با بیان اینکه نباید نسبت به کتاب‌های درسی به صورت حجمی برخورد کرد، ادامه داد: مهم برایند کار است و برایند درسی ما آمادگی برای زیستن در زندگی امروز است؛ فداکاری کردن برای کشور، داشتن هویت ملی، دینی و انقلابی به عنوان ارزش‌هایی است که باید در کتاب‌های درسی حفظ شود.

وی تأکید کرد: معتقدم کتاب‌های درسی ما به لحاظ محتوایی غنی‌تر از دوره گذشته بوده و روش‌ها علمی‌تر است، اما در عین حال به کتاب‌های آن دوره نیز تعلق‌خاطر داریم؛ به عنوان مثال من هنوز هم وقتی «داشت عباسقلی خان یک پسری» را می‌خوانم، احساس لذت می‌کنم و شعر ایرج‌میرزا تعلق‌خاطر دارم، اما واقعیت این است که آیا باید همیشه کودکان ما در ایرج‌میرزا بمانند یا شاعرهای امروز هم در کتاب‌های درسی وارد شوند.

نظرات بینندگان
میرمحمد
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۱:۰۵ - ۱۳۹۱/۰۲/۲۵
۶
شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند.

موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند. دیروز که حسنک با کبری چت می کرد، کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است. کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس چت می کرد. پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد. پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود. او نمی دانست که سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند. پتروس در حال چت کردن غرق شد.

برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود. ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت. ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد. ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد. کبری و مسافران قطار مردند.

اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل همیشه سوت و کور بود. الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله ی مهمان ندارد. او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند. او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد او کلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد. او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت. اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد.

به همین دلیل است که دیگر در کتاب های دبستان

آن داستان های قشنگ وجود ندارد...
نسیم
|
Iran (Islamic Republic of)
نوشته جالبی بود والبته واقعیتی تلخ